تبلیغات
وبكده آریانا - مطالب سیاسی
وبكده آریانا
چه دعایی كنمت بهتر از این كه خدا پنجره باز اتاقت باشد
دفاع مردانه ژنرال آریو برزن نمونه ای از جانبازی ایرانیان در راه میهن


بر پایه یادداشتهای روزانه "كالیستنسCallisthenes " مورخ رسمی اسكندر، 12 اوت سال 330 پیش از میلاد، نیروهای این فاتح مقدونی در پیشروی به سوی "پرسپولیس" پایتخت آن زمان ایران، در یك منطقه كوهستانی صعب العبور (دربند پارس، تكاب در كهگیلویه) با یك هنگ ارتش ایران (1000 تا 1200 نفر) به فرماندهی ژنرال «آریو برزن Ario Barzan » رو به رو و متوقف شدند و این هنگ چندین روز مانع ادامه پیشروی ارتش دهها هزار نفری اسكندر شده بود كه مصر، بابل و شوش را قبلا تصرف و در سه جنگ، داریوش سوم را شكست و فراری داده بود. سرانجام این هنگ با محاصره كوهها و حمله به افراد آن از ارتفاعات بالاتر از پای درآمد و فرمانده دلیر آن نیز برخاك افتاد. مورخ اسكندر نوشته است كه اگر چنین مقاومتی در گاوگاملاGaugamela (كردستان كنونی عراق) در برابر ما صورت گرفته بود، شكست مان قطعی بود. در "گاوگاملا" با خروج غیر منتظره داریوش سوم از صحنه، واحدهای ارتش ایران نیز كه درحال پیروز شدن بر ما بودند ؛ در پی او دست به عقب نشینی زدند و ما پیروز شدیم. داریوش سوم در جهت شمال شرقی ایران فرار كرده بود و « آریو برزن » در ارتفاعات جنوب ایران و در مسیر پرسپولیس به ایستادگی ادامه می داد.
دلاوری های ژنرال آریو برزن، یكی از فصول تحسین برانگیز تاریخ وطن ما را تشكیل می دهد و نمونه ای از جان گذشتگی ایرانی در راه میهن را منعكس می كند.
آریو برزن و مردانش 90 سال پس از ایستادگی لئونیداس در برابر ارتش خشایارشا در ترموپیل، كه آن هم در ماه اوت روی داد مقاومت خود را به همان گونه در برابر اسكندر آغاز كرده بودند. اما میان مقاومت لئونیداس و آخرین ایستادگی «آریو برزن» در این است؛ كه یونانیان در ترموپیل، در محل برزمین افتادن لئونیداس، یك پارك و بنای یاد بود ساخته و مجسمه او را برپا داشته و آخرین سخنانش را بر سنگ حك كرده اند تا از او سپاسگزاری شده باشد، ولی از «آریو برزن» ما جز چند سطر ترجمه از منابع دیگران اثری در دست نیست.چرا؟. اگر به فهرست درآمدهای توریستی یونان بنگریم خواهیم دید كه بازدید از بنای یاد بود و گرفتن عكس در كنار مجسمه لئونیداس برای یونان هرسال میلیونها دلار درآمد گردشگری داشته است. همه گردشگران ترموپیل این آخرین پیام لئونیداس را با خود به كشورهایشان می برند: ای رهگذر، به مردم لاكونی ( اسپارت ) بگو كه ما در اینجا به خون خفته ایم تا وفاداریمان را به قوانین میهن ثابت كرده باشیم( قانون اسپارت عقب نشینی سرباز را اجازه نمی داد). لئونیداس پادشاه اسپارتی ها بود كه در اوت سال 480 پیش از میلاد، دفاع از تنگه ترموپیل در برابر حمله ارتش ایران به خاك یونان را برعهده گرفته بود.


                                       
             آریو برزن » و مردانش جان دادند تا اسكندر مقدونی از این پلكان قدرت و عظمت بالا نرود


                                        
                                     
آریو برزن و مردانش جان بر كف نهادند تا پایتخت میهنشان به دست اسكندر به این صورت در نیاید ، اما ویرانه های آن هم خبر از بزرگی و عظمت و اصالت تمدن ایرانیان باستان می دهد تمدن و فرهنگی كه رسالت پاسداری از آن تكلیف بی چون و چرای هر ایرانی و ایرانی تبار است. تا این ستون های سر به فلك كشیده كه میراث مشترك همه ایرانیان است بر جای باشند ، ایران هم باقی خواهد بود ــ به همان گونه كه در 13 قرن گذشته عربان ، اقوام مهاجر ماوراء آسیای مركزی ، مغولها و استعمار گران اروپایی نتوانستند آن را و فرهنگش را از میان بردارند.
 






نوع مطلب : تاریخی، سیاسی، 
برچسب ها : تاریخ ایران، آریو برزن،
لینک های مرتبط : یادیار،

یکشنبه 6 مرداد 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا
لاله هایی که در تنگستان روئید



اشغال ایران

هشت روز از تاجگذاری احمد شاه ، آخرین پادشاه خاندان قاجار ، گذشته بود که ناقوس جنگ جهانی اول به صدا درآمد .

دولت ایران ،پس از آغاز جنگ بی درنگ بیطرفی کامل خود را اعلام داشت . اما دولتهای درگیر در جنگ این بیطرفی را به هیچ گرفتند و سپاهیان بیگانه از هر سو به خاک ایران حمله ور شدند .

روس های تزاری به سر کردگی ژنرال باراتف تا اصفهان تاختند ، عثمانیها از مغرب تا همدان پیش تاختند و انگلیسیها از جنوب ومشرق تا قاینات شتافتند .

ایران هم میدان نبرد شده بود .در این نبردروس وانگلیس دریک طرف و دولت عثمانی ، به یاری آلمان واتریش ،در طرف دیگر بود .

ایران با انقلاب مشروطیت وارد مرحله تازه ای از تاریخ خود شده بود .

انقلابیان صدر مشروطه هدفی جز این نداشتند کهدولت قانونی در ایران برقرار شود ، آزادی و برابری و برادری همه جا بگسترد و دست بیگانه از ایران کوتاه شود و فساد دستگاه حاکمه از میان برخیزد و یک دولت مرکزی نیرومند و ملی روی کار آید .

جانبازی ها و فداکاری های آنان همه در راه تحقق این آرزو بود و البته این آرزوئی نبود که دولتهای استعمارگر روس و انگلیس خواهان آن باشند .

در همان گیر ودار انقلاب ، میان دولت انگلیس و روسیه تزاری قرارداد 1907 امضا شد و ایران عملا به دو منطقه نفوذ و یک منطقه بیطرف تقسیم گردید .

منطقه شمال زیر نفوذ روسیه و منطقه جنوب زیر نفوذ انگلیس قرار گرفت . دولت مرکزی حتی در خود تهران قدرتی نداشت .

خطوط ارتباطی ،جاده ها ، گمرک و بازرگانی در دست بیگانه گان بود .حتی روسها می گفتند که آیا ایران کنونی ،دستکم در شهرستان های شمالی  ، برای دولت روسیه حکم یک کشور خارجی را دارد ؟

آنان در واقع ایران را یک کشور مستقل نمی دیدند . استقلال ایران چنان محو شده و زوال قدرت دولت ایران چنان آشکار شده بود و کارهای کنسول های روس وانگلیس چنان بیشرمانه بود که بسیاری از ایرانیان دست از هر امیدی شسته بودند .

با این همه ، جنگ جهانی اول دنیای جدیدی در برابر مردم کشور ما گشود و پیروزی های آلمان در آغاز جنگ امید تازه ای را در دل آنها بیدار کرد .

پیروزی آلمان یک آرزو

آلمان از نظر ایرانیان دولتی استعمارگر نبود ، دستکم در رابطه اش با ایران ، به روش استعمارگرانه نپرداخته بود .

ایران از 1885 میلادی با آلمان رابطه سیاسی بر قرار کرده بود و با آغاز جنگ ، این رابطه نزدیکتر شد . ایرانیان از این که میدیدند که آلمان با روس و انگلیس _ یعنی دو دشمن واقعی آنها _ وارد جنگ شده بود ، شادمان بودند و پیروزی آلمان را به یک معنی پیروزی خود میدانستند .

زیرا که با شکست روسیه و انگلیس ایران نیز از قید نفوذ سیاسی آنها آزاد میشد . سیاستمداران آلمان نیز از این مسئله استفاده کردند و فعالیتهای خود را در ایران گسترش دادند . به آزادیخواهان ایران نزدیک شدند و ایلات و عشایر را بر ضد انگلیس شوراندند .

در این زمان،دربرلین،پایتخت آلمان گروهی از مهاجرین ایرانی جلسه هائی تشکیل می دادند که سید حسن تقی زاده ، اسماعیل آقا امیرخیزی ،کاظم زاده ایرانشهر ، حسینقلی خان نواب ، محمد قزوینی و محمد علی جمالزاده در شمار آنها بودند. این گروه با کمیته دفاع ملی که در ایران تشکیل شده بود و با روس و انگلیس می جنگید ، روابط نزدیک داشت .

پیروزی های آلمان و فتوحات دولت عثمانی که متحد آلمان و به هر صورتی دولتی مسلمان بود ، روحیه مجاهدین را تقویت میکرد و امید آنها را به شکست انگلیس و روسیه فزونی می بخشید .

دلیران تنگستان

حفظ خلیج فارس و جنوب ایران برای استفاده از ذخیره های سرشار نفت کشور ما برای انگلیس امری حیاتی بود . نیروی دریائی انگلیس به نفت ایران ، که بر طبق قرارداد دارسی یکسره به دست انگلیسی ها افتاده بود

نیاز مبرم داشت و بدون این نفت عملا فلج می شد . این مسئله انگلیس را بر آن داشت تا در بوشهر نیرو پیاده کند و جنوب ایران را یکسره زیر اشغال نظامی در آورد ودر همین جا بود که با مقاومت تنگستانیها مواجه شد .

تنگستان در شمال بندر بوشهر واقع است .

مردان و زنان تنگستانی به شجاعت و دلیری شهره اند و همگی رنجبر و زحمتکشند . کمتر شوخی و مزاح می شناسند وبسیار زودرنجند . شجاعت این مردمان در جنگ جهانی اول به اثبات رسید .

یک سال پس ازآغاز جنگ جهانی اول کشتیهای جنگی انگلیس بوشهر را تصرف کردند و نیروی انگلیس وارد بوشهر شد . انگلیسی ها بیدرنگ دارالحکومه ، گمرک خانه ، و سایر ادارات دولتی را تصرف کردند و موقر الدوله حاکم بوشهر را تحت نظر گرفتند و پرچم انگلیس را بر فراز دارالحکومه بر افراشتند .

یک روز پس از تصرف بوشهر ، چهارده تن از آزادیخواهان را دستگیر و به هند تبعید کردند .

زائر خضر خان اهرمی ، رئیسعلی دلواری و شیخ حسین خان چاه کوتاهی ، سه تن از سران دلیر تنگستان ، از این وقایع آگاه شدند و تصمیم گرفتند که بر ضد دشمن قیام کنند و در برابر نیروی بیگانه بایستند .

آلمانی دلیر

در این میان یک آلمانی به نام واسموس نیز به آنها پیوست . واسموس ماجرا جوئی شجاع و دلیر بود . فارسی را شمرده صحبت میکرد و عشایر ایران را به خوبی می شناخت . در اوایل جنگ از تهران به شیراز آمد و چون خبر قیام دلیران تنگستانی را شنید ، به سوی بوشهر حرکت کرد . میگویند انگلیسی ها برای سر او 50000 لیره جایزه تعئین کرده بودند .واسموس یک برگ از این اعلان را به دست آورد و به نزد زائرخضرخان برد . زائر خضرخان خشمناک شد ، اعلان را پاره کرد و به دور انداخت و گفت « ما بیشرف نیستیم که مهمان خود مان را به دست دشمن بدهیم . شما دشمن دشمن ما هستید ، بنابر این دوست شمرده میشوید .»

نبرد تنگستانیها با سربازان انگلیس

زائر خضر خان با دو هزار تنگستانی مسلح روانه کارزار بوشهر شد . مه غلیظی پیرامون شهر را فرا گرفته بود و تنگستانیها از این مه استفاده کردند و ناگهان به سواره نظام انگلیس حمله بردند و شکست بزرگی بر آنها وارد کردند .

بیش از 150 انگلیسی در این نبرد کشته شدند . البته نیروهای انگلیسی هم از نظر شماره و هم از نظر تجهیزات بر دلیران تنگستانی برتری داشتند . انگلیس چهارده هزار سرباز و صد ها توپ و حتی  هواپیما در اختیار داشتند حال اینکه نیروهای تنگستانی از چند هزار نفر تجاوز نمیکرد .

عشایر قشقائی و کازرونی نیز به مقابله با انگلیسی ها پرداختند .هشت هزار تفنگچی قشقائی و کازرونی به نیروهای انگلیسی حمله ور شدند و عرصه را بر آنها تنگ کردند . در این زمان سرپرسی سایکس ، افسر کهنه کار انگلیسی ، به فرماندهی نیروهای جنوب منصوب شده بود . او نخست با فرمانفرما و قوا م الملک و دریابیگی بر ضد نیروهای آزادیخواه ایرانی پیمان اتحاد بست و آنگاه با رشوه ونیرنگ و سرانجام زور سر نیزه ی 20000 سرباز انگلیسی کمکم بر  تنگستانیها چیره شد . ولی تا پایان جنگ و آتش بس ،انگلیس هرگز نتوانست  تنگستانیها را یکسره از میدان دور کند و بر جنوب ایران تسلط پیدا کند .

منابع:

کتاب جنگ های جهانی اول و دوم / نوشته کامران فانی / تهران 1377

سایت مرکز اسناد تاریخی ایران  iich.net  

 

واسموس كه بود ؟
واسموس را آنهایی كه سریال دلیران تنگستان را دیده اند حتما بیاد دارند. مرد آلمانی موبور و چشم آبی كه به همراه رییس علی دلواری وسایر دلیران تنگستان بر علیه حضور نیروهای انگلیسی در جنوب كشور – در گرماگرم نخستین جنگ جهانی- جنگید. كشور ما در آن روزگار صحنه مبارزه رقبای اصلی جنگ بود. قرار گیری ایران در منطقه استراتژیك خاور میانه و همسایگی با یكی از قدرت های اصلی درگیر یعنی عثمانی باعث شد كه علی رغم اعلام بی طرفی، كشور ما از آتش جنگ مصون نماند. یادداشت زیر در روزنامه شرق باعنوان لارنس آلمانی در جنوب ایران، حاوی نكات جالبی در این باب است. 

ترجمه سهراب برازش:او بین قبایل ایرانى منطقه شیراز _ بوشهر تبدیل به شخصیتى افسانه اى شد. حتى انگلیسى ها نیز كه سرسختانه با آنها جنگیده بود، با احترام از او یاد مى كردند. نخست وزیر انگلیس در دستگیرى او را بدین شكل اعلام مى كند: «ارتش آلمان كه تاكنون در جنوب ایران دست به عملیاتى زده از دیروز در بازداشت نیروهاى انگلیسى قرار دارد! این ارتش از یك نفر تشكیل شده كه ویلهلم واسموس نام دارد.»• ویلهلم واسموس كه بود او به جاى اینكه مزرعه پدرى اش را در نزدیكى گسلار (Goslar) آلمان بر عهده بگیرد، در رشته زبان و فرهنگ فارسى تحصیل كرد و تصمیم گرفت در مشاغل دیپلماتیك مشغول به كار شود. در سن 32 سالگى بود كه به سمت رئیس كنسولگرى تازه تاسیس بوشهر نایل شد. از همین جا بود كه مرد اهل نیدرزاكسن آلمان با قد بلند، موهاى بور و چشم هاى آبى زبانزد شد: او از سبك زندگى خارجى هاى دیگر كناره گرفت و به جاى آن به حشر و نشر با روساى قبایل، معدنچیان و ماهیگیران منطقه پرداخت. به واسطه علاقه مندى و تسلط اش به زبان فارسى به زودى دوستان زیادى در كل منطقه پیدا كرد. مبارزه واسموس در جنوب ایران با شروع جنگ جهانى اول آغاز شد. اگر چه ایران در جنگ اعلام بى طرفى كرده بود اما آن ناحیه از ایران به طور فرعى تبدیل به محل وقوع جنگ میان بریتانیاى كبیر و آلمان (و نیز متحد آلمان یعنى امپراتورى عثمانى) شد. پیش از آن  انگلیسى ها جنوب ایران را به چشم ناحیه نفوذى خودشان مى نگریستند. در جنگ جهانى اول آلمان سعى داشت از نارضایتى ایران و افغانستان از سلطه انگلیس استفاده كرده، فصل سیاسى تازه اى را بگشاید و این كشورها را به «جهاد» علیه بریتانیا تحریك كند. به این دلیل انگلیسى ها در خلیج فارس به مقابله با آلمانى ها پرداختند. كشتى هاى آنها را ضبط و مصادره كرده، تجار آلمانى و اعضاى كنسولگرى را دستگیر كردند. اما كنسول واسموس موفق شد با پول و تعدادى اسلحه به روساى قبایل پناه ببرد و قبایل و طایفه هایى كه بین خودشان اختلاف و منازعه داشتند را در جنگ علیه انگلیس متحد كند. براى جنگ از اسلحه مازر (Mauser) آلمانى استفاده مى كردند كه از آلمان براى واسموس فرستاده مى شد.این اسلحه ها به زودى در منطقه به نام واسموسى شهرت یافت. كریستوفر سیكس (Christopher Sykes) ایران شناس و زندگینامه نویس واسموس از «عشق به ایران» به عنوان «منبع قدرت» واسموس نام برده است. همین عشق بود كه سبب شد در میان مردم منطقه اهمیتى اسرارآمیز پیدا كند.واسموس بیش از ? سال تقریباً سه هزار مبارز از قبایل بومى را علیه مواضع انگلیسى ها رهبرى مى كرد. آنها به محموله هاى انگلیسى ها شبیخون مى زدند و با گزارش هاى غلطى كه پخش مى كردند ارتش انگلیسى ها را دچار اختلال مى كردند. بدین طریق واسموس و جنگجویان ایرانى اش موفق شدند راه هاى مهم استراتژیك را براى انگلیسى ها از بوشهر به شیراز و تهران مرتباً مسدود كرده و در كار آنها اختلال به وجود بیاورند. براى مقابله با به اصطلاح «ارتش آلمان در جنوب ایران» انگلیسى ها مجبور شدند كشتى هاى جنگى و یگان هاى سربازان انگلیسى و هندى را كه در قسمت هاى دیگر فوق العاده وجودشان لازم بود، به خلیج فارس گسیل دارند.اگرچه انگلیسى ها در نهایت براى سر واسموس سه هزار سكه طلا جایزه گذاشتند اما تا مدتى نتوانستند او را دستگیر كنند. تازه هنگامى كه واسموس  خودش را به تهران رساند انگلیسى ها توانستند به كمك خیانت یك افسر ژاندارمرى او را دستگیر كنند.با وجود ضربه هایى كه واسموس به كمك ایرانى ها به انگلیسى ها زد، در مجموع تلاش آلمان براى كشاندن ایران و افغانستان بى طرف به جنگ و تقویت نیروهاى عثمانى با شكست مواجه شد. موفقیت انگلیسى ها در این زمینه بیشتر بود:  انگلیسى ها موفق شدند امیر مكه و سربازانش را به «جهاد» با حكومت عثمانى متقاعد كنند. به كمك انگلیسى ها ارتش اعراب به حكومت عثمانى ضربه مهلكى وارد كرد. این جریان تحت رهبرى مامور انگلیسى توماس ادوارد لارنس معروف به «لارنس عربستان» صورت گرفت.ویلهلم واسموس موفق شد چند هفته بعد از دستگیرى اش از چنگ انگلیسى ها فرار كند و به آلمان بازگردد. اما دوباره عزم سفر به ایران كرد، كشورى كه به گفته خودش «با جان و دل شیفته اش بود.»

نقل از كتاب «ایران» نوشته كلودیا اشتوته 




نوع مطلب : تاریخی، سیاسی، 
برچسب ها : تاریخ ایران، دلیران تنگستان،
لینک های مرتبط : یادیار،

یکشنبه 6 مرداد 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا
زندگینا‌مه‌ :

دکتر شریعتی‌ در سا‌ل‌ ۱۳۱۲ در خا‌نواده‌ ای‌ مذهبی‌ چشم‌ به‌ جها‌ن‌ گشود پدر او استا‌د محمد تقی‌ شریعتی‌ مردی‌ پا‌ک‌ و پا‌رسا‌ و عا‌لم‌ به‌ علوم‌ .نقلی‌ و عقلی‌ و استا‌د دانشگا‌ه‌ مشهد بود علی‌ پس‌ از گذراندن‌ دوران‌ کودکی‌ وارد دبستا‌ن‌ شد و پس‌ از شش‌ سا‌ل‌ وارد دانشسرای‌ مقدما‌تی‌ در مشهد شد. علا‌وه‌ بر خواندن‌ دروس‌ دانشسرا در کلا‌سها‌ی‌ پدرش‌ به‌ کسب‌ علم‌ می‌ پرداخت‌. معلم‌ شهید پس‌ از پا‌یا‌ن‌ تحصیلا‌ت‌ در دانشسرا به‌ آموزگا‌ری‌ پرداخت‌ و کا‌ری‌ را شروع‌ کرد که‌ در تما‌می‌ دوران‌ زندگی‌ کوتا‌هش‌ سخت‌ به‌ آن‌ شوق‌ داشت‌ و با‌ ایما‌نی‌ خا‌لص‌ با‌ تما‌می‌ وجود آنرا دنبا‌ل‌ کرد.

 شریعتی‌ در سا‌ل‌ ۱۳۳۴ به‌ دانشکده‌ ادبیا‌ت‌ و علوم‌ انسا‌نی‌ دانشگا‌ه‌ مشهد وارد گشت‌ و رشته‌ ادبیا‌ت‌ فا‌رسی‌ را برگزید. در همین‌ سا‌ل‌ علی‌ با‌ یکی‌ از همکلا‌سا‌ن‌ خود بنا‌م‌ پوران‌ شریعت‌ رضوی‌ ازدواج‌ میکند. وجود تفکر خلا‌ق‌ با‌عث‌ شد که‌ معلم‌ شهید در طول‌ دوران‌ تحصیل‌ در دانشکده‌ ادبیا‌ت‌ به‌ انتشا‌ر آثا‌ری‌ چون‌: ترجمه‌ ابوذر غفا‌ری‌ ، ترجمه‌ نیا‌یش‌ اثر الکسیس‌ خ‌ .کا‌رل‌ و یک‌ رشته‌ مقا‌له‌ها‌ی‌ تحقیقی‌ در این‌ زمینه‌ همت‌ گما‌رد.

معلم‌ انقلا‌ب‌ در سا‌ل ‌ ۱۳۳۷پس‌ از دریا‌فت‌ لیسا‌نس‌ در رشته‌ ادبیا‌ت‌ فا‌رسی‌ بعلت‌ شا‌گرد اول‌ شدنش‌ برای‌ ادامه‌ تحصیل‌ به‌ فرانسه‌ فرستا‌ده‌ شد. وی‌ در آنجا‌ به‌ تحصیل‌ علومی‌ چون‌ جا‌معه‌ شنا‌سی‌، مبا‌نی‌ علم‌ تا‌ریخ‌ و تا‌ریخ‌ و فرهنگ‌ اسلا‌می‌ پرداخت‌ و با‌ اسا‌تید بزرگی‌ چون‌ ما‌سینیون، گورویچ‌ و ‌سا‌تر و... آشنا‌ شد و از علم‌ آنا‌ن‌ بهره‌‌ها‌ی‌ بسیا‌ر برد.

دوران‌ تحصیل‌ شریعتی‌ همزما‌ن‌ با‌ جریا‌ن‌ نهضت‌ ملی‌ ایران‌ به‌ رهبری‌ مصدق‌ بود که‌ او نیز با‌ قلم‌ و بیا‌ن‌ خود و نوشته‌‌ها‌ی‌ محکم‌ و مستدل‌ از این‌ حرکت‌ دفا‌ع‌ مینمود. وی‌ پس‌ از سا‌لها‌ تحصیل‌ با‌ مدرک‌ دکترا در رشته‌‌ها‌ی‌ .جا‌معه‌ شنا‌سی‌ و تا‌ریخ‌ ادیا‌ن‌ به‌ ایران‌ با‌زگشت‌ در هما‌ن‌ دوران‌ نیز فعا‌لیتها‌ی‌ بسیا‌ری‌ در زمینه‌‌ها‌ی‌ سیا‌سی‌ و مبا‌رزاتی‌ و اجتما‌عی‌ داشت‌ که‌ به‌ گوشه‌ای‌ از آن‌ فعا‌لیت‌ها‌ میپردازیم‌ .

در سا‌ل ‌۱۹۵۹ میلا‌دی‌ به‌ سا‌زما‌ن‌ آزادیبخش‌ الجزایر مى‌پیوندد و سخت‌ به‌ فعا‌لیت‌ مى‌پردازد. در سا‌ل ۱۹۶۰ میلا‌دی‌ مقا‌له‌ای‌ تحت‌ عنوان‌ "به‌ کجا‌ تکیه‌ کنیم‌" را در یکی‌ از نشریا‌ت‌ فرانسه‌ منتشر میکند. در سا‌ل‌ ۱۹۶۱میلا‌دی‌ مقا‌له‌ "شعر چیست‌؟" سا‌تر را ترجمه‌ و در پا‌ریس‌ منتشر مینما‌ید و در هما‌ن‌ اول‌ علت‌ فعا‌لیت‌ در سا‌زما‌ن‌ آزادیبخش‌ الجزایر گرفتا‌ر میشود و در زندان‌ پا‌ریس‌ با‌ "گیوز" مصاحبه‌‌ای‌ میکند که‌ در سا‌ل‌ ۱۹۶۵ در توگو چا‌پ‌ میشود.

در سا‌ل‌ ۱۹۶۱ نیز مقا‌له‌ای‌ تحت‌ عنوان‌ "مرگ‌ فرانتس‌ فا‌نون‌" را در پا‌ریس‌ منتشر میکند، همچنین‌ در طول‌ مبا‌رزات‌ مردم‌ الجزایر برای‌ آزادی‌ دستگیر میشود و مورد ضرب‌ و شتم‌ پلیس‌ فرانسه‌ قرار میگیرد و روانه‌ء بیما‌رستا‌ن‌ میشود و سپس‌ به‌ زندان‌ فرستا‌ده‌ .میشود. همچنین‌ با‌ مبا‌رزان‌ بزرگ‌ ملتها‌ی‌ محروم‌ نیز آشنا‌ میشود وی‌ در سا‌ل‌ ۱۳۴۳ به‌ ایران‌ با‌ز میگردد و در مرز ترکیه‌ و ایران‌ توقیف‌ و به‌ زندان‌ قزل‌ قلعه‌ تحویل‌ داده‌ میشود و بعد از چند ما‌ه‌ آزاد و به‌ خراسا‌ن‌ زادگا‌هش‌ میرود. در سا‌ل‌ ۱۳۴۴ مدتی‌ پس‌ از بیکا‌ری‌ ، اداره‌ فرهنگ‌ مشهد ، استا‌د جا‌معه‌ شنا‌سی‌ و فا‌رغ‌ التحصیل‌ خ‌دانشگا‌ه‌ سوربن‌ را بعنوان‌ دبیر انشا‌ء کلا‌س‌ چها‌رم‌ دبستا‌ن‌ در یکی‌ از روستا‌ها‌ی‌ مشهد استخدام‌ میکند، و سپس‌ در دبیرستا‌ن‌ بتدریس‌ میپردازد و با‌لا‌خره‌ به‌ عنوان‌ استا‌دیا‌ر تا‌ریخ‌ وارد دانشگا‌ه‌ مشهد میشود

در سا‌ل‌ ۱۳۴۸ به‌ حسینیه‌ ارشا‌د دعوت‌ میشود و بزودی‌ مسئولیت‌ امور فرهنگی‌ حسینیه‌ را بعهده‌ گرفته‌ و به‌ تدریس‌ جا‌معه‌ شنا‌سی‌ مذهبی‌،‌ .تا‌ریخ‌ شیعه‌ و معا‌رف‌ اسلا‌می‌ میپردازد در این‌ محل‌ است‌ که‌ دکتر شریعتی‌ با‌ قدرت‌ و نیروی‌ کم‌ نظیر و با‌ کنجکا‌وی‌ و تجزیه‌ و تحلیل‌ تا‌ریخ‌ ، چهره‌ ها‌ی‌ مقدس‌ و شخصیتها‌ی‌ بزرگ‌ اسلا‌م‌ را معرفی‌ نمود. استحکا‌م‌ کلا‌م‌ ، با‌فت‌ منطقی‌ جملا‌ت‌ با‌ اتکا‌ء به‌خ‌ پشتوانه‌ فنی‌ و عمیق‌ فکریش‌ هر شنونده‌ ای‌ را در کوتا‌هترین‌ مدت‌ سرا پا‌ گوش‌ میسا‌خت‌ و در نیم‌ راه‌ گفتا‌ر تحت‌ تا‌ثیر قرار میداد و سپس‌ به‌ هیجا‌ن‌ می‌ آورد

در سا‌ل‌۱۳۵۲، رژیم‌، حسینیه‌ء ارشا‌د که‌ پا‌یگا‌ه‌ هدایت‌ و ارشا‌د مردم‌ بود را تعطیل‌ نمود، و معلم‌ مبا‌رز را بمدت ‌ ۱۸ما‌ه‌ روانه‌ زندان‌ میکند و درخ‌ خلوت‌ و تنها‌ ئی‌ است‌ که‌ علی‌ نگا‌هی‌ به‌ گذشته‌ خویش‌ می‌افکند و .استراتژی‌ مبا‌رزه‌ را با‌ر دیگر ورق‌ زده‌ و با‌ خدای‌ خویش‌ خلوت‌ میکند از این‌ به‌ بعد تا‌ سا‌ل‌ ۱۳۵۶ و هجرت‌ ، دکتر زندگی‌ سختی‌ را پشت‌ سرخ‌ گذاشت‌ . سا‌واک‌ نقشه‌ داشت‌ که‌ دکتر را به‌ هر صورت‌ ممکن‌ از پا‌ در آورد، ولی‌ شریعتی‌ که‌ از این‌ برنا‌مه‌ آگا‌ه‌ میشود ، آنرا لوث‌ میکند. در این‌ زما‌ن‌ استا‌د محمد تقی‌ شریعتی‌ را دستگیر و تحت‌ فشا‌ر و شکنجه‌ قرار داده‌ بودند تا‌ پسرش‌ را تکذیب‌ و محکوم‌ کند. اما‌ این‌ مسلما‌ن‌ راستین‌خ‌ سر با‌ز زد، دکتر شریعتی‌ در هما‌ن‌ روزها‌ و سا‌عا‌ت‌ خود را در اختیا‌ر آنها‌ میگذارد تا‌ اگر خواستند، وی‌ را از بین‌ ببرند و پدر را رها‌ کنند

در مهر ما‌ه‌ سا‌ل‌ ۱۳۵۳ سا‌واک‌ که‌ غا‌فلگیر شده‌ بود و از محبوبیت‌ علی‌ آگا‌ه‌ او را بدست‌ شکنجه‌ روحی‌ و جسمی‌ سپرد، و میخواستند او را وادار به‌ همکا‌ری‌ نموده‌ و برایش‌ شوی‌ تلویزیونی‌ درست‌ کنند و پا‌سخ‌ او که‌ هیچگا‌ه‌ حقیقتی‌ را به‌ خا‌طر مصلحت‌ ذبح‌ شرعی‌ نکرده‌ است‌ چنین‌ بود " و اگر ".خفه‌ام‌ کنند سا‌زش‌ نخواهم‌ کرد وحقیقت‌ را قربا‌نی‌ مصلحت‌ خویش‌ نمیکنم‌ دکتر در ۲۵ اردیبهشت‌ ما‌ه ۱۳۵۶ تهران‌ را بسوی‌ اروپا‌ ترک‌ گفت‌ تا‌ دورانی‌ جدید را با‌ مطا‌لعه‌ و مبا‌رزه‌ آغا‌ز کند. سر انجا‌م‌ در روز یکشنبه ۲۹ خرداد ما‌ه‌ ۱۳۵۶ با‌ قلبی‌ عا‌شق‌ ، اندیشه‌ ای‌ پا‌ک‌ ، ایما‌نی‌ محکم‌، زبا‌نی‌ قا‌طع‌، قلمی‌ توانا، روانی‌ آگا‌ه‌ و سیما‌یی‌ آرام‌ بسوی‌ آسما‌نها‌ و آرامشی‌ ابدی‌ عروج‌ کرد و عا‌شقا‌ن‌ و دوستداران‌ خود را در این‌ فقدان‌ .همیشه‌ محسوس‌ تنها‌ گذاشت‌ .
                                   خدایش‌ بیا‌مرزد و راهش‌ پر رهرو با‌د


تقسیم بندی انسانهاارنظردكتردرادامه مطلب


نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : دکترشریعتی‌،
لینک های مرتبط :

دوشنبه 21 اسفند 1391 :: نویسنده : کوروش هویدا
مصائب رهبران ونزوئلا پس از هوگو چاوز


مصائب رهبران ونزوئلا پس از هوگو چاوز
 نیکولاس مادورو، معاون چاوز، شامگاه جمعه به عنوان رئیس‌جمهور موقت ونزوئلا سوگند یاد کرد. این مراسم در کاراکاس در حضور دیوسدادو کابلو، رئیس پارلمان این کشور، صورت گرفت. مادورو که پیشتر راننده اتوبوس بود و سپس با پیوستن به اتحادیه کارگری وارد عرصه سیاست شد، یکی از همکاران نزدیک هوگو چاوز محسوب می‌شود. وی قسم خورد که با وفاداری کامل به فرمانده هوگو چاوز از قانون اساسی ونزوئلا پاسداری خواهد کرد. بر اساس قوانین ونزوئلا، مادورو ۳۰ روز مهلت خواهد داشت تا انتخابات جدیدی را در این کشور برگزار کند. هوگو چاوز پیش از مرگ، مادورو ۵۰ ساله را به عنوان جانشین خود معرفی کرده بود. مادورو نیز قرار است که به عنوان یکی از نامزدها در انتخابات آتی شرکت جوید. حزب سوسیالیست حاکم نیز نامزدی مادورو را تایید کرده است. مادورو در نخستین اقدام خود از کمیسیون انتخابات خواست هر چه زودتر تاریخی را برای برگزاری انتخابات تعیین کند. این در حالی است که انریکو کاپریلس، رهبر اپوزیسیون ونزوئلا، ادای سوگند مادورو را خلاف قانون اساسی این کشور خوانده است. به گفته وی، تصمیم دیوان عالی ونزوئلا سوء‌استفاده از اختیارات قانونی است. کاپریلس به نشانه اعتراض در مراسم ادای سوگند مادورو شرکت نداشت. کاپریلس تاکید کرد که اپوزیسیون این خلاف‌کاری را تحمل نخواهد کرد.

دموکراسی به شیوه چاوز

در ونزوئلا اغلب احزاب سیاسی که از انقلاب بولیواری حمایت می‏کنند تحت عنوان حزب سوسیالیست متحد ونزوئلایی (PSUV) با یکدیگر متحد شده‏اند. چاوز همچنین در دوران زمامداری خود دو ابزار کنترلی دیگر نیز ایجاد کرده بود؛ یک گروه ۱۲۵۰۰ نفری از نیروهای لباس شخصی که بیشتر مستقیما به او پاسخگو بودند تا فرمانده ارتش و شبکه‎ای از شوراها و مقام‏های محلی که بسته به شرایط می‏توانست کارکردهای متفاوتی داشته باشد. کارشناسان چپ معتقدند تمامی این اقدامات به توانمندسازی «دموکراسی مستقیم» در ونزوئلا منجر شده است. ولی منتقدانی هم هستند که نظر دیگری دارند و معتقدند که اقدامات چاوز در راستای مشارکت بالا به پایین منجر به تجمیع قدرت در دست رئیس‏جمهور شده است.

اکونومیست می‏نویسد، ورای تبلیغات، انقلاب بولیواری گرفتار فساد و سوءمدیریت شده و اقتصاد ونزوئلا بیش از گذشته به نفت و واردات وابسته شده است. بخش کشاورزی با رکود چشمگیری روبه‏رو شده و مزارع دولتی بازده بسیار کمی دارند. و کنترل بهای ارزهای خارجی هم نتوانسته از افزایش تورم و کمبود کالاهای اساسی در این کشور جلوگیری کند. زیرساخت‏های کشور از هم پاشیده و بخش‏های بسیاری از ونزوئلا از قطع مکرر برق رنج می‏برد. اغلب بیمارستان‏های فرسوده و در آستانه ورشکستگی هستند. جرم و جنایت افزایش یافته است، به‏طوری که کاراکاس به عنوان یکی از خشن‎ترین پایتخت‎های دنیا نام گرفته است. این کشور همچنین یکی از مجاری تجارت موادمخدر در جهان است. با این حال یکی از دستاوردهای سیاسی رهبری چاوز پس از ۱۴ سال حکومت بر ونزوئلا این است که تقریبا بیشتر مردم عادی او را در شرایط نا بسامان اجتماعی و اقتصادی امروز کشور دخیل نمی‏دانند و سرزنش نمی‎کنند. آن‏ها چاوز را یکی از خودشان می‏دیدند که در طرف آن‏ها ایستاده است. حامیان او، به ویژه زنان، می‎گویند: «این مرد از طرف خدا برای کمک به فقرا فرستاده شده بود.» یکی از نقاط قوت چاوز را باید شوخ‏طبعی و حس غریزی او برای استفاده از فرصت‏های سیاسی دانست. او هر یکشنبه از این توانایی خود در برنامه رسانه‏ای «الو رئیس‎جمهور!» استفاده می‏کرد.


کاریزمای از دست رفته چاوز


با مرگ چاوز اما انقلاب بولیواری با آزمونی جدی مواجه شده است. بی‏شک، چاویسم بسیار فراتر از بنیانگذار آن خواهد رفت. بسیاری از مردم عادی ونزوئلا با حسرت به گذشته و زمامداری او نگاه می‏کنند. ولی وارثان او با مشکلات لاینحلی دست به گریبان خواهند بود. پس از انتخابات پرهزینه سال گذشته میلادی، رشد اقتصادی ونزوئلا کند شده است. این در حالی است که نیکلاس مادورو در مقام رهبر فعلی، با چالش کمبود کالاهای اساسی روبه رو است. به نوشته اکونومیست، ونزوئلا در فهرست کشورهایی با اقتصاد خوب و رقابتی به سرعت به پایین فهرست نزدیک می‏شود. برای ۱۴ سال به ونزوئلایی‏ها گفته شده بود که عامل مشکلات جایی در خارج از مرزهای کشور، ایالات متحده یا الیگارشی‏ها، هستند. انتخابات ونزوئلا در شرایطی برگزار می‏شود که تقریبا می‏توان اطمینان داشت حزب حاکم پیروز این انتخابات باشد. اما حتی این حزب نیز در صورت باقی ماندن در راس هرم قدرت، با مشکلات زیادی دست به گریبان خواهد بود. چرا که هیچ یک از رهبران امروز ونزوئلا، نه کاریزمای چاوز را دارند و نه مهارت او را در برقراری ارتباط با توده‏ مردم. به گفته یکی از وزرای خارجه پیشین آمریکای لاتین، مادورو اگرچه مردی خوش مشربی است اما فاقد وجهه سیاسی است. با این حساب پس از چاوز، شاید تنها رهبران کوبا باشند که بتوانند اتحاد محور چاویسم را حفظ کند. کاری که برای هاوانا و اقتصاد تضعیف شده ناشی از سال‏ها تحریم، کار چندان راحتی نیست.

مراسم وداع و بزرگداشت هوگو چاوز رئیس جمهور سابق ونزوئلا با حضور محمود احمدی نژاد رئیس جمهور برگزار شد.



























مـرگ چـاوز و نگهداری جسد مومیـایی شده اش در ادامه مطلب


نوع مطلب : سیاسی، 
برچسب ها : هوگوچاوز،
لینک های مرتبط :

یکشنبه 20 اسفند 1391 :: نویسنده : کوروش هویدا


درباره وبلاگ


زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صــحـنـه پــیــوســتـه بـه جــاســـت
خـرم آن نغـمه کـه مردم بـسـپـارند بـه یـاد

مدیر وبلاگ : کوروش هویدا
نویسندگان
نظرسنجی
نظرشمادرمورداین وبلاگ چیست؟






آمار وبلاگ



  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :