تبلیغات
وبكده آریانا - مطالب موسیقی
وبكده آریانا
چه دعایی كنمت بهتر از این كه خدا پنجره باز اتاقت باشد
زندگینامه استاد قسمت خانی:





قسمت خانی در سال ۱۳۲۳ در شهرستان تالش گیلان به دنیا آمد. خنیاگر ‌و آوازه‌خوان منطقه تالش تا پیش از پیروزی انقلاب اسلامی به عنوان خواننده ترانه‌ها و نغمه‌های منطقه خود شهرت داشت.

اما بعد از انقلاب و  و نخستین بار توسط جهانگیر نصری اشرفی، فرهنگ پِِژوه به جامعه موسیقی شناسانده شد و مجموعه‌ای از آوازهای او در آلبومی از سوی انجمن موسیقی ایران منتشر شد.

سپس در مجموعه برنامه‌های جشنواره موسیقی فجر و به خصوص جشنواره موسیقی نواحی کرمان به جامعه هنری بیشتر شناسانده شد.

قرار گرفتن در حلقه ی 36 استاد برتر موسیقی نواحی ایران - کرمان در سال 1383، حضور در جشنواره  موسیقی فجر 1385، اجرا در جشنواره « آواهای روحانی زمین » فرانسه 1386 و کسب مقام نخست آواز نواحی ایران - جشنواره سراج خراسان 1387 و اجرا در جشنواره بزرگ فرهنگ ایران - بلاروس - 1390  از جمله توفیق‌های این هنرمند به شمار می‌رود.

صدای خانی چپ کوک است و ظرفیت  و قابلیت‌های فراوانی دارد و آلبوم‌های تصویری دویر آویر و آفتاو پرمه 1391و نیز مشن مشن از جمله آثاری است که از این هنرمند بر جای مانده است.

او روز یکشنبه 26 آبان ماه 1392 بعد از یک دوره طولانی بیماری در روستای «سکام» از توابع رضوان شهر درگذشت.





نوع مطلب : عمومی، هنری، موسیقی، 
برچسب ها : خواننده، قسمت خانی،
لینک های مرتبط : همشهری آنلاین،

شنبه 20 دی 1393 :: نویسنده : کوروش هویدا
بیوگرافی مرتضی پاشایی همراه با تصاویر


مرتضی پاشایی, بیوگرافی مرتضی پاشایی, عکس های مرتضی پاشایی


نام اصلی:  مرتضی پاشایی

زادروز:   ۱۳۶۳


وفات:    ۱۳۹۳

سبک‌ها: پاپ
کار(ها): خواننده، آهنگساز، تنظیم‌کننده
ساز(ها): گیتار و پیانو



 بیوگرافی مرتضی پاشایی از زبان خودش

مرتضی پاشایی هستم متولد ۱۳۶۳/۵/۲۰ ساکن غرب تهران (آریا شهر) و در حال حاضر دانشجوی رشته گرافیک هستم از دوران کودکی همیشه نسبت به موسیقی یه حس خاص و مبهمی داشتم.

 و میدونستم که یک روز باید همین راه رو دنبال کنم.در سن ۱۴ سالگی موسیقی رو با زدن گیتار شروع کردم ولی درحین کار با مخالفت خانواده مواجه شدم.

ولی بازم با پای فشاری های خودم وعلاقه ای که به موسیقی داشتم سر از کر باز نزدم وهرگز پشیمون از ادامه راه نشدم. وبه این کار ادامه دادم و خوب الان چند سالی هست که دیگه این کارو به صورت حرفه ای دنبال میکنم و اصولا تمام وقتم رو صرف این کار میکنم تا بتونم بهترین کار با کیفیت عالی بیرون بدم و به هیچ عنوان کارم رو سطحی دنبال نمیکنم.

بیشتر موزیک های خارجی گوش میدیم علاقه زیادی هم به مصاحبه کردن ندارم. دوست آروم و بی سرو صدا بیام بالا برخلاف دیگران خصوصیات اخلاقی من یا همیشه خیلی آروم هستم یا خیلی شوخی میکنم. با هرکسی نمی تونم بسازم خیلی حساس هستم.

بیوگرافی مرتضی پاشایی,عکس مرتضی پاشایی,تصاویر مرتضی پاشایی


آغاز فعالیت هنری مرتضی پاشایی

مرتضی پاشایی از سال ۱۳۸۹ با انتشار اینترنتی قطعات خود شروع به کار کرد، او با قطعه یکی هست به شهرت رسید. مرتضی پاشایی را پیرو سبک شادمهر عقیلی و محسن یگانه می‌دانند. مرتضی پاشایی در پاییز سال ۱۳۹۱ با انتشار آلبوم یکی هست به جمع خوانندگان آلبوم دار پاپ ایران پیوست. به اعتقاد خیلی از کارشناسان مرتضی پاشایی پدیده سال موسیقی پاپ فارسی بود.

 

آلبوم‌های مرتضی پاشایی

یکی هست: نخستین آلبوم مرتضی پاشایی که در سال ۱۳۹۱ منتشر شد. این آلبوم دارای ۱۲ قطعه است. ترانه سراهای این آلبوم، مهرزاد امیر خانی و علی بحرینی هستند. آهنگسازی این آلبوم را خود مرتضی پاشایی انجام داده و کار تنظیم را نیز مرتضی پاشایی و میلاد ترابی انجام داده‌اند.


تک آهنگ‌های مرتضی پاشایی

روز برفی (همراه با محمدرضا گلزار) -ادعای عشق (نسخه غیر رسمی) - عصر پاییزی - بغض (تقدیم به بنیامین بهادری) - جاده یک طرفه - نفس - به گوشت میرسه - بزار بگم - چند روز - چشمای من - چطور دلت اومد - دل من دل تو - دروغ دوست داشتنی - عشق من - گریه کن - ماه من - من و ببخش - مثل شیشه - میخوام بگم - می‌میرم - تقصیر - تو فکرتم - تو راست میگی - یادته - یکی هست - زیادی - شاید بپرسی -ستایش -گل بیتا -روتو برگردون -حالا اومدی -تورفتی -گل اطلسی -بزار بگم -ماه من -قسم -آدم کش -ادم آهنی

بیوگرافی مرتضی پاشایی,عکس مرتضی پاشایی,تصاویر مرتضی پاشایی


بیماری مرتضی پاشایی

مرتضی پاشایی خواننده پاپ کشورمان مدتی بود که با یک بیماری سخت دست و پنجه نرم می کرد.  وی بر اثر بیماری گوارش مدتی در بیمارستان بستری شد  و تحت عمل جراحی قرار گرفت.

 

 

«مرتضی پاشایی» درگذشت

«مرتضی پاشایی» خواننده جوان موسیقی پاپ کشورمان پس از مدت‌ها مبارزه با بیماری مهلک سرطان در تاریخ بیست و سوم آبان 1393 دارفانی را وداع گفت. ( روحش شاد)

 






نوع مطلب : عمومی، هنری، موسیقی، 
برچسب ها : خواننده، مرتضی پاشایی،
لینک های مرتبط : بیتوته،

دوشنبه 26 آبان 1393 :: نویسنده : کوروش هویدا

زندگینامه : 


احمد ابراهیمی، ردیف‌دان و مدرس آواز و خواننده پیش‌کسوت در سال 1305 در اورامانات کردستان متولد شد.
اکثر اعضای خانواده او دستی در موسیقی داشتند و همین امر سبب شد تا او هم با تشویق خانواده به سراغ موسیقی و یادگیری این هنر برود.
ابراهیمی بیش از دوازده سال نداشت که به تهران نقل مکان کرد.در سال 1327 با توجه به صدای خوشی که داشت با استادان بزرگ موسیقی ایران نظیر ابوالحسن صبا ،مرتضی محجوبی، حسین تهرانی، غلامحسین بنان، ادیب خوانساری آشنا شد و از محضر همگی این بزرگان موسیقی ایران بهره‌مند گردید.
پس از پنج سال که تحت تعلیم آنان قرار می‌گیرد اولین برنامه رادیویی خود را با محمود ذوالفنون در رادیو تهران اجرا کرد که با تشویق و استقبال مردم روبرو ‌شد.
ابراهیمی  پس از یک سال اجرای برنامه‌های مختلف موسیقی در رادیو، به سال 1333 به ارکستر مرتضی‌خان محجوبی ،استاد پیانو که با همکاری محمد میرنقیبی اداره می شد،راه می‌یابد و شکوفایی هنری وی از همین زمان آغاز می‌شود.همکاری او  تا سال 1335 با این ارکستر ادامه داشت.
از سال 1342 تا اواخر سال 1354 به سمت رئیس دفتر اداره کل فعالیت‌های هنری و از سال 1354 تا اواخرسال 1358 به سمت مدیر امور اداری سازمان ملی "فولکلور"ایران منصوب و مشغول کار می‌شود و ضمناً به برنامه‌های هنری خودش ادامه می‌دهد.
احمد ابراهیمی در فروردین ماه 1359 پس از پشت سرگذاشتن بیست و چهار سال مستمر کار هنری و مدیریت هنری  با تقاضای خودش باز نشسته می‌شود.
بعد از انقلاب عمده وقت ابراهیمی به آموزش ردیف‌های آوازی به شاگردان و علاقه‌مندان موسیقی‌ آوازی صرف شد.
ابراهیمی از معدود ردیف‌دانان به جای مانده از نسل قدیم است که دستی هم به قلم دارد و چند سال قبل ، وقتی دوست و ردیف‌دان نامی،استاد حسین عمومی، دار فانی را وداع گفت .
در سال‌های بعد از دهه هشتاد نهادهای عمومی و مدنی از این آوازخوان پیش‌کسوت تقدیر به عمل آوردند که از جمله آنها تجلیل از استاد ابراهیمی و استادفریدون حافظی در خانه موسیقی بود.
احمد ابراهیمی، استاد پیشکسوت آواز ایرانی تیر سال 1392 در پی یک دوره بیماری در سن 87 سالگی در بیمارستان فرمانیه تهران درگذشت.





نوع مطلب : هنری، موسیقی، 
برچسب ها : زندگینامه، احمد ابراهیمی،
لینک های مرتبط : همشهری آنلاین،

سه شنبه 4 تیر 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا
استاد جلیل شهناز درگذشت



این هنرمند پیشکسوت صبح روز دوشنبه 1392/03/27 پس از تحمل یک دوره بیماری در سن 92 سالگی در بیمارستان آراد درگذشت.
 
زنده‌یاد شهناز متولد سال 1300 در اصفهان بود. پدرش شعبان خان علاقه وافری به موسیقی اصیل ایرانی داشت و به همین دلیل منزلش محل آمد و شد هنرمندان زمان خود بود. 
 
شهناز از کودکی به موسیقی علاقه‌مند شد و نواختن تار را در نزد عبدالحسین شهنازی و برادر بزرگ خود حسین شهناز که به خوبی ساز می‌نواخت، آغاز کرد. 
 
پشتکار زیاد و استعداد شگرف جلیل به حدی بود که در سنین جوانی از نوازندگان خوب اصفهان شد و در همان سنین جوانی به تهران آمد و فعالیت خود را با تکنوازی در رادیو و اجرا در ارکسترهای مختلف این رسانه ادامه داد و پس از مدتی کوتاه با همکاری در «گل‌ها» فعالیت هنری خود را ادامه داد. 
 
استاد شهناز با سفر به تهران و اقامت به عنوان کارمند افتخاری شهرداری شد. این زمان مصادف بود با پخش برنامه‌های تخصصی موسیقی از رادیو و تلویزیون که جلیل شهناز از تکنوازان بی‌بدیل این دوران بود. 
 
این نوازنده تار در طول زندگی هنری خود با هنرمندانی از جمله حبیب‌الله بدیعی، پرویز یاحقی، همایون خرم، علی تجویدی، منصور صارمی، رضا ورزنده، ناصر افتتاح، جهانگیرملک، اسدالله ملک، حسن کسایی، محمد موسوی، تاج اصفهانی، ادیب خوانساری، محمودی خوانساری، حسین خواجه امیری و محمدرضا شجریان همکاری داشت. 
 
تکنوازی و دونوازی بهمراه تنبک در داخل و خارج از کشور، ضبط کاست‌های مختلف چه بصورت تکنوازی یا جواب آواز، کنسرت به همراه گروه استادان به سرپرستی استاد فرامرز پایور بخشی از زندگی هنری استاد شهناز را در این دوران تشکیل می‌دهد. 
 
او در سال 1383 به عنوان چهره ماندگار هنر و موسیقی برگزیده شد. همچنین در 27 تیر همان سال مدرک درجه یک هنری برای تجلیل از یک عمر فعالیت هنری به جلیل شهناز اهدا شد. 
 
 شجریان در سال 1387 گروهی را که با آن کار می‌کرد به افتخار جلیل شهناز، گروه شهناز نام گذاشت. 
 
شهناز علاوه بر نواختن تار، که ساز اختصاصی او بود، به نواختن ویولون، سنتور و تمبک نیز آشنایی  داشت. 
 
بسیاری از بررگان عرصه موسیقی هنر زنده یاد شهناز را ستوده‌اند، از جمله استاد حسن کسائی که درباره او گفته است: «همه ساز می‌زنند و همه خوب ساز می‌زنند ولی قدرت نوازندگی و محفوظات و لحظات موسیقی که آقای شهناز می‌دانند و اجرا کرده‌اند، چیزی که در دست همگان باشد نیست. یعنی ردیف موسیقی ایران نیست.» 
 
داریوش پیرنیاکان نیز جلیل شهناز را هنرمندی می‌داند که زاوایای بسیاری در سازش نهفته‌ و درباره او گفته است: «او علاوه براشراف کامل بر ردیف و رموز آن، ویژگی منحصر به فردی دیگری نیز داشت. جواب آوازهای شاهکار و بی نظیر، استفاده از تمام امکانات ساز، نواختن بسیاری از گوشه‌های مهجور، رعایت جمله‌بندی در نوازندگی از جمله ویژگی‌های نوازندگی جلیل شهناز است.» 
 
پرویز یاحقی هم در جملات کوتاهی درباره او گفته: «شهناز دفتر تار را بست.» 

وبلاگ آریانا درگذشت این هنرمندبرجسته رابه خانواده استاد و جامعه هنرموسیقی تسلیت عرض میكند.

                             روحش شاد و یادش گرامی باد




نوع مطلب : هنری، موسیقی، 
برچسب ها : درگذشت، استادشهناز،
لینک های مرتبط :

دوشنبه 27 خرداد 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا
زندگینامه :



جلیل شهناز، در سال ۱۳۰۰ در اصفهان به دنیا آمد. تقریباً همه اعضای خانواده وی با موسیقی آشنایی داشتند و در رشته‌های مختلف هنر از جمله تار، سه‌تار، سنتور و کمانچه به مقام استادی رسیدند. پدرش «شعبان خان» علاقه وافری به موسیقی اصیل ایرانی داشت و علاوه بر تار که ساز اختصاصی او بود، سه‌تار و سنتور هم می‌نواخت. عموی او غلامرضا سارنج هم از نوازندگان کمانچه بود.
جلیل شهناز، از کودکی به موسیقی علاقه‌مند شد و نواختن تار را در نزد عبدالحسین شهنازی و برادر بزرگ خود حسین شهناز که به خوبی ساز می‌نواخت، آغاز کرد. پشتکار زیاد و استعداد شگرف جلیل به حدی بود که در سنین جوانی از نوازندگان خوب اصفهان شد.

شهناز، در جوانی با حسن کسایی (نوازندهٔ سرشناس نی) آشنا شد که این آشنایی آغاز همکاری بلندمدت آن دو بود. جلیل شهناز از سال ۱۳۲۴، در تهران ساکن شد و با رادیو تهران شروع به کار کرد و در بسیاری از برنامه‌ها به عنوان تک‌نواز شرکت کرد.

جلیل شهناز با سفر به تهران و اقامت به عنوان کارمند افتخاری شهرداری شد. این زمان مصادف بود با پخش برنامه‌های تخصصی موسیقی از رادیو و تلویزیون که جلیل شهناز از تکنوازان بی بدیل این دوران بود.

امکانات ضبط و استودیوهای تازه به خدمت گرفته رادیو تلویزیون این فرصت را به او داد تا بتوانند با پنجه و مضراب سحرآمیز خویش دل هر شنونده و بیننده‌ای را تسخیر کند. ضبط برنامه‌های فراوان و نیز کنسرت‌های مختلف با نوازندگان و خوانندگان معروف آن عصر در تهران حاصل این دوران است.

این نوازنده تار در طول زندگی هنری خود با هنرمندان والای کشور از جمله فرامرز پایور، حبیب الله بدیعی، پرویز یاحقی، همایون خرم، علی تجویدی، منصور صارمی، رضا ورزنده، امیر ناصر افتتاح، جهانگیر ملک، اسدالله ملک، حسن کسائی، محمد موسوی، تاج اصفهانی، ادیب خوانساری، محمودی خوانساری، عبدالوهاب شهیدی، اکبر گلپایگانی، حسین خواجه امیری و محمد رضا شجریان همکاری داشته‌است.

وی در دههٔ ۱۳۶۰ همراه با فرامرز پایور (سنتور)، علی اصغر بهاری (کمانچه)، محمد اسماعیلی (تنبک) و محمد موسوی (نی) «گروه اساتید» را تشکیل داد و با این گروه، مسافرت‌های متعددی به کشورهای اروپایی، آسیایی و آمریکا داشت.

وی در سال ۱۳۸۳ به عنوان چهره ماندگار هنر و موسیقی برگزیده شد.همچنین در ۲۷ تیر سال ۱۳۸۳، مدرک درجه یک هنری (معادل دکترا) برای تجلیل از یک عمر فعالیت هنری به جلیل شهناز اهدا شد.

در سال ۱۳۸۷، محمدرضا شجریان، گروهی که با آن کار می‌کرد را به افتخار جلیل شهناز، گروه شهناز نام گذاشت.

جلیل شهناز، علاوه بر نواختن تار، که ساز اختصاصی اوست، با نواختن ویولون، سنتور و تمبک نیز آشنایی دارد. معروف است که او در شیوه نوازندگی می‌تواند با ساز خود علاوه بر نواختن، آواز هم بخواند.

این هنرمند پیشکسوت صبح روز دوشنبه 1392/03/27 پس از تحمل یک دوره بیماری در سن 92 سالگی در بیمارستان آراد درگذشت.




نوع مطلب : هنری، موسیقی، 
برچسب ها : زندگینامه، جلیل شهناز،
لینک های مرتبط :

دوشنبه 27 خرداد 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا
زندگینامه :


Iraj+Bastami.jpg
ایرج بسطامی (زاده سال ۱۳۳۶ خورشیدی درشهرستان بم)، خوانندهٔ موسیقی سنتی ایرانی بود. او از پنج سالگی به خواندن آواز علاقه نشان داد و یدالله بسطامی عموی بزرگوارش استعدادش را کشف کرد و پرورش داد . ایرج در این سال ها ردیف های آوازی در مکتب تهران سبک استاد عبدالله خوان دوامی را نزد عمو فرا گرفت و در 22 سالگی به جرگه شاگردان استادان آواز ایران پیوست. وی در این سالها به رغم مشکلات راه و مسافت زیاد ، هفته ی یک بار برای فراگیری آواز از بم به تهران می آمد. ایرج نزد پرویز مشکاتیان آهنگ ساز و نوازنده ی نامی سنتور رفت تا تلفیق شعر و موسیقی را نزد او بیاموزد و کم کم نخستین آلبوم های خود را با مشکاتیان منتشر کرد. آلبوم های " افشاری مرکب " ، " مژده بهار" ، " افق مهر" و "وطن من" در همین دوره به بازار عرضه شدند. در بوی نوروز نیز که حاصل همکاری گروه دستان و آهنگ سازی محمدعلی کیانی نژاد می باشد و از کارهای به یادمادنی موسیقی ایران است او آواز خواند. سپس بسطامی با همکاری کیوان ساکت " آلبوم فسانه" کورش متین ، "سکوت" و حسین پیرنیا "تحریر خیال " را خلق کرد. از قلم نیفتد که آلبوم موسم گل حاصل همکاری او با محمدرضا درویشی بود و در آن برخی از تصانیف قمرالملوک وزیری را بازخوانی کرد . آهنگ گل پونه های وحشی که نیزپس از مرگ وی در بم آوازه ملی یافت حاصل صدایش روی آهنگی از پیرنیا ست .
آوازهای ایرج بیشتر بر پایه سنتور بود و در گام های بلند هیچ کس به مهارت وی نرسید با این همه ذوق و هنر در فقر شدید به سر می برد . او هرگز ازدواج نکرد و سرپرستی خانواده ی برادر مرحومش را بر عهده گرفت . آوازهای دشتی و محای او نیز در کرمان و کل ایران دارای شهرت بسیاری است .
بسطامی بسیار فروتن بود و شاید این تواضع یکی از علت های کمتر شناخته شدنش تا قبل از خاموشی بود. او اجازه نمی داد عکسش بر روی کاست هایش درج شود و یا مقاله ای در موردش نوشته شود. وی در اواخر عمر کوتاه اما گرانمایه خویش به زادگاهش بم پناه آورد و در خانه ی کاهگلی پدر که عاقبت بر سرش آوار شد ، چند صباحی زندگی کرد و سرانجام در سحرگاه پنجم دی ماه 1382 در زلزله بم زیر آوار ماند و زرق و برق جهان و تمام متعلقاتش وداعی بلند گفت. پس از مرگ بسطامی برخی از کارهای گذشته و کنسرت های وی با اهالی موسیقی و نیز بی کاروان کولی « کیوان ساکت» انتشار عمومی یافت که الله مزار با هم نوازی سه تار بهداد بابایی از جمله این آثار بود.
وی در یکم آذر ماه سال ۱۳۳۶ در شهرستان بم متولد شد و طی حادثه زمین‌لرزه بم در تاریخ ۵ دی ۱۳۸۲ در خانه پدری خود در همین شهر درگذشت. از وی فرزندی بر جای نمانده‌است.

ایرج بسطامی


فعالیت حرفه‌ای

ایرج بسطامی دوره مقدماتی آواز را نزد عموی خود، یدالله بسطامی گذراند و پس از اخذ دیپلم، به تهران آمد و دوره عالی آواز را نزد استاد محمدرضا شجریان پیگیری کرد که پس از ۷ سال (در سال ۱۳۷۸)، کلاس را رها کرد و به فراگیری مبانی موسیقی نزد پرویز مشکاتیان پرداخت.

بسطامی در ارائه تحریرهای موسیقی دارای مهارت زیادی بود و در این زمینه از نوادر موسیقی سنتی محسوب می‌شد.


کنسرت‌ها

کنسرت با گروه عارف در ایران و اروپا (افشاری مرکب)، آهنگساز: پرویز مشکاتیان
کنسرت با گروه عارف در اروپا و شرکت در فستیوال جهانی موسیقی روح زمین(مژده بهار)، آهنگساز: پرویز مشکاتیان
کنسرت راست پنجگاه، آهنگساز و سرپرست گروه: پرویز مشکاتیان
کنسرت باگروه دستان در دستگاه سه گاه و همایون (بوی نوروز)، ۱۳۷۱ آهنگساز و سرپرست گروه: حمید متبسم
کنسرت با گروه وزیری در دستگاه راست پنجگاه و آواز ابوعطا(فسانه)، آهنگساز و سرپرست گروه: کیوان ساکت
بی کاروان کولی «آخرین کنسرت زنده یاد ایرج بسطامی به همراهی گروه وزیری در مایه شور، شوشتری و آواز دشتی»، آهنگساز و سرپرست گروه: کیوان ساکت.

آلبومها

افشاری مرکب «کنسرت گروه عارف در ایران و اروپا»، آهنگساز: پرویز مشکاتیان
مژده بهار «کنسرت گروه عارف در اروپا و شرکت در فستیوال جهانی موسیقی روح زمین»، آهنگساز: پرویز مشکاتیان
افق مهر «کنگره بین المللی بزرگداشت خواجوی کرمانی»، آهنگساز: پرویز مشکاتیان
وطن من گروه عارف، آهنگساز و سرپرست گروه: پرویز مشکاتیان
کنسرت راست پنجگاه ۱ و ۲، آهنگساز و سرپرست گروه: پرویز مشکاتیان
مرکب خوانی مقام صبر، آهنگساز و سرپرست گروه: پرویز مشکاتیان
بوی نوروز «کنسرت گروه دستان در دستگاه سه گاه و همایون»، آهنگساز و سرپرست گروه: حمید متبسم
موسم گل «اجرای تصانیفی از عارف و شیدا توسط ارکستر سمفونیک تهران»، رهبری و تنظیم: محمدرضا درویشی
فسانه «کنسرت گروه وزیری در دستگاه راست پنجگاه و آواز ابوعطا»، آهنگساز و سرپرست گروه: کیوان ساکت
تحریر خیال «در دستگاه شور و همایون»، آهنگساز: حسین پرنیا
رقص آشفته «در آواز ابوعطا، دستگاه شور، دستگاه چهارگاه و همایون»، آهنگساز: حسین پرنیا
ظهور «در دستگاه شور، آواز دشتی و دستگاه چهارگاه»، آهنگساز: اصغر محمدی
سکوت «اجرای تصانیفی از زنده یاد محمد میرنقیبی در دستگاه شور، آواز دشتی، بیات ترک و دستگاه سه گاه»، به همراهی تار جلیل شهناز، تنظیم کوروش متین، گروه نیستان
خزان آرزو «بداهه خوانی به همراه تار و سه تار حسین مجیدیان و اجرای تصانیفی از ساخته‌های همایون خرم و پرویز یاحقی در آواز دشتی و بیات اصفهان»





نوع مطلب : هنری، موسیقی، 
برچسب ها : ایرج بسطامی،
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 15 فروردین 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا
: زندگینامه




قمرالملوک وزیری‌زاده که نام شناسنامه‌ای‌اش پیش‌تر «قمرخانم سید حسین‌خان» بود به سال۱۲۸۴ خورشیدی بدنیا آمد وی نخستین زن در دوران تاریخ معاصر ایران بود که به صورت بی‌حجاب، به خوانندگی در حضور مردان پرداخت. از وی به عنوان پرآوازه‌ترین خواننده زن آوازهای سنتی ایران یاد می‌شود.
قمرالملوک در تاکستان قزوین به دنیا آمد. برخی گفته‌اند که او در قزوین به دنیا آمده‌است اما به گفته دختر معنوی او، زبیده جهانگیری، قزوین در آن زمان ملکِ آقای "بحرینی "بوده و بانو "قمر" برای فرار از ازدواج به آنجا پناه برده‌است. هنگام تولد پدر نداشت و در ۱۸ ماهگی مادرش هم مرد و از این زمان تحت سرپرستی مادربزرگش که روضه‌خوان زنانه حرم ناصرالدین شاه بود قرار گرفت. او در جایی گفته‌است: «من مدیون تربیت اولیهٔ خودم هستم. چرا که همان پامنبری کردن‌ها به من جرأت خوانندگی داد.»
در جوانی پس از آشنائـی با مرتضی نی‌داود با ردیف موسیقی ملی آشنا شد و راهش را برای کسب تجربیات از استادان دیگر هموار ساخت. کار پیشرفت قمر در مدتی کوتاه به آنجا رسید که کمپانی «هیز ماسترز ویس» به خاطر ضبط صدای او دستگاه صفحه پر کنی به تهران آورد. بعد از آن کمپانی «پولیفون» هم آمد. به گفته ساسان سپنتا ۲۰۰ صفحه از قمر ضبط شده‌است.
قمر نخستین کنسرت خود را در سال ۱۳۰۳ برگزار کرد. روز بعد نظمیه از او تعهد گرفت که بی حجاب کنسرت ندهد. قمر عواید کنسرت را به امور خیریه اختصاص داد. قمر در سفر خراسان در مشهد کنسرت داد و عواید آن را صرف آرامگاه فردوسی نمود. در همدان در سال ۱۳۱۰ کنسرت داد و ترانه‌هایی از عارف خواند. وقتی نیرالدوله والی خراسان چند گلدان نقره به او هدیه کرد آن را به عارف پیشکش نمود. با این که عارف مورد غضب والی و دستگاه رضاشاه بود. در سال ۱۳۰۸ به نفع شیر و خورشید سرخ کنسرت داد و عواید آن به بچه‌های یتیم اختصاص داده شد.
گشایش رادیو ایران در سال ۱۳۱۹ صدای قمر را به عموم مردم رساند. عارف قزوینی و ایرج‌میرزا و تیمورتاش وزیر دربار، شیفته او شده بودند. با این‌همه قمر از گردآوری زر و سیم پرهیز می‌کرد و درآمدهای بزرگ و هدایای گران را به فقرا و محتاجان می‌داد.
قمرالملوک وزیری در تاریخ ۱۴ مرداد ۱۳۳۸ در شمیران، بر اثر سکته مغزی درگذشت وی در گورستان ظهیرالدوله بین امامزاده قاسم و تجریش شمیران به خاک سپرده شده‌است.





نوع مطلب : هنری، موسیقی، 
برچسب ها : قمرالملوك وزیری،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 14 فروردین 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا
زندگینامه :

زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست          هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود 
صــحـنـه پــیــوســتـه بـه جــا ســـت            خـرم آن نغـمه کـه مردم بـسـپـارند بـه یـاد 
                                                                                              ژالـه اصفـهانـی

      سال 1291 در تهران چشم بر جهان گشود. مادرش "عـذرا" و پدرش "موسی معـروفی" از شاگردان برگزیده درویش خان و از موسیقی دانان بزرگ دوره خود بود. پنج سال داشت که خواهـرش "نرگس" به دنیا آمد. چند سال بعـد در هـمان دوره کودکی مادرش را از دست داد و در خانواده پدری بزرگ شد. ابتدا موسیقی را از پدر می آموخت و تار می نواخت و با نواختن ویولن نیز آشنا شد .بعـد از دوره ابتدایی، در چهارده سالگی در دوره ای که وزیری مدیر هـنرستان موسیقی بود، به آنجا رفـت و به تحصیل مشغول شد. به پیانو روی آورد و نزد خانم تاتیانا خاراطیان به یادگـیری تکـنیک نوازندگی پیانوی کلاسیک مشغول شد. اتودها و پرلودهای شوپن، سوناتهای موتسارت، بتهوون، شوبرت و فـوگ های باخ را با مهارت می نواخت. در کناد موسیقی کلاسیک، موسیقی ایرانی را هـم ادامه داد و تحصیلات موسیقی را نزد عـلی نقی وزیری کامل کرد.

     در 18 سالگی با "شـمس زمان" ازدواج کـرد که حاصل این ازدواج چهـار فــرزند بود. "منوچهر" ،" شکوه زمان ( گـیتی )" ، "ژیلا" و "فـرهاد".

     درسال 1312 (در بیست و یك سالگی) به دلیل استعداد شگـرفـش در موسیقی به استخـدام وزارت فـرهـنگ وقـت در آمد و معـلم موسیقی مدارس تهران شد و به آموزش سلفـژ و دیکته موسیقی در هـنرستان پرداخت. او از سال هـزار و سیصد و نوزده هـم زمان با افـتتاح رادیو به این موسسه پیوست و سال ها تک نواز پیانو بود. از سال هـزار و سیصد و سی و دو به سرپرستی موسیقی رادیو منصوب شد و هـمزمان با آن به عـضویت شورای عـالی موسیقی نیز در آمد. معـروفی هـمچنین رهـبر ارکستر شماره یک و رهـبر ارکستر بزرگ گـلها بود. او تنظیم آهنگ های شیدا، عارف، رکن الدین خان و درویش خان و بسیاری دیگـر از آهـنگسازان معـروف ایرانی را به عـهـده داشت. خودش می گوید: 

     "از بدو تاسیس رادیو در سال هـزار و سیصد و نوزده در آنجا هـم مشغول شدم. در آن موقع سنی نداشتم ولی هـم نوازنده پیانو بودم و هـم رهـبر ارکستر شماره یک. سال اولی که رادیو تاسیس شد، در اولین ارکستر رادیو این نوازنده ها بودند: صبا، حبیب سماعی، حسین تهرانی، مرتضی نی داوود و خود من. بعدها که برنامه گلها تاسیس شد من رهـبر ارکستر آن شدم و نوازنده پیانو و سولیست هـم بودم. برای ارکستر گـلها هـم قطعاتی تنظیم می کردم."

     او در نواختن پیانو برای موسیقی ایرانی، از روش مشیر هـمایون بیشتر از مرتضی محجوبی اقـتباس می کرد. اما شیوه ای ویژه و یکتا داشت که تکـنیک در آن آشکار بود. معـروفی بیش از چهل سال سابقـه فعالیت در زمینه آهـنگسازی دارد. معـروفی و پدرش نخستین کسانی محسوب می شوند که قـطعاتی در دامنه موسیقی ایرانی برای پیانو ساخته و تنظیم کرده اند. اولین قـطعه ای که مـعروفی ساخت "ترانه های خیام" بر اساس رباعـیات خیام بود که در سال هـزار و سیصد و پانزده اجرا شد.

     از جمله خدمات فـرهـنگی و آموزشی استاد می توان به سال های تدریسش در دانشگاه تهران اشاره كرد. در آن زمان روش ساخت آهـنگ و فرم های اصیل موسیقی را تدریس می كرد. استاد در سال های عـمرش در دانشگاه تهران و هـنرستان موسیقی شاگـردان بسیاری تربیت كرد كه خودشان از هـنرمندان به نام كشور هستند. اردشیر روحانی، افـلیا پرتو، انوشیروان روحانی، پرویز اتابیگی (اتابـكی)، مهین زرین پنجه و ساسان محبی. خودش می گوید: 

     "سبک من را انوشیروان روحانی، اردشیر روحانی، افـلیا پرتو، مهین زرین پنجه و ساسان محبی خوب می نوازند. آنها شاگردان خوبـم بوده اند. آنها هم موسیقی ایرانی را می دانند و هـم موسیقی غـربی را. موسیقی ایرانی را وقتی به شاگرد درس می دهـیـم که دست روان داشته باشد و موسیقی کلاسیک را زده باشد. چون موسیقی کلاسیک دست را روان و نت خوانی را قوی می کند. بعدا موسیقی ایرانی به او درس می دهـیـم، چون موسیقی ایرانی تکنیک مفصلی دارد. "

     جواد معروفی فردی فروتن، خوش مشرب و صمیمی بود. شاید بتوان گفت از جمله کسانی بود که درطول عمرهنری خود سعی وافری درآشتی موسیقی سنتی و غربی داشت.

    جواد معـروفی در بامداد روز سه شنبه شانزدهـم آذر ماه هـزار و سیصد و هـفـتاد و دو در تهران در گـذشت.







نوع مطلب : هنری، موسیقی، 
برچسب ها : جواد معروفی،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 14 فروردین 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا

زندگینامه :


فریدون پوررضا خواننده و پژوهشگر موسیقی منطقه شمال ، ۳ مهر ۱۳۱۱ در لشت نشا گیلان متولد شد.

تحصیلات ابتدایی را در مدرسه ناصر خسرو به پایان رساند و سپس در مغازه پدر به آرایشگری پرداخت.

او از استادان آوازی چون یونس دردشتی، سعادتمند قمی و غلامحسین بنان آواز ایرانی را آموخت و در سال ۱۳۳۳ کار تعزیه را به همراه علی به کیش آغاز کرد. او در همان سال نمایشنامه‌ای برای تئاتر و اجرای آن در سالن سینمای لشت نشاء نگاشت.
شش سال بعد در آزمون خوانندگی رادیو گیلان رتبه اول را کسب کرد و به طور رسمی به عنوان خواننده شروع به کار نمود.از اردیبهشت ۱۳۵۰ همکاری با تلویزیون را آغاز کرد. و در همان سال به عنوان پژوهشگر آواهای بومی و با همراهی مشاهیر فرهنگی و هنری ایران سیمین دانشور، محیط طباطبائی، منوچهر آتشی، محمود عنایت، ایرج افشار و دیگر استادان برجسته دانشگاه تهران به لندن سفر کرد.
وی در سال ۱۳۶۷ همکاری اش را با اداره کل فرهنگ و ارشاد اسلامی ایران به عنوان کارشناس موسیقی آغاز و در همان سال کنسرتی رادر رشت برگزار نمود.

از آن تاریخ به بعد به ترتیب در شیراز، همدان، آلمان، رشت و تهران به اجرای برنامه و کنسرت پرداخت. دو کاست می گیلان و گیله لو آثار بعد از انقلاب اوست. در سال ۱۳۷۹ تیتراژ و متن سریال پس از باران را اجرا و یک سال بعد مقام اول موسیقی در فیلم و سریال‌های کشور را از آن خود کرد.

تحقیقات میدانی فریدون پوررضا درباره موسیقی منطقه گیلان سبب شد تا او برداشتی متفاوت از موسیقی فولکلور منطقه خود داشته باشد. او از ملودی‌های دیلمان، گالش و گیلک در این راه استفاده کرد . او با تحقیق در زمینه موسیقی، بسیاری از ظرفیت‌های موسیقی گیلان را رشد داد و به گیلان و ایران معرفی نمود.

همکاری با جهانگیر نصری اشرفی در فراهم آوردن نغمات و مقالاتی برای دانشنامه فلات قاره ایران ودکتر علی عبدلی در گرد آوری "موسیقی گیلان و مازندران" از دیگر فعالیت‌های او به شمار می‌رود.

تحقیق و گردآوری و انتشار اجرای کل آواهای گیلکی از دیگر فعالیت‌های این خنیاگر-پژوهشگر موسیقی به شمار می‌رود که به سفارش انجمن موسیقی وقت انجام و در نزدیک به شش ساعت منتشر شد.

عضویت در شورای فنی و آموزش‌های آزاد موسیقی وابسته به ارشاد ،عضو هیئت داوران همایش دیلمان شناسی- شرکت در این همایش و اجرای آواز در تابستان ۱۳۸۴ و تألیف کتاب موسیقی فولکلوریک گیلان به عنوان طرح پژوهشی از دیگر فعالیت‌های او به شمار می‌رود.

پور رضا روز 23 فروردین سال 1391 و به دلیل بیماری تنفسی که یک سالی او را خانه نشین کرده بود، دار فانی را وداع گفت.





نوع مطلب : هنری، موسیقی، 
برچسب ها : فریدون پور رضا،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 14 فروردین 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا

زندگینامه :


ناصر عبداللهی ، خواننده شهیر موسیقی پاپ دهم دی‌ماه سال 1349 در محله سیدکامل شهر بندرعباس متولد شد.

پدرش عبدالرحمن عبداللهی کارگر بازنشسته بود و مادرش مهرنگار بندری نیایی خانه دار است. از ۱۳ سالگی به موسیقی علاقمند شد. فعالیت‌های هنری خود را از سال‌های نوجوانی در صدا و سیما و حوزه هنری سازمان تبلیغات اسلامی استان هرمزگان آغاز کرد.

ناصر در هیجده سالگی با فهیمه غفوری اهل بندرعباس که سه سال از خودش بزرگتر است ازدواج کرد و حاصل آن سه فرزند (دو پسر و یک دختر) به نامهای نوید، نازنین و نامی است. نینا فرزند چهارم ناصر حاصل ازدواج او با فاطمه فهیمی است.

عبداللهی کار حرفه‌ای را به طور جدی از سال ۱۳۷۴ خورشیدی آغاز کرد. در سال ۱۳۷۵ همراه با همسرش به تهران آمد. 

محمدعلی بهمنی شاعر هرمزگانی و دوست نزدیکش، وی را به انتشارات دارینوش معرفی کرد. پس از آن آلبوم‌های عشق است و دوستت دارم ناصر را این انتشارات ضبط و منتشر کرد. ناصر با انتشارات فوق دچار اختلافاتی شدند. پس از آن آلبوم های بوی شرجی، هوای حوا و ماندگار توسط انتشارات آوای نکیسا منتشر شد. آلبوم رخصت که گفته می‌شود صدای آزمایشی و غیر نهایی مرحوم عبداللهی است، در سال 1391 و 6 سال بعد از درگذشت عبداللهی توسط انتشارات آوای مهر میهن به بازار روانه شد.

صدای عبداللهی ویژگی‌های خاص خودش را داشت و به نوعی می‌توان گفت صدایش هویت مستقلی داشت.بیشتر اشعار ترانه‌های او از سروده‌های محمدعلی بهمنی بود. در کار موسیقی به گفته خود وی تحت تأثیر سبک موسیقی ابراهیم منصفی بود. به طوری که در سال‌های آغازین کار هنری ترانه‌های منصفی را بازخوانی می‌کرد.

پس از ارائه ترانه ناصریا منتقدان عبداللهی گفتند که این کاری اسپانیولی است و از ملودی‌های جیپسی کینگ برگرفته شده‌است، اما وی معتقد بود که چنین نیست و این کار ریتم عربی دارد، ریتمی که بارها با سازهای دیگری نظیر عود، دهل، و دف نواخته شده‌بود. اما تاکنون هرگز با گیتار نواخته نشده‌بود، اما عبداللهی این کار را انجام داد.

ملودی ترانهٔ ناصریا سال ۱۳۷۶ ساخته شد. شعر این آهنگ به گویش بندری است و به گفته عبداللهی هدف از ساخت آن اعتراض ضد ظلم در جهان و نیز همدردی با ستمدیدگان بوده‌است. بر اساس متن شعر ناصریا اگر کسی قصد یاری مظلومی را داشته‌باشد پس از تحمل سختی بسیار و دشواری‌های این راه در پایان پیروز خواهد شد.

ناصرعبداللهی در سوم آذرماه ۱۳۸۵ در بندرعباس به دلایل نامشخصی به کما رفت. او پس از گذراندن ۲۷ روز در کما سر‌انجام در بیمارستان هاشمی نژاد تهران در روز ۲۹ آذر ۱۳۸۵ و در سن ۳۶ سالگی درگذشت.





نوع مطلب : هنری، موسیقی، 
برچسب ها : ناصر عبداللهی،
لینک های مرتبط :

چهارشنبه 14 فروردین 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا
زندگینامه :

  • از كوچینی تا پاریس

    نهمین فرزند مرحوم رضا مهراد ،كاردار وزارت امورخارجه دولت ایران در كشورهای عربی ،روز بیست و نهم دی ماه 1322 در تهران متولد شد.

    اخلاق و رفتار آخرین فرزند خانواده مهراد آنقدر متفاوت بود كه همیشه از سوی اطرافیان به “تقلید از بزرگترها“ می شد.

    سه سال بیشتر نداشت كه علاقه به موسیقی او را وادار میكرد تا پشت در اتاق برادرش بنشیند و تمرین ویلون او و دوستانش را گوش كند.

    در همان دوران یكی از دوستان برادرش متوجه علاقه فرهاد به موسیقی میشود و از خانواده او میخواهد كه سازی برای او تهیه كنند.

    با اصرار برادر بزرگتر یك ویلون سل برای او تهیه میكنند و تمرینات فرهاد آغاز میشود.

    عمر تمرینات ویلون سل از 3 جلسه فراتر نرفت، چرخ روزگار ساز او را شكست  و به قول فرهاد:“ساز صد تكه و روح من هزار تكه شد.”

    و از آن پس بازهم دل سپردن به تمرینات برادر بزرگتر تنها سرگرمی و ساز تبدیل به رویای فرهاد شد.

    با ورود به مدرسه استعداد او در زمینه ادبیات آشكار و ادبیات تبدیل به دلمشغولی او میشود و در آستانه ورود به دبیرستان تمایل به تحصیل در رشته ادبیات پیدا میكند.

    اما علیرغم نمرات ضعیفش در دروسی غیر از ادبیات و زبان انگلیسی ،مخالفت عموی بزرگش در غیاب پدر، او را مجبور به ادامه تحصیل در رشته طبیعی میكند .و عاقبت دلسپردگی به ادبیات و بی علاقگی به دروس مورد علاقه عمویش سبب میشود تا در كلاس یازدهم ترك تحصیل كند.

    پس از ترك تحصیل با یك گروه نوازنده ارمنی آشنا میشود و با استفاده از سازهای آنان به صورت تجربی نواختن را می آموزد و مدتی بعد به عنوان نوازنده گیتار در همان گروه شروع به فعالیت میكند.

    گروه راهی جنوب میشود تا در باشگاه شركت نفت برنامه اجرا كنند و اولین شب اجرای برنامه رهبر گروه به بهانه غیبت خواننده گروه از فرهاد میخواهد تا او جای خواننده را پر كند.

    وسواس شدید فرهاد در ادای صحیح كلمات و آشنایی او با ادبیات ملل چنان در كار او موثر بود كه وقتی ترانه ای به زبان ایتالیایی ،فرانسوی و یا انگلیسی اجرا میكرد كمتر كسی باور میكرد كه زبان مادری این هنرمند فارسی باشد و همین خصوصیت باعث درخشش گروه و تمدید مدت برنامه گروه ارمنی شد.

    مدتی بعد از گروه جدا میشود و فعالیت انفرادی خود را آغاز میكند.فرهاد برای اولین بار در سال 42 برای اجرای چند ترانه انگلیسی راهی برنامه تلویزیونی “واریته استودیو ب “  میشود و مخاطبان بیشتری می یابد.

    مدتی بعد فرهاد در یكی از كنسرتهای بزرگی كه به مدیریت مجله “اطلاعات جوانان“ در امجدیه برگزار شد هنرنمایی كرد.

    در این برنامه فرهاد چند ترانه با گیتار اجرا میكند و بیش از پیش مورد توجه تماشاگران و همچنین شهبال شب پره ،مرد اول گروه Black Cats قرار میگرد.

    چندی بعد فرهاد با شهبال شب پره سرپرست گروه بلك كتز آشنا می شود .همكاری فرهاد به عنوان خواننده و نوازنده  گیتار و پیانو  با شهبال شب پره (پركاشن) ،شهرام شب پره (گیتار)، هامو(گیتار)،حسن شماعی زاده (ساكسیفون) و منوچهر اسلامی (ترومپت)در كلاب كوچینی از سال 45 آغاز میشود.

    منوچهر اسلامی كه از فرهاد به عنوان پایه اصلی Black Cats یاد میكند با اشاره به استعداد فرهاد می گوید:“فرهاد با اینكه نت نمیدانست و موسیقی را از راه گوش آموخته بود نیاز چندانی به تمرین نداشت.او با چند بار زمزمه كردن شعر ،ساز و صدایش را با بقیه گروه هماهنگ میكرد.در واقع او به احترام دیگر اعضا در جلسات تمرین حاضر می شد.“ 

    در همین دوران یعنی در اوج فعالیت Black Cats ،دوستداران فرهاد ترانه “اگه یه جو شانس داشتیم“ یعنی اولین اثر فرهاد به زبان فارسی را در فیلم “بانوی زیبای من“ شنیدند.  

    پس از مدتی فرهاد، از بلک کتز جدا و به قصد پرستاری ازخواهرش  راهی انگلستان میشود. در طول سفر كه قرار بود 2 ماه به طول انجامد یكی از تهیه كنندگان سرشناس انگلیسی به سراغ او می آید و پیشنهاد انتشار آلبومی با صدای فرهاد را مطرح میكند.

    اما بیماری فرهاد و بروز مشكلات متعدد شخصی باعث میشود تا انتشار آلبوم در حد حرف باقی بماند و سفر 2 ماهه بیش از یكسال طول بكشد.

    سال 48 فرهاد ترانه “مرد تنها“ ،با شعر شهیار قنبری و موسیقی اسفندیار منفردزاده،را برای فیلم “رضا موتوری“ میخواند.

    ترانه “مرد تنها“ كه پس از اكران فیلم در قالب صفحه گرامافون راهی بازار شده بود آنچنان طرفدار می یابد كه فرهاد تبدیل به یك ستاره میشود.

    چون همیشه معتقد بود  باید شعری را بخواند كه خود به آن اعتقاد دارد و در واقع آن شعر باید به شكلی زبان حال او باشد پس از “مرد تنها“ تعداد محدودی ترانه یعنی ترانه های “جمعه“،“هفته خاكستری“،“آیینه ها“(51-1350)را خواند.

    و با افزایش تنشهای سیاسی در ایران در دهه پنجاه ترانه های “شبانه1“ ،“خسته“، “سقف“،“گنجشگك اشی مشی“،“آوار“،“شبانه2“ با اشعاری از احمد شاملو و شهیار قنبری و صدای فرهاد منتشر و تبدیل به سرود اتحاد مردم شدند.

    یك روز بعد از انقلاب در ایران یعنی در روز 23 بهمن 1357 مرحوم سیاوش كسرایی ترانه وحدت را به اسفندیار منفردزاده می سپارد و در همان روز صدای فرهاد در ستایش آزادی و آزادگی  در تلویزیون ملی طنین انداز شد.

    در ۱۳۴۸ فرهاد برای ترانهٔ «مرد تنها» (با آهنگ اسفندیار منفردزاده و شعر شهیار قنبری) در فیلم رضا موتوری (به کارگردانی مسعود کیمیایی) آواز خواند. این ترانه در سال ۱۳۴۹ هم‌زمان با اکران فیلم به شکل صفحهٔ موسیقی منتشر شد. در ۱۳۵۰ ترانهٔ «جمعه» (کار منفردزاده و قنبری) را برای فیلمخداحافظ رفیق (به کارگردانی امیر نادری)، در ۱۳۵۱ ترانهٔ «خسته» را برای فیلم زنجیری، و در ۱۳۵۶ترانهٔ «سقف» (کار منفردزاده و ایرج جنتی عطایی) را برای فیلم ماهی‌ها در خاک می‌میرند خواند.

    در همین سال‌ها(اوایل دههٔ ۱۳۵۰) فرهاد با دختری به نام مونیکا آشنا شد و با او ازدواج کرد اما سرانجام این ازدواج جدایی بود. بعدها یعنی در اواخر همین دهه فرهاد با پوران گلفام ازدواج کرد و تا پایان عمر با او زندگی کرد.

    تا سال ۱۳۵۷ و انقلاب ایران کنسرت‌های فراوانی داد. در بهمن ۱۳۵۷ هم‌زمان با انقلاب ترانهٔ معروفش «وحدت» (آهنگ از منفردزاده، شعر از سیاوش کسرایی) را ضبط کرد.
    پس از انقلاب مدت‌ها از کار منع شد تا بالاخره در ۱۳۶۹ آلبوم خواب در بیداری را منتشر کرد که چند ترانهٔ فارسی و چند ترانهٔ انگلیسی داشت. در این نوار فرهاد پیانو هم می‌نواخت و بعضی از آهنگ‌ها را هم خود ساخته بود. در ۱۳۷۴ نیز اولین کنسرت بعد از انقلابش را در کلن اجرا کرد.
    در ۱۳۷۶ آلبوم وحدت او نیز منتشر شد که شامل ترانه‌های دههٔ ۱۳۵۰ او بود. در ۱۳۷۷ توانست درهتل شرق تهران کنسرت اجرا کند و آلبوم برف را نیز منتشر کرد. در ماجرای محاکمهٔ غلامحسین کرباسچی یادداشتی در روزنامهٔ توس (۱۸ مرداد ۱۳۷۷) چاپ کرد تحت عنوان «معرفت آقای شهردار» که در آن به حمایت از کرباسچی پرداخته بود.

    سال‌های پایانی و بیماری

    پس از انتشار آلبوم «برف»، فرهاد درصدد تهیه آلبومی با نام «آمین» بود که ترانه‌هایی از کشورها و زبان‌های مختلف را در بر می‌گرفت. اما از مهرماه ۱۳۷۹ بیماری او جدی شد. فرهاد به بیماری هپاتیت سی مبتلا بود و در نتیجهٔ عوارض کبدی ناشی از آن در خرداد ۱۳۸۱ برای درمان به لیل در فرانسه رفت و در ۹ شهریورهمان سال پس از مدتی اغما در بیمارستان، در سن ۵۹ سالگی درگذشت و در ۱۳ شهریور در گورستان تیه در پاریس دفن شد.

     آثار

     آهنگ‌سازی

    تو را دوست دارم، شعر از مهدی اخوان ثالث (با تغییرات فرهاد)
    نجوا(اصل آهنگ از منفردزاده)
    خواب در بیداری، شعر از Juan Ramon Jimenez (با تغییرات فرهاد)
    برف، شعر از نیما یوشیج (با تغییرات فرهاد)
    کوچ بنفشه‌ها، شعر از شفیعی کدکنی
    خیال خوشی، شعر از ویلیام شکسپیر
    کتبیه، شعر از فریدون رهنما
    گاندی، ‌شعر از مهاتما گاندی، ترجمه شعر از انگلیسی محمد حسین آریا
    ‌ وقتی که بچه بودم،‌ شعر از اسماعیل خویی (با تغییرات فرهاد)
    آلبوم‌ها

    اسیر شب
    آئینه‌ها(مسخ) - موسیقی: حسن شماعی‌زاده - شعر: اردلان سرفراز
    هفته خاکستری - موسیقی: واروژان - شعر: شهیار قنبری
    وحدت - موسیقی: اسفندیار منفردزاده
    خواب در بیداری
    برف - موسیقی: فرهاد و فریدون شهبازیان
    فرهاد ۱۵۹ - مجموعه کامل آثار فرهاد
    ترانه‌ها

    مرد تنها از آلبوم خواب در بیداری - موسیقی: اسفندیار منفردزاده (موسیقی متن فیلم رضا موتوری) - شعر: شهیار قنبری
    شبانه ۱ - موسیقی: اسفندیار منفردزاده - شعر:احمد شاملو
    خسته - موسیقی: محمد اوشال (موسیقی متن فیلم زنجیری) - شعر: عباس صفاری
    آوار - موسیقی: فرهاد - شعر: شهیار قنبری
    جمعه - موسیقی: اسفندیار منفردزاده (موسیقی متن فیلم خداحافظ رفیق) - شعر: شهیار قنبری

    سالهایی كه وحدت هم مجوز میخواست

     پس از انقلاب فرهاد،خواننده انقلابی ،از ادامه كار منع و تقاضاهای چندباره او برای انتشار مجدد آثارش با مخالفت روبرو شد.

    البته در همین سالها كه حتی از انتشار مجدد ترانه “وحدت“ به بهانه “تكراری بودن“ جلوگیری می شد شخص با نفوذی بدون كسب مجوز از خواننده،آهنگساز یا شعرای این ترانه ها آلبومی با نام وحدت و با مجوز رسمی وزارت فرهنگ و ارشاد اسلامی را راهی بازار كرد. 

    بالاخره سال 1372 پس از 15 سال آلبوم جدید فرهاد،“خواب در بیداری“،مجوز انتشار دریافت كرد و تبدیل به پر فروش ترین شد.

    پس از انتشار “خواب در بیداری“ ،فرهاد كه از انتشار آلبوم بعدی خود در ایران نا امید شده بود در سال 1376 آلبوم “برف“را در ایالات متحده آمریكا ضبط و منتشر كرد و این آلبوم یك  سال بعد در ایران منتشر شد. 

    پس از انتشار آلبوم “برف”، فرهاد  درصدد تهیه آلبومی با نام “آمین“ كه ترانه هایی از كشورها و زبانهای مختلف را در خود جای میداد ،برآمد.

    از مهر ماه 1379 بیماری فرهاد جدی شد،اما فرهاد از حركت بازنایستاد. آن روزها هیچ چیز جز مرگ نمی توانست او را از تهیه  آلبوم “ آمین“ بازدارد ،كه بازداشت…

    فرهاد  پس از 2 سال معالجه در ایران و فرانسه ،در سن 59 سالگی روز نهم شهریور 1381 در شهر پاریس بر اثر بیماری هپاتیت درگذشت.

    پیكر فرهاد  در آغوش خاك آرامگاه Thiais  پاریس خفته است.





نوع مطلب : هنری، موسیقی، 
برچسب ها : فرهاد مهراد،
لینک های مرتبط :

سه شنبه 13 فروردین 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا
زندگینامه :


Gh-banan.jpg

در اردیبهشت ماه سال 1290 خورشیدی در تهران خیابان زرگنده ( قلهك ) ؛ در خانواده یی متعین و صاحب جاه ، به دنیا آمد . پدرش كریم خان بنان الدوله نوری و مادرش دختر شاهزاده محمد تقی میرزا ركنی ( ركن الدوله ) برادر ناصر الدینشاه یا پسر محمد شاه قاجار بود . از شش سالگی بنا به درخواست و توصیه استاد نی داود به خوانندگی و نوازندگی ارگ و پیانو پرداخت و در این راه از راهنمایی های مادرش كه پیانو را بسیار خوب می نواخت بهره ها گرفت ، اولین استاد او پدرش بود و دومین استاد ، مرحوم میرزا طاهر ضیاء ذاكرین رثایی و سومین استادش مرحوم ناصر سیف بوده اند .
بنان در سال 1321 خوانندگی در رادیو را آغاز كرد ، در آن زمان ، شادروان روح اله خالقی مسئولیت موسیقی راد یو را بر عهده داشت ، روزی كه بنان با عبدالعلی وزیری جهت امتحان به رادیو می رود در دفتر روح اله خالقی ، ابوالحسن صبا هم نشسته بوده ، از بنان می خواهند كه برای ایشان قطعه یی بخواند و او (( در آمد سه گاه )) را آغاز می كند و صبا هم با ویولون او را همراهی می كند. هنوز (( در آمد )) تمام نشده بود كه خالقی به صبا می گوید : (( شما نواختن ویولون را قطع كنید )) و به بنان اشاره می كند (( گوشه حصار )) را بخواند و بنان بدون اندك مكثی ، با چنان مهارت و استادی (( در آمد حصار )) را می خواند و به (( سه گاه )) فرود می آید كه روح اله خالقی بی اختیار برخاسته و او را در آغوش گرفته و می بوسد و آینده وی را در هنر آواز درخشان پیش بینی می كند .
(( صدای بنان ، بسیار لطیف و شیرین ، زیبا و خوش آهنگ است ، كوتاه می خواند ولی در همین كوتاهی ، ذوق و هنر بسیار نهفته است ، غلت ها و تحریرهای او چون رشته مروارید غلطانی ، به هم پیوسته و مانند آب روان است . من از صدای او مسحور می شوم ، لذتی بی پایان می برم كه فوق آن متصور نیست ، تصور نمی كنم خواننده یی به ذوق و لطف و استعداد بنان در قدیم داشته باشیم ، و به این زودی ها هم پیدا كنیم ... بنان در موسیقی ما از گوهر گرانبها هم گرانبها تر است .))
از سال 1321 صدای غلام حسین بنان ، همراه با همكاری عده یی از هنرمندان دیگر از رادیو تهران به گوش مردم ایران رسید و دیری نگذشت كه نام بنان زبانزد همه شد و شیفتگان فراوانی در سراسر كشور پیدا كرد . خالقی او را در اركستر انجمن موسیقی شركت داد و با اركستر شماره یك نیز همكاری را شروع كرد و از بدو شروع برنامه همیشه جاوید (( گلهای جاویدان )) بنا به دعوت استاد ارجمند داود پیرنیا همكاری داشت . بنان در طول فعالیت هنری خود ، حدود 450 آهنگ را اجرا كرد و آنچه كه امتیاز مسلم صدای او را پدید می آورد ، زیر و بم ها و تحریرات صدای او است كه مخصوص به خودش می باشد بنان نه تنها در آواز قدیمی و كلاسیك ایران استاد بود ، بلكه در نغمات جدید و مدرن ایران نیز تسلط كامل داشت . تصنیف زیبا و روح پرور (( الهه ناز )) او بهترین معرف این ادعا می باشد .
غلامحسین بنان به سال 1315 خورشیدی به سمت بایگان در اداره كل كشاورزی استخدام شد و بعد از چندی به شركت ایران بار كه مركز آن در اهواز بود منتقل گشت . پس از چند سال به معاونت آن اداره منصوب گردید . در سال 1321 به تهران آمد و بنا به پیشنهاد مرحوم فرخ كه وزیر خواربار بود ، به سمت منشی مخصوص وزیر به كار پرداخت . بهد از تغییر كابینه ، به اداره كل غله و نان منتقل شد و چندی كفالت اداره دفتر و كارگزینی و مدتی هم مسئولیت تحویل كوپن نان تهران را برعهده داشت . در سال 1332 به پیشنهاد شادروان خالقی به اداره كل هنرهای زیبای كشور منتقل شد و به استاد آواز هنرستان موسیقی ملی به كار مشغول گردید و در سال 1334 رئیس شورای موسیقی رادیو شد .غلامحسین بنان از ابتدا در برنامه های گلهای جاویدان و گلهای رنگارنگ و برگ سبز شركت داشته كه ره آورد این همكاری ها از این قرار می باشد :
گلهای جاویدان بدون شماره در (( شور )) ، گلهای جاویدان بدون شماره در (( سه گاه )) ، گلهای جاویدان بدون شماره در (( همایون )) با سنتور رضا ورزنده ، گلهای جاویدان شماره 92 در (( بیات ترك و ابو عطا )) ، گلهای جاویدان شماره 93 در (( شور )) با ویولون استاد مهدی خالدی ، گلهای جاویدان شماره 98 در (( ابو عطا )) با تار لطف اله مجد ، گلهای جاویدان شماره 118 در (( ماهور )) با ویولون استاد علی تجویدی و سنتور رضا ورزنده ، گلهای جاویدان 118مكرر در (( ابو عطا )) با ویولون استاد مهدی خالدی ، گلهای جاویدان 124 در (( بیات ترك )) ، گلهای جاویدان شماره 128 در((شوشتری))،گلهای جاویدان شماره 129 ، گلهای جاویدان 130 ، گلهای جاویدان 131 در (( سه گاه ))، گلهای جاویدان شماره 132 در (( دشتی )) ، گلهای جاویدان شماره 136 ، گلهای جاویدان شماره 137 در (( چهار گاه )) با پیانو استاد مرتضی محجوبی و استاد علی تجویدی ، گلهای جاویدان شماره 138 ، گلهای جاویدان شماره 139 در (( سه گاه )) با استاد جلیل شهناز ، گلهای جاویدان شماره 143 در (( شور )) ، گلهای جاویدان شماره 145 در (( شور )) با سنتور رضا ورزنده ، گلهای رنگارنگ شماره 103 در (( دشتی )) ، گلهای رنگارنگ شماره 109 در (( سه گاه )) ، گلهای رنگارنگ شماره 126 در (( دشتی )) ، گلهای رنگارنگ شماره 134 در (( افشاری )) ، گلهای رنگارنگ شماره 136 در (( سه گاه ))، گلهای رنگارنگ شماره 140 الف در (( افشاری )) ، گلهای رنگارنگ شماره 140 ب در (( افشاری ))، گلهای رنگارنگ شماره ب مكرر ، گلهای رنگارنگ شماره 149 در (( دشتی )) گلهای رنگارنگ شماره 171 در (( شور )) ، گلهای رنگارنگ شماره 172 در (( شور )) ، گلهای رنگارنگ شماره 174 در (( سه گاه )) ، گلهای رنگارنگ شماره 176 در (( دشتی )) ، گلهای رنگارنگ شماره 190 در (( سه گاه )) ، گلهای رنگارنگ شماره 201 در (( ابو عطا )) ، گلهای رنگارنگ شماره 205 در (( افشاری )) ، گلهای رنگارنگ شماره 210 در (( بو سیلك )) ، گلهای رنگارنگ 210 ب مكرر در (( بوسیلك ))، گلهای رنگارنگ 211 در (( سه گاه )) ، گلهای رنگارنگ شماره 228 در (( افشاری )) ، گلهای رنگارنگ شماره 330در (( دشتی ))، گلهای رنگارنگ شماره 232 در (( دشتی )) ، گلهای رنگارنگ شماره 234 در (( دشتی و ماهور )) ، گلهای رنگارنگ شماره 237 در (( ماهور )) ، گلهای رنگارنگ شماره 242 در (( شور )) ، گلهای رنگارنگ شماره 245 در (( همایون )) ، گلهای رنگارنگ شماره 249 در (( شور )) ، گلهای رنگارنگ شماره 250 در (( دشتی )) ، گلهای رنگارنگ بختیاری ( محلی ) ، شماره 251 ، گلهای رنگارنگ شماره 252 در (( همایون )) ، گلهای رنگارنگ شماره 254 در (( اصفهان )) ، گلهای رنگارنگ شماره 256 در (( شور )) ، گلهای رنگارنگ شماره 257 در (( ماهور )) گلهای رنگارنگ شماره 265 در (( اصفهان )) ، برگ سبز شماره 27 در (( سه گاه )) ، برگ سبز شماره 31در (( افشاری )) ، برگ سبز شماره ‌ 46 در (( سه گاه )) ، برگ سبز شماره 63 در (( اصفهان )) ، برگ سبز شماره 83 در (( سه گاه )) ، برگ سبز شماره 107 در (( اصفهان )) ، برگ سبز شماره 145 در (( همایون )) و برنامه های متعدد و گوناگون دیگری كه از این خواننده بزرگ و هنرمند به یادگار مانده است .
برنامه های متعدد و گوناگون دیگری كه از این خواننده بزرگ و هنرمند به یادگار مانده است .
غلامحسین بنان مدتها بود كه به ناراحتی جهاز هاضمه مبتلا شده بود از طرف دیگر حنجره اش نیز آمادگی بیان نیاز های درونیش را نداشت و به همین دلیل اندك اندك از خواندن اجتناب ورزید و از صحنه هنر كناره كشید و دیگر حدود بیست سال آخر عمر را تقریبا فعالیت چشم گیری نداشت و روز به روز ناراحتی جهاز هاضمه او را بیشتر رنجور می كرد و متاسفانه كوشش های پزشكان و خاصه مراقبت ها و از خود گذشتگی های پری بنان همسر وفادار و مهربانش هم موثر نیفتاد و سرانجام در ساعت 7 بعد از ظهر پنجشنبه هشتم اسفند ماه 1364 خورشیدی در بیمارستان ایرانمهر قلهك جهان را بدرود گفت.








نوع مطلب : هنری، موسیقی، 
برچسب ها : غلامحسین بنان،
لینک های مرتبط :

شنبه 10 فروردین 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا
زندگینامه :

آغاسی۳.jpg

نِعمت‌الله آزموده معروف به آغاسی در سال 1318 در شهر دزفول به دنیا آمد. كار خوانندگی را ازدزفول و با خواندن ترانه های مشهور خوانندگان مردمی آغاز كرد. سپس به اصفهان كهزادگاه پدر و مادرش بود و از آنجا به تهران آمد و سال ها در لاله زار مشغولخوانندگی بود. با وجودی كه از خوانندگان محبوب لاله زار بود از فقر مالی رنج میبرد.

آغاسی پس از ورود به تهران به دعوت منوچهر نوذری به سینما راه یافت و دركارنامه سینمایی اش هشت فیلم را ثبت كرده است. همچنین او اولین خواننده مردمی  بود كه به رادیو و تلویزیون راه یافت. اولین برنامه او در رادیو خوانندگی دربرنامه صبح جمعه با شما در سال های بعد از انقلاب اسلامی بود. وی بعد از انقلاب كاری هنری را جسته و گریخته ادامه داد و اخرین آلبومش كه قبل از مرگش منتشر شد بنام سنگتراش می باشد. این هنرمند ساكن شهركرج بود و در سال های اخیر چند بار دچار سكته قلبی شده بود.وی سرانجام در سن 66 سلگی دار فانی را وداع گفت و در امامزاده طاهر كرج به خاك سپرده شد. 

 






نوع مطلب : هنری، موسیقی، 
برچسب ها : نعمت‌ا.. آغاسی،
لینک های مرتبط :

شنبه 10 فروردین 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا

زندگینامه : 


بهمن علاءالدین مشهور به مسعود بختیاری یک استثناء در تاریخ موسیقی بومی عصر حاضر به شمار می‌رود.

گر چه او تنها روایتگر بخشی از فرهنگ موسیقایی بختیاری زبان‌ها بود ولی نقشی بیش از یک خنیاگر بومی یافت و توانست در طول 35 سال از حیات خود، یک زبان مشترک موسیقایی بین همه بختیاری‌ها ایجاد کند. شاید همسنگ او در سایر فرهنگ‌های بومی ایران نتوان یافت.

 وقتی خبر درگذشتش منتشر شد، همه بختیاری های داخل و خارج از کشور، فارغ از این که در چه مرتبه‌ای از مناصب اجتماعی، سیاسی، فرهنگی و اقتصادی هستند، سیلی از پیام و اظهار همدردی به راه انداختند.

 در یگانه بودنش همین بس که اولاً همه ایل او را می شناختند و ثانیاً همواره در قیاس با سایر خوانندگان، انتخاب اول بختیاری‌ها بود. غالباً در هنگام طرح موضوع، این جمله از مخاطبان بومی‌اش شنیده می شد:«هیشکی نتره چی علاءالدین بخونه» (هیچ کس نمی تواند مانند علاءالدین بخواند) و این یک باور قلبی بود نه تعارف که اصولاً بختیاری ها اهل تعارف نیستند و به رک گویی شهره اند.

 ظهور هنری مسعود بختیاری در زمانی موسوم به دوره رادیو اتفاق افتاد. از ویژگی های این دوره، فاصله گرفتن جامعه هنری از برخی عناصر اصلی فرهنگ موسیقی ایرانی چه در حوزه سنتی و چه بومی است.

برنامه‌های رادیویی گلها نمونه ای از این رویکرد در حوزه موسیقی سنتی بودند و به همین نسبت، هنرمندان نواحی مختلف ایران که پایشان به رادیو باز می شد، تحت تأثیر همین فضا نمی توانستند یک موسیقی ناب از خاستگاه فرهنگی خود ارائه بدهند.

نتیجه چیزی بود که شاید بتوان همان برچسب گلها را بر آن چسباند. یعنی موسیقی بومی با شمایل شهری و آن هم از نوع گلهایی. نمونه ضبط های موسیقی محلی از شمال ایران، خراسان، بختیاری، شیرازی و کردی در این دوره به خوبی نشان می دهند که موسیقی‌های یاد شده تا چه اندازه با مختصات موسیقی شهری رایج در رادیو و گاه کافه ها نسبت داشتند.

 بهمن علاءالدین، زاده منطقه عشایری لالی از توابع مسجد سلیمان بود و طبیعتاً صداهای ناب ایل در گوشش موج می زد. منتهی همکاری با رادیو اهواز چنین امکانی برایش فراهم نمی کرد آنی باشد که بود. بلکه می بایست با قواعد موسیقی حاکم بخواند و این شد که تا پیش از انقلاب با همراهی منصور قنادپور نوازنده سنتور، آثاری را به دو گویش فارسی و بختیاری با حال و هوای موسیقی شهری ارائه داد. آثاری که از نظر ارکستری و کلاً صدا دهی، هیچ نسبتی با موسیقی بختیاری نداشتند.

 اما یک برگ برنده همراه این آثار بود و آن صدای نرم و مخملی علاءالدین –محدوده باریتون- که بدون هیچ جوش و فریاد، در گوش بختیاری ها زمزمه می کرد. دیگر این که فرزند ایل، نیک می دانست مخاطبانش چگونه نسبت به فرهنگ خویش نوستالژی دارند و با انگشت نهادن بر این نقاط حساس، آن ها را به وجد می آورد.

 پس از انقلاب، مدتی در سکوت به سر برد تا این که به واسطه دوست کرد زبانش محمد حسین سیفی زاده (آهنگساز)، به عطا جنگوک هنرمندی برآمده از مرکز حفظ و اشاعه موسیقی ایرانی معرفی شد. جنگوک بختیاری نبود ولی زادگاهش لار واقع در جنوباستان فارس از نظر فرهنگی خیلی به بختیاری ها و به طور کلی فرهنگ لری نزدیک بود و  او با اتکاء به پشتوانه فرهنگی و آموزشی اش می توانست در خدمت خلق یک موسیقی متفاوت از آثار مشابه قرار بگیرد.

 بدین ترتیب "مال کنون" به عنوان نخستین نوار رسمی وی در سال 1365 وارد بازار موسیقی شد. توفیق باور نکردنی آن، هنوز هم ورد زبان هاست. دومین و آخرین همکاری بهمن علاءالدین با عطا جنگوک، شش سال بعد منجر به "هی جار" شد.

 نوع صدادهی این دو اثر در مقایسه با آثار رادیو اهواز، خیلی به فرهنگ بکر موسیقی بختیاری نزدیک بود. گر چه صدای هیچ ساز بومی شنیده نمی شد ولی تیز بینی جنگوک در انتخاب ملودی ها و نوع تنظیم شان دو ویژگی داشت. اول این که تا حد زیادی مخاطبان بومی را به فضای زندگی سنتی ایل نزدیک می کرد و دیگر این که چون حال و هوای به اصطلاح امروزی هم داشت، مخاطب غیر بومی را نیز کم و بیش جذب می کرد و کم نبودند آن هایی که بختیاری نبودند و با "مال کنون" مسعود بختیاری خاطره های دل انگیزی به یاد دارند.

طبیعت گرایی در آثار زنده یا بهمن علاءالدین موج می زند. او پیش از آن که با مظاهر زندگی نوین ماشینی روبرو شود، شب و روزش در واژگانی چون مه (ماه)، افتو (آفتاب)، آساره (ستاره)، کوگ (کبک)، اور (ابر)، بارون (باران)، تش (آتش)، که (کوه) و غیره خلاصه می‌شد. به همین دلیل در غالب آوازهایش که معمولاً اشعارش را خود می سرود و طرح آوازی اش را به انجام می رساند، چنین واژگانی بسیارند.

 از این مهم تر، رویکرد آگاهانه وی به احیای آوازهای بومی با اشعاری جدید است. چه این که برخی از آوازهای کهن، یا اشعار مناسب روز نداشتند و یا این که اصولاً برای مناسبت خاصی به وجود آمده بودند. مانند بهره گیری از آواز "برزگری" و یا "صیادی" که اولی آواز کشاورزان و دومی آواز شکارچیان بوده است. او حتی از آوازهای سوگ موسوم به "گاگریو" نیز با اشعار دیگر بهره می برد و همچنین قادر بود تلفیقی از این آوازها را ارائه دهد. یعنی بخشی از جمله آوازی اش با بخشی دیگر از آن، ریشه ای متفاوت داشته باشد. نمونه اش، آواز "آساره" در آلبومی به همین نام است. علاءالدین در این لحن برگرفته از آوازهای سوگ و همچنین یکی از آوازهای کار، روایتی عاشقانه و لطیف تری از نمونه اصلی ارائه می کند که همانند آوازهای سوگ خشن و اندوه بار نیست.

دقت نظر وی یکی از عوامل توفیق او در جذب مخاطبانش بود. به جای این که در فرهنگ‌های دیگر به دنبال ملودی بگردد و یا خود به ساختن ملودی های ضعیف بپردازند، از آبشخور نغمات بومی نهفته در صدای ساز توشمال های بختیاری بهره می برد. خود می‌گفت: "اگر در کار کرنا نوازان دقیق شویم نغمه های بسیار بسیار زیبایی پیدا می‌کنیم که در نگاه اول ممکن است به چشم نیایند." با همین نگاه تصانیف زیبایی خلق کرده بود. از معروف ترین شان می توان به تصنیف "تنگ بلور" اشاره کرد که نخستین بار در رادیو اهواز با ارکستر شهری منصور قنادپور خواند. 

بهمن علاءالدین در سال 1319 در منطقه عشایری لالی از توابع مسجد سلیمان به دنیا آمد. وی پس از تکمیل تحصیلات متوسطه آن زمان به خدمت آموزش و پرورش در آمد و تا سن بازنشستگی در کسوت معلمی انجام وظیفه می کرد. از سال 1350 در کنار شغل معلمی ،‌همکاری خود را با رادیو اهواز آغاز کرد و با همراهی منصور قنادپور نوازنده سنتور که شیوه نوازندگی‌ و تنظیم ارکستری‌اش بسیار متأثر از استاد پایور بود، آثاری را به دو گویش فارسی و بختیاری ارائه داد.

 پس از انقلاب در سال 1365 نخستین نوار شرکتی وی با نام "مال کنون" به بازار موسیقی آمد. این کار با آنکه بیست سال از زمان تولید و انتشار اولیه‌اش می گذرد، همچنان رتبه اول فروش نوارهای بختیاری را از آن خود کرده است. شش سال بعد دومین کار او با نام "هی جار" و باز هم با آهنگسازی و تنظیم عطاء جنگوگ روانه بازار شد."هی جار" نیز محبوبیت و مقبولیت فراوانی یافت ولی هرگز به پای "مال کنون" نرسید. مسعود بختیاری پس از این دو اثر شاخص خود، سه اثر دیگر به نام‌های "آستاره"، "برافتو" و "تاراز" را با کمترین تعداد نوازنده به علاقه‌مندان موسیقی بختیاری ارائه داد. همپای همیشگی وی در غالب نوار ها و کنسرت‌ها،‌ علی حافظی نوازنده توانای نی بختیاری بود.

 مسعود بختیاری در طول عمر خود هیچ گاه زنی اختیار نکرد و پس از بازنشستگی نیز در جمع خانوادگی خواهرش در کرج می‌زیست. از حضور در تجمعات و مجالس چندان لذت نمی‌برد.

  علاءالدین موسیقی بختیاری را عمیقاً درک کرده بود و قادر بود صورت متفاوت از نسخه اصل آن را به مخاطبان ارائه دهد به طوری که نه خشونت آوازهای وحشی را داشته باشد و نه چنان رنگ و لعاب شهری به خود بگیرد که دیگر نتوان آن را موسیقی قومی و محلی نامید. وی چنانکه خودش می گفت ظرایف موسیقی بختیاری را از جمله های کرنا نوازان دریافته بود.

معتقد بود "اگر در کار کرنا نوازان دقیق شویم نغمه های بسیار بسیار زیبایی پیدا می‌کنیم که در نگاه اول ممکن است به چشم نیایند." وی علاوه بر آواز خوانی، قدرت آهنگسازی نیز داشت و خیلی از ترانه های ماندگار وی زاییده ذهن خلاق خود اوست.  تسلطش بر ادبیات فارسی و بختیاری و همینطور برخورداری از ذوق شعری به او امکان داده بود تا کلام  بسیاری از ترانه‌هایش را خود بسراید. مانند  ترانه "تنک بلور" که در سال 1351 با همراهی ارکستر رادیو اهواز به سرپرستی منصور قنادپور خواند.

 زنده یاد بهمن علاءالدین پس از 66 سال زندگی بدون حاشیه، شنبه 13 آبان 1385 خورشیدی (3 نوامبر 2006 میلادی) در کرج با دنیای ما خداحافظی کرد و در امامزاده طاهر  همین شهر به خاک رفت. روحش شاد و یادش گرامی باد.





نوع مطلب : موسیقی، 
برچسب ها : مسعود بختیاری،
لینک های مرتبط :

سه شنبه 22 اسفند 1391 :: نویسنده : کوروش هویدا

زندگینامه‌ : 


فرمان بهبود در سال 1324 متولد شد

بهبود در خانواده یی موسیقیدان و هنردوست پرورش یافته و فارغ التحصیل هنرستان عالی موسیقی و از شاگردان امانوئل ملیک اصلانیان و افلیا کمباجیان بوده است. او مدتی طولانی ضمن تدریس پیانو به عنوان پیانیست همراه با هنرستان عالی موسیقی ملی و کارگاه موسیقی کودکان و نوجوانان تلویزیون همکاری داشته است.

فرمان بهبود در اجرای چندین کنسرت موسیقی مجلسی برای انجمن فیلارمونیک تهران، انستیتو گوته آلمان، انجمن فرهنگی اتریش، انجمن فرهنگی ایتالیا و انجمن فرهنگی ژاپن شرکت داشته است.

از دیگر فعالیت های او همراهی مدام با گروه های آواز جمعی (کر) چون کر تهران به رهبری باغچه بان، کر کودکان و نوجوانان کارگاه موسیقی و اجرای کنسرت های متعدد با گروه های فوق در تالار رودکی و تئاتر شهر است. او در چند کنسرت ارکستر سمفونیک تهران و ارکستر مجلسی تلویزیون نوازندگی پیانو و کلاوسن را بر عهده داشته، همچنین سال‌ها پیانیست سازمان باله ملی ایران در تالار رودکی (وحدت) بوده است.

بهبود روز شبنه هشتم اسفند سال 1388 بر اثر سکته قلبی درگذشت.





نوع مطلب : موسیقی، 
برچسب ها : فرمان بهبود،
لینک های مرتبط :

دوشنبه 21 اسفند 1391 :: نویسنده : کوروش هویدا


( کل صفحات : 3 )    1   2   3   
درباره وبلاگ


زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صــحـنـه پــیــوســتـه بـه جــاســـت
خـرم آن نغـمه کـه مردم بـسـپـارند بـه یـاد

مدیر وبلاگ : کوروش هویدا
نویسندگان
نظرسنجی
نظرشمادرمورداین وبلاگ چیست؟






آمار وبلاگ



  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :