تبلیغات
وبكده آریانا - مطالب ابر قطعات شعر
وبكده آریانا
چه دعایی كنمت بهتر از این كه خدا پنجره باز اتاقت باشد
ماجرای زن گرفتن یک شاعر طنز پرداز




صبح هر روز مادرم غُر زد
خواهرم هِی به من تلنگر زد
 
که بیا زن بگیر آدم شو
فارغ از غصّه‌های عالم شو
 
که بیا زن بگیر پیر شدی
بی‌نهایت بهانه‌گیر شدی
 
زن نداری، عبوس و غمگینی
زندگی را سیاه می‌بینی
 
زن بگیری همیشه کیفوری
از غم و غصّه تا ابد دوری
 
آسمان رنگ تازه می‌گیرد
از تو دنیا اجازه می‌گیرد
 
شاه داماد می‌شوی پسرم
پادشاهی کن، ای تو تاج سرم
 
هر چه تلخیست می‌شود شیرین
یک نباتیست که... بیا و ببین...
 
زندگانیت می‌شود روشن
ناگهان از شرار ِ تابش ِزن
 
می‌کند روشن از خودش، شب تار
جان تو مثل نور لامپِ هزار!
 
کاملاً روبراه خواهی شد
مثل خورشید و ماه خواهی شد
 
سر و وضعت ردیف... جنتلمن
صاف و صوف و اتو کشیده... خَفَن
 
جمع خواهی شد از خیابان‌ها
از سر کوچه‌ها و میدان‌ها
 
خانه‌ات توی «کوچه‌ی خوشبخت»
مثل خانی نشسته‌ای بر تخت!
 
           *****

الغرض گفت و گفت... خامم کرد
عاقبت خر شدم... حرامم کرد
 
خانواده نشست و شورا کرد
هر که از ره رسید غوغا کرد
 
عمه می‌گفت دختر فامیل
خاله می‌گفت با کدام دلیل؟!
 
مادرم فکر دختری زیبا
خواهرم کرده بود فتنه به پا
 
بر سر ما بگو مگو شده بود
الغرض، خانه بَل‌بَشو شده بود
 
تا سر انجام شد قرار چنان
که دهند این جدال را پایان
 
جمع دنبال دختری باشد
که سری بر تر از پری باشد
 
دختری باحیا و شوهر دوست
که جهان مات حُسن خلقت اوست
 
از هر انگشت او هنر ریزان
پیش قدّش چنار آویزان!!!
 
خاندانش اصیل و صاحب حال
«حال» یعنی که پول و مال و منال
 
- خاندانی که نیست صاحب حال
وصلتش نیست جز عذاب و وبال
 
- هرچه باشد برادرش کمتر
مشکلاتش کم و شَرش کمتر
 
- دختران یکیّ و یکدانه
بهترین همسرند و همخانه

          *****

بحثشان سوژه خنده بود فقط
باب اشعار بنده بود فقط
 
چه بگویم چگونه و چون بود
مثل فیلم «کتاب قانون» بود




نوع مطلب : شعر، طنز (لطیفه)، 
برچسب ها : قطعات شعر، طنز،
لینک های مرتبط : Bestpoetry،

دوشنبه 14 مرداد 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا
شعر طنز ایمیل مجنون به لیلی Funny poem



داد مجنون بهر لیلی یک ایمیل

گفت ای از هجر تو اشکم چو سیل

ای به قربان قد و بالای تو

من فدای قامت رعنای تو

ناز کم کن ای نگار ناز دار

قهر با من نیست انصاف ای نگار

خواسته ای میرزا قلمدونت شوم

واله و شیدا و حیرونت شوم

شعر طنز ایمیل مجنون به لیلی Funny poem

گفته ای نامه ز ایمیل بهتر است

دستخط یار دیدن خوشتر است

لیک دور نامه لیلی جان گذشت

دوره ی ایمیل یا ایکارد گشت

نامه جانم مال عهد بوق بود

راز دار عاشق و معشوق بود

شعر طنز ایمیل مجنون به لیلی Funny poem

ناخن تو چون که گشته مانیکور

خط چشمت چشم ها را کرده کور

نامه بهر تست دیگر املی

ای نگار دلربای سوگلی

گشته چت دیگر به جایش جانشین

دوره ی ایمیل گشت ای نازنین

فیبر نوری گشته دیگر این زمان

جانشین کفتر نامه رسان

شعر طنز ایمیل مجنون به لیلی Funny poem

بهر تو ایمیل خیلی بهتر است

لایق عاشق کشان دلبر است

اسب همت را تو اینک هی بکن

بهر مجنون یک ایمیل ریپلی بکن

جوف آن بفرست اتچ های قشنگ

فایل های جور واجور و رنگ وارنگ

عشق من آنلاین تست ای مهربان

صبح و ظهر و عصر و شب در هر زمان

شعر طنز ایمیل مجنون به لیلی Funny poem

آف مسیجت می فرستم دمبدم

تا که مهر افزون کنی و ناز کم

این ایمیل را کپی پیست در هارد کن

از برای عاشقان فوروارد کن

با خیال راحت ای یار ملوس

چون که دارد این ایمیل آنتی ویروس

شعر طنز ایمیل مجنون به لیلی Funny poem





نوع مطلب : شعر، طنز (لطیفه)، 
برچسب ها : قطعات شعر، طنز،
لینک های مرتبط : نمكستان،

شنبه 12 مرداد 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا
شعر طنز عشق دروغی Funny love poem



عشق یعنی اینکه تو باور کنی

می توانی یک نفر را خر کنی

کذب را هنگام فعل مخ زنی

آنچنان گویی که خود باور کنی

با دروغی جور شد گر امر خیر

راست را هرگز مبادا شرکنی

عشق همچون طایری توخالی است

راست گر در آن رود پنچر کنی

می شود چون موم در دستت اگر

از خودت حرف قلمبه در کنی

می توانی گر چه هستی بی سواد

شعرهای خوشگلی از برکنی

خیز و جهدی کن چو حافظ تا مگر

وصف جام و باده و ساغر کنی

بعد یک مقدار تمرین، کذب محض

می شود جاری چو لب را تر کنی

می شود او عا شق تعریف هات

اندکی لب را اگر ترتر کنی!

نزد اختر چون که بنشینی مباد

وصف چشم و ابرو ی زیور کنی

پیش زیور نیز چون هستی مباد

نقل رنگ گیسوی آذر کنی

روی هم رفته نباید پیش زن

صحبت از معشوقه ای دیگر کنی

از دروغت خار گل میگردد و

می شود تقدیم یک بهتر کنی

گر پسر هستی بیابی دختری

یا اگر هم دختری، شوهر کنی

اینچنین عشقی است عشق پرفروغ

زندگی روی ستون ها ی دروغ





نوع مطلب : شعر، طنز (لطیفه)، 
برچسب ها : قطعات شعر، طنز،
لینک های مرتبط : نمكستان،

شنبه 12 مرداد 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا
شعر طنز منت کشی Poetry Humor



چه حاجتى به قاصد و پست و پیک؟

عیال نازنین، سلام علیک

با خط و نامه هم اگه بتونم

به خدمتت سلام مى رسونم

رفتى و دوریتو بهونه کردم

سلام گرم و عاشقونه کردم

دلت که سرد و خسته بود و غم داشت

سلام گرم و عاشقونه کم داشت

هم آشیون من تو این لونه اى

کفتر جَلد بوم این خونه اى

پرهاتو چیدم که یه وَخ با پرت

پر نکشى پیش پدر مادرت

تو بى خبر رفتى و پر خریدى

تا چشم به هم زدم، یهو پریدى

پرزدى و توخونه کاشتى منو

دلت اومد تنها گذاشتى منو؟

با اینکه تو همین دهات و شهرى

با من دو ماه آزگاره قهرى

نیومد از تو نامه اى، کلامى

نه تو پیام گیرمون، پیامى

بهم ندادى از موارد ذیل

نه آى دى و نه پى ام و نه اى میل

هیچ نمى گى شوهرم الان کجاست؟

تاج سرم، سرورم الان کجاست؟

هیچ نمى گى موهاشو کى مى جوره؟

هیچ نمى گى رخت هاشو کى مى شوره؟

هیچ نمى گى خورد و خوراکش چیه؟

وصله رخت چاک چاکش چیه؟

دورى تو، پاک خل و دیوونم کرد

بیا و پر بزن به خونه برگرد




نوع مطلب : شعر، طنز (لطیفه)، 
برچسب ها : قطعات شعر، طنز،
لینک های مرتبط : نمكستان،

شنبه 12 مرداد 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا
سرشماری



خبر آمــد که قــــــرار است ســری بشمارند

                                                هر ســــــــری را بـــه حساب نفری بشمارند

سر مـــا گــــــــر نشمردند فدای ســــــر تو

                                                 نه قرار است که بی پــــا و ســری بشمارند .....




نوع مطلب : شعر، طنز (لطیفه)، 
برچسب ها : قطعات شعر، طنز،
لینک های مرتبط : بوالفضول،

پنجشنبه 10 مرداد 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا
طعم شوهر



دختری کرد سوال از مادر

که چه طعم و مزه دارد شوهر

این سوال تا بشنید از دختر

اندکی کرد تامل مادر

گفت با خود که بدین لعبت مست

گر بگویم مزه اش شیرین است

یا غم شوی روانش کاهد

یا بلا فاصله شوهر خواهد

گر بگویم مزه ی آن تلخ است

تا ابد می کشد از شوهر دست

لاجرم گفت به او ای زیبا

ترش باشد مزه ی شوهر ها

دخترک در تب و تابی افتاد

گفت مادر دهنم آب افتاد




نوع مطلب : شعر، طنز (لطیفه)، 
برچسب ها : قطعات شعر، طنز،
لینک های مرتبط : طنزینه،

چهارشنبه 9 مرداد 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا
مدرك دیپلم در ایران.....



ای نسیم سحر آرامگه یار كجاست؟ 
مدرك دیپلمم اینجاست ولی كار كجاست؟ 
هر كجایی كه من مدرك خود را بردم 
پاسخ این بود كه یك پارتی پولدار كجاست؟ 
روز و شب هر چه دویدم پی همسر گفتند 
از برای چو تویی همسر و غمخوار كجاست؟ 
پدر دختره تا دید مرا با فریاد 
گفت اوٌل تو بگو درهم و دینار كجاست؟ 
خانه در جردن و شمران چه داری بچه؟ 
پست و عنوان و یا حجره و انبار كجاست؟ 
ست الماس و گلوبند زمرد كه به آن 
بكند دختر من فخر در انظار كجاست؟ 
یك عدد بنز مدل سال دو در 
تا كند فیس در آن در بر اغیار كجاست؟ 
اعتیاد ار كه نداری و سلامت هستی 
برگی پاكی ژن ار دكتر و بهیار كجاست؟ 
هر چه فریاد زدم حرف مرا كس نشنید 
كه به دادم برسد؟ گوش بدهكار كجاست؟ 
نیست چون بهر جوان عیب اكنون حمٌالم 
توی میدان بكنم باربری، بار كجاست؟ 
مدرك دیپلم خود را بفروشم به دو پول 
ایهالناس بگویید خریدار كجاست؟




نوع مطلب : شعر، طنز (لطیفه)، 
برچسب ها : قطعات شعر، طنز،
لینک های مرتبط : تبیان،

چهارشنبه 9 مرداد 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا

پشه و ازدواج مجدد




شعر از حضرت گل آقا    



آن شنیدم پشه ء زن مرده ای! 

پشه زن مرده و افسرده ای! 

چون عیالش مرد در مرگش گریست 

مدتی بی همسر و بی زن بزیست! 

عاقبت گفتند اورا دوستان! 

هست فیلی ( ماده) در ( هندوستان)!! 

شوهر او زد از این دنیا به چاک!! 

زیر ماشین رفت ناگه شد هلاک!! 

خواستگاری کن که آید در برت! 

چون که تنهایی. شود او همسرت! 

این نصیحت پشه را خوشحال کرد!! 

زود از این گفتار استقبال کرد 

بال پر بگشود در روی هوا 

رفت سوی فیل . با شورو نوا 

پشه او را خوشگل و زیبا بدید 

عشقی از وی آمدش در دل پدید 

گفت ای فیل ملوس و عشوه گر!! 

از همه خوبان عالم خوبتر! 

آن شنیدم شوهرت رفته ز دست 

مانده ای تنها که این خیلی بد است 

من هم از روزی که بی زن مانده ام 

پشه ای آواره و در مانده ام! 

حرف مردم را نباید کم گرفت 

بایدت این آبرو محکم گرفت 

چاره این درد و هم راه علاج!! 

ازدواج است ازدواج است ازدواج!! 

تو زن من باش من نان آورت!!!! 

فخر کن بر شوهر نام آورت !!! 

فیل ماده چون شنید این حرف گفت: 

ازدواج ما بود یک حرف مفت! 

در نظر آور کنون آینده را 

کی توانی داد خرج بنده را؟؟! 

کودکی آید اگر از ما پدید ؟! 

از عجایب باشد و نوع جدید!! 

مانع دیگر که اصل مطلب است!؟ 

باعث تشویش در روز و شب است!! 

این که تو در آسمان پر میزنی! 

کی دگر روی هوا فکر (( زنی)) ؟؟ 

شب نیایی گر به منزل . من کجا؟ 

دسترس دارم به تو ای نا قلا؟؟؟ 

من چه می دانم کجا خوابیده ای ؟؟ 

یا برای من چه خوابی دیده ای؟؟ 

روز و شب من در زمین تو در هوا 

وصلتی اینسان نمی باشد روا !! 

بی تناسب چونکه باشد ازدواج 

جز طلاق آنرا نباشد خود علاج! 

این طلاق و این جدایی ها همه 

بین آدمها بود بی واهمه!! 

پند من بشنو تو در ختم سخن!! 

بی تناسب زن مگیر ای هم وطن!!  




نوع مطلب : جانوران، شعر، طنز (لطیفه)، 
برچسب ها : قطعات شعر، طنز،
لینک های مرتبط : تبیان،

سه شنبه 8 مرداد 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا


درباره وبلاگ


زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صــحـنـه پــیــوســتـه بـه جــاســـت
خـرم آن نغـمه کـه مردم بـسـپـارند بـه یـاد

مدیر وبلاگ : کوروش هویدا
نویسندگان
نظرسنجی
نظرشمادرمورداین وبلاگ چیست؟






آمار وبلاگ



  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :