تبلیغات
وبكده آریانا - مطالب مذهبی
وبكده آریانا
چه دعایی كنمت بهتر از این كه خدا پنجره باز اتاقت باشد
لیلة الرغائب چگونه شبی است؟


لیلة الرغائب چگونه شبی است

"رجب"، ماه خداست؛ ماه پر بركتی است كه اعمال بسیاری برای آن ذكر شده است. باید خود را در دریای زلالش بشوییم تا پاک شویم. پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: هر كس یك روز از ماه رجب را روزه بگیرد، موجب خشنودی خدا می شود و غضب الهی از او دور می گردد و دری از درهای جهنم بر روی او بسته می شود.
اعمال ماه های رجب و شعبان، جهت آماده ساختن روح برای شركت در میهمانی ماه مبارك رمضان می باشد. برای درك عظمت ماه رمضان باید از قبل خود را آماده نمائیم.
پیامبر اكرم(صلی الله علیه و آله) فرمود: ماه رجب، ماه استغفار امت من است. پس در این ماه بسیار طلب آمرزش كنید كه خدا آمرزنده و مهربان است.
اولین شب جمعه ماه رجب را لیلة الرغائب نامند. در این شب ملائك بر زمین نزول می كنند. برای این شب عملی از رسول خدا(صلی الله علیه و آله) ذكر شده است كه فضیلت بسیاری دارد و بدین قرار است:
روز پنج شنبه اول آن ماه  - در صورت امكان و بلا مانع بودن -  روزه گرفته شود. چون شب جمعه شد مابین نماز مغرب و عشاء دوازده ركعت نماز اقامه شود كه هر دو ركعت به یك سلام ختم می شود و در هر ركعت یك مرتبه سوره حمد، سه مرتبه سوره قدر، دوازده مرتبه سوره توحید خوانده شود. و چون دوازده ركعت به اتمام رسید، هفتاد بار ذكر" اللهم صل علی محمد النبی الامی و علی آله" گفته شود. پس از آن در سجده هفتاد بار ذكر "سبوحٌ قدوسٌ رب الملائكة والروح" گفته شود. پس از سر برداشتن از سجده، هفتاد بار ذكر "رب اغفر وارحم و تجاوز عما تعلم انك انت العلی الاعظم" گفته شود. دوباره به سجده رفته و هفتاد مرتبه ذكر "سبوح قدوس رب الملائكة والروح" گفته شود. در اینجا می توان حاجت خود را از خدای متعال درخواست نمود. ان شاء الله به استجابت می رسد.
پیامبر اكرم( صلی الله علیه و آله) در فضیلت این نماز می فرماید: كسی كه این نماز را بخواند، شب اول قبرش خدای متعال ثواب این نماز را با زیباترین صورت و با روی گشاده و درخشان و با زبان فصیح به سویش می فرستد. پس او به آن فرد می‌گوید: ای حبیب من، بشارت بر تو باد كه از هر شدت و سختی نجات یافتی.
میّت می‌پرسد تو كیستی؟ به خدا سوگند كه من صورتی زیباتر از تو ندیده‌ام و كلامی شیرین تر از كلام تو نشنیده‌ام و بویی، بهتر از بوی تو نبوئیده‌ام. آن زیباروی پاسخ می‌دهد: من ثواب آن نمازی هستم كه در فلان شب از فلان ماه از فلان سال به جا آوردی. امشب به نزد تو آمده‌ام تا حق تو را ادا كنم و مونس تنهایی تو باشم و وحشت را از تو بردارم و چون در صور دمیده شود و قیامت بر پا شود، من سایه بر سر تو خواهم افكند.
امید آن است كه در پایان این نماز با فضیلت، محتاجان به دعا را فراموش نكنید و ما را نیز از دعای خیر خود محروم ننمایید.


                                                                                           " التماس دعا"



برگرفته از مفاتیح الجنان

گروه دین و اندیشه تبیان





نوع مطلب : عمومی، مذهبی، 
برچسب ها : مناسب، لیلة الرغائب،
لینک های مرتبط : موسسه تبیان،

پنجشنبه 11 اردیبهشت 1393 :: نویسنده : کوروش هویدا
حرص و طمع



حرص صفتى است نفسانیّه، كه آدمى را وامى‏دارد بر جمع نمودن زاید از آنچه احتیاج به آن دارد. و این صفت، یكى از شعبه های حبّ دنیا، و از جمله صفات مهلكه، واخلاق مضلّه است. بلكه این صفت خبیثه، بیابانى است كران ناپیدا كه از هر طرف روى به جایى نرسى و وادئى است بى‏انتها، كه هر چند در آن فرو روى عمق آن را نیابى. 
بیچاره‏اى كه بر آن گرفتار شد گمراه و هلاك شد. و مسكینى كه به این وادى افتاد دیگر روى خلاصى ندید، زیرا كه: حریص، هرگز حرص او به جائى منتهى نمى‏شود و به حدى نمى‏ایستد. اگر بیشتر اموال دنیا را جمع كند باز در فكر تحصیل باقى است. و هر چه به دست او آید باز مى‏طلبد. و آن بیچاره مریض است و نمى‏فهمد. و احمق است و نمى‏داند. چگونه چنین نباشد و حال آنكه مى‏بینیم حریصى را كه هشتاد سال عمر كرده است و فرزندى ندارد و این قدر از اموال و املاك و خانه و مستغلات دارد كه اگر به فراغت بگذراند صد سال دیگر او را كفایت مى‏كند، و خود یقین دارد كه: بیست سال دیگر عمر او نیست، باز در صدد زیاد كردن مال است. و تأمل نمى‏كند كه: فایده آن چیست؟ و چه ثمره دارد؟ اگر از براى خرج است، آنچه دارد گاهى است كه منافع آن وفا به خرج مدت العمر او مى‏كند. و اگر از براى احتیاط است، اگر آنچه دارد احتمال تلف مى‏رود هر چه تحصیل كند چنین خواهد بود. پس اگر این مرض، یا حمق نیست پس چه بلاست؟ و هر كه به این مرض مبتلا شد خلاصى از آن مرض نهایت اشكال دارد. 
و از این جهت حضرت رسول - صلّى اللّه علیه و آله - فرمودند كه: هر گاه از براى فرزند آدم دو رودخانه طلا باشد باز رودخانه سوم را میطلبد. و اندرون او را هیچ چیزى پر نمى‏كند مگر خاك و فرمود كه: آدمیزاده پیر مى‏شود و دو چیز در او جوان مى‏گردد و قوّت مى‏گیرد: یكى حرص. و دیگر طول امل. و از حضرت امام محمد باقر - علیه السّلام - مروى است كه: حریص بر دنیا چون كرم ابریشم است، هر چه بیشتر بر دور خود مى‏پیچد راه خلاص او دورتر مى‏شود، تا از غصه بمیرد بعضى از بزرگان گفته است كه: از عجایب امر آدمى زاده؟ آن است كه: اگر او را خبر دهند كه همیشه در دنیا خواهى بود حرص او بر جمع كردن مال زیادتر نخواهد شد از آنچه حال مى‏داند كه چند صباحى بیش زنده نیست در صدد جمع آن است و این، از براى هر كه تفحّص كند در احوال مردم ظاهر و روشن است. 
ملكه قناعت 
ضد صفت حرص، ملكه قناعت است. و آن حالتى است از براى نفس، كه باعث اكتفا كردن آدمى است به قدر حاجت و ضرورت. و زحمت نكشیدن در تحصیل فضول از مال. و این از جمله صفات فاضله و اخلاق حسنه است. و همه فضائل به آن منوط، بلكه راحت در دنیا و آخرت به آن مربوط است. و صفت قناعت، مركبى است كه: 
آدمى را به مقصد مى‏رساند. و وسیله‏اى است كه: سعادت ابدى را به جانب آدمى مى‏كشاند، زیرا كه: هر كه به قدر ضرورت قناعت نمود و دل را مشغول قدر زاید نكرد همیشه فارغ البال و مطمئن خاطر است. و حواس او جمع و تحصیل آخرت بر او سهل و آسان مى‏گردد. و هر كه از این صفت محروم، و آلوده حرص و طمع و طول امل گشت به دنیا فرو مى‏رود، و خاطر او پریشان، و كار او متفرق مى‏گردد. و با وجود این، چگونه مى‏تواند تحصیل آخرت نماید و به درجات اخیار و ابرار رسد؟ قناعت سر افرازد اى مرد هوش سریر طمع برنیاید ز دوش و از این جهت است كه اخبار در مدح قناعت بى‏شمار است. 
از حضرت رسول - صلّى اللّه علیه و آله - مروى است كه فرمود: خوشا به حال كسى كه هدایت به دین اسلام یابد، و به قدر كفاف به او برسد و قناعت كند و فرمود كه: اى مردمان چندان سعى در طلب دنیا نكنید، كه به هیچ كس نمى‏رسد مگر آنچه از براى او مقدّر شده است. و هیچ بنده‏اى از دنیا نمى‏رود مگر اینكه روزى‏اى كه از براى او مقدّر است به وى برسد و در حدیث قدسى وارد است كه: اى فرزند آدم اگر همه دنیا از تو باشد زیاده از قوت تو عاید تو نخواهد شد. پس هرگاه من به قدر قوت تو به تو برسانم و حساب او را از دیگرى جویم به تو احسان كرده خواهم بود مروى است كه: موسى از حق - تعالى - سؤال كرد كه كدام یك از بندگان غنى‏ترند؟ فرمود: هر كدام قانع‏ترند. حضرت امیر المؤمنین - علیه السّلام - فرمود كه: اى فرزند آدم اگر از دنیا آن قدر مى‏خواهى كه كفایت تورا كند، اندك چیزى از آن تورا سیر مى‏كند. و اگر زیادتر از كفایت مى‏طلبى، تمام آنچه در دنیا هست تو را سیر نخواهد كرد، و كفایت تورا نخواهد نمود. كاسه چشم حریصان پر نشد تا صدف قانع نشد پر در نشد حضرت امام محمد باقر - علیه السّلام - فرمود كه: زنهار، چشم نینداز به بالاتر از خود، و نگاه به آن مكن. و به معیشت پیغمبر خدا نظر كن، كه خوراك او جو بود. و شیرینى او تمر بود. و هیزم او پوست درخت خرما، اگر به دست او مى‏آمد و از آن حضرت مروى است كه: هر كه قناعت كند به آنچه خدا به او مى‏دهد غنى‏ترین مردم است و حضرت امام جعفر صادق - علیه السّلام - فرمود كه: هر كه از خدا به اندك معیشتى راضى شود خدا نیز به اندك عملى از او راضى مى‏شود و از آن حضرت مروى است كه: خداى - تعالى - مى‏فرماید: من چون بر بنده مؤمن تنگ مى‏گیرم محزون مى‏شود و حال اینكه او را به من نزدیكتر مى‏كند. و هر گاه او را معیشت مى‏دهم فرحناك مى‏گردد و حال اینكه او را از من دورتر مى‏كند و فرمود كه: هر چه ایمان بنده زیادتر مى‏شود تنگى معاش او بیشتر مى‏گردد. و اخبارى كه در فضیلت قناعت رسیده است از حد و حصر متجاوز است و همین خبر مشهور كافى است كه: 
عزّ من قنع و ذلّ من طمع یعنى: هر كه قانع شد بر مسند عزت پا نهاد. و هر كه را خار طمع در دامن آویخت به چاه مذلت افتاد به قناعت كسى كه شاد بود تا بود محتشمه نهاد بود و انكه با آرزو كند خویشى افتد از خواجگى به درویشى 
طریقه معالجه صفت حرص، و تحصیل ملكه قناعت 
طریقه معالجه مرض حرص، تحصیل قناعت و ازاله مرض حرص است. و تحصیل صفت قناعت، آن است كه: ابتدا تأمل كند در زحمت جمع مال، و تصدیع آن، و آفات دنیویه‏اى كه از براى مال است، و حوادثى كه در پى دارد. 
شحنهه این راه چو غارت‏گرست مفلسى از محتشمى بهترست و ببیند كه زیادتر از قدر ضرورت، دنیا را چه ثمر و چه فایده است؟ اگر از براى اولاد ذخیره مى‏كنى، بدان كه: خداى تو و اولاد تو یكى است، آنكه روزى به تو داده به او نیز خواهد داد. تو غم فرزندى را مى‏خورى كه از نطفه تو حاصل شده چگونه آنكه او را آفریده غم او را نمى‏خورد؟ به عزت خودش قسم كه او از تو مهربان‏تر، و قدرت او بیشتر و اگر فرزند تو كسى است كه باید به تنگى بگذارند اگر عالم را از براى او ذخیره بگذارى از دست او بیرون مى‏رود. جان من احتیاج فرزند به مال، در وقت حیات اوست، تو كه چاره عمر او را نتوانى كرد، و قدرى زندگانى از براى او نتوانى نهاد، پس چرا در فكر روزى او زحمت مى‏كشى؟ نگارنده كودك اندر شكم نگارنده عمر روزى‏ست هم خداوندگارى كه عبدى خرید بدارد فكیف آنكه عبد آفرید ترا نیست آن تكیه بر كردگار كه مملوك را بر خداوندگار ساعتى سر به زانوى تفكّر نه، و به اطراف ولایات نظرى كن و دور و نزدیك را سیرى نما و ببین: كسانى كه در عهد تو هستند چقدر كسانى هستند صاحب ثروت و جاه و حشمت و حال آنكه پدر ایشان از براى ایشان ذخیره‏اى نگذاشت. و چه اشخاص یافت مى‏شوند كه به فقر و فاقه مبتلایند و حال آنكه اموال بسیار از پدر ایشان مانده بود. بسى پدران، خانه از براى فرزندان در شهرى ساختند و اولاد ایشان در ولایتى دیگر در خرابه مردند. و بسا ده و مزرعه در كشورى از براى ایشان به جهت قرص نانى در كشورى دیگر جان دادند. تو را از حوادث روزگار چه خبر، و از گردش افلاك چه اطلاع، چه مى‏دانى كه تا چند روز دیگر عالم چه وضع خواهد بود؟ و اگر از براى خود جمع مال مى‏كنى، تو اول قدر عمر خود را معین كن و به اندازه آن جمع كن. تو چه مى‏دانى كه نام تو در سال دیگر در دفتر مردگان ثبت خواهد بود یا در صحیفه زندگان؟ و چون قوت سال خود را دارى كفایت كن و حساب خود را زیاده مكن. علاوه بر این‏ها آنكه: تأملى كن و ببین: وقتى هست كه سیر شوى و دیگر در صدد جمع مال نباشى؟ و هر چه اندوزى باز در فكر زیادتر مى‏سوزى. پس به یك مرتبه قانع شو و از همه زحمتها فارغ شو. 
آن شنیدستى كه وقتى تاجرى در بیابانى بیفتاد از ستوره گفت: چشم مرد دنیا دار را یا قناعت پر كند یا خاك گور و چون در این‏ها تأمل نمودى، دیده بگشا و در احوال مردمان نظرى كن و ببین: در سیرت و طریقه اعاظم افراد بنى آدم، و اعزّه مخلوقات عالم، از: پیغمبران مرسل و اولیاى كمّل و محرمان حرم عزت، و باریافتگان حرم خلوت قرب رب العزه، كه چگونه به قلیلى از دنیا اكتفا نمودند و به قناعت گذرانیدند، و زاید از قدر ضرورت را نگاه نداشتند. 
و نگاه كن به شیوه مشركین و كفار، از: هنود و یهود و نصارى و اراذل افراد بشر، كه: چگونه در صدد جمع مال و تنعّم و التذاذ و زیاد كردن مایه و املاك و ضیاع و عقارند و یقین مى‏دانم كه شك نخواهى كرد در اینكه: اقتدا به اعزّه خلایق، بهتر است از پیروى اراذل ایشان، بلكه هر كه اندك شعورى داشته باشد مى‏فهمد كه: كسى كه حریص بر لذتهاى دنیویه است و حرص بر اكل و شرب و جماع و وقاع دارد، از افق انسان خارج، و در خیل بهایم داخل است، زیرا كه: این‏ها از لوازم بهایم و چهارپایان است.

                                                                                                                  ملا احمد نراقی ـ معراج‎السعادة، ص 281




نوع مطلب : عمومی، مذهبی، ادبی، 
برچسب ها : رذایل اخلاقی، طمع،
لینک های مرتبط : اندیشه قم،

سه شنبه 7 آبان 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا
ما را به فراغ مبتلا نکن



مدت هاست دلتنگی صحبت با تو تمام وجود را فرا گرفته است. ای کاش دوباره می شد از نو ساخت اما گویا همیشه همه چیز قابل جبران نیست.خدایا در فصل خزان، ما را به خزان مناجات و ارتباط با تو گرفتار نکن. مناجاتی از خواجه عبدالله انصاری و بازگو کردن دردهای درون:

الهـی
باز آمدیم با دو دست تهی چه باشد اگر مرحمی بر خستگان نهی

الهـی
گرفتار آن دردم كه تو دوای آنی و در آرزوی آن سوزم كه تو سرانجام آنی

الهـی
هر دلشده ای با یاری و غمگساری و من بی یار و غریبم

الهـی
چراغ دل مریدانی و انس جان غریبانی، كریما آسایش سینه محبانی و نهایت همت قاصدانی

الهـی
جرم من زیر حلم تو پنهان است و تو پرده عفو خود بر من گستران

الهـی
این چیست كه با دوستان خود را كردی كه هر كه ایشان را جست ترا یافت و تا ترا ندید ایشان را نشناخت

الهـی
عاجز و سرگردانم ، نه آنچه دانم دارم و نه آنچه دارم دانم

الهـی
بر تارك ما خاك خجالت نثار مكن و ما را به بلای خود گرفتار مكن

الهـی
چون به تو بنگریم شاهیم و تاج بر سر وچون بخود تگریم خاكیم و از خاك كمتر

الهـی
هر كس تو را شناخت هرچه غیر تو بود بینداخت




نوع مطلب : عمومی، ادبی، مذهبی، 
برچسب ها : معارف دینی، محبت الهی،
لینک های مرتبط : محبت الهی،

چهارشنبه 1 آبان 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا
سخنان امام رضا (ع) درباره احترام به پدر و مادر



علی بن موسی الرضا(ع) درباره ی اهمیت رعایت ادب و احترام به مادر ، فرموده است:

رعایت حق مادر از واجب ترین واجبات است ، زیرا او در دوران بارداری ، حمل تو را تاب آورده و در نوزادی ، از شیره ی جانش به تو نوشانده است. مادر برای فرزندش ، مشکلاتی را تحمل می کند که دیگران حاضر به تحمل آن نیستند. مادر با تمام وجود ، از تو مراقبت و نگهداری کرده و تو را با جان و دل ، دوست داشته است. او حاضر است خود گرسنه بماند ولی تو سیر باشی ؛ خود تشنه بماند ولی تو تشنه نباشی . او ترجیح می دهد خود لباس کافی نداشته باشد ، اما تو پوشیده باشی ؛ او آماده است در آفتاب بماند ولی تو در سایه ، آرام گیری.

از این روست که باید همیشه سپاسگزار مادر خود باشی ؛ با او با نیکی رفتار کنی ؛ زحمات او را به خوبی و شایستی پاسخ دهی ، هر چند هرگز نخواهی توانست کمترین رنج و یا احسان او را جبران نمایی ، مگر خدا به شما توفیق دهد. خداوند حق پدر و مادر را همچون حق خود قرار داده و فرموده است : ( أنِ اشکُرلِی وَلِوالِدَیکَ اِلی المَصیرُ )   «لقمان ، آیه ۱۴» معنی : شکر گزار من و پدر و مادرت باش، چه در پایان به سوی من باز می گردی ، (پس باید پاسخگوی رفتار و کردار خود باشی)              

......

علی بن موسی الرضا(ع) درباره ی اهمیت رعایت ادب و احترام به پدر ، فرموده است :

اطاعت از پدر لازم است ، مگر اینکه درخواست پدر موجب گناه و معصیت خدا باشد

در برابر پدر ، نیک رفتار و فروتن باش

هر گاه در مجلسی ، پدرت نیست ، از او به نیکی یاد کن.در برابر پدر ، به درشتی و گستاخی سخن نگو

از امکاناتی که خدا در دست تو نهاده است ، برای خشنودی پدرت بهره گیر ، که رسول خدا(ص) فرموده است : فرزند و اموالش به پدر تعلق دارد، پس تا زنده هست باید از او اطاعت کند و زمانی که در گذشت ، برای او طلب آمرزش نماید؛ کسی که پس از مرگ پدر، برای او دعای خیر ، و کارهای نیک نکند ، خداوند او را در شمار کسانی قرار می دهد که (عاق والدین)اند.

برگرفته از : فقه الرضا ، ص 234








نوع مطلب : عمومی، ادبی، مذهبی، 
برچسب ها : روایت، احترام به والدین،
لینک های مرتبط : پایگاه تخصصی گردشگری خراسان رضوی،

جمعه 29 شهریور 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا
چهل روایت رضوی



حسن بن جهم می گوید : از امام رضا (ع) شنیدم كه می فرمود :

1- دوست هر كس عقل اوست و دشمن او جهل اوست .(اصول کافی، باب عقل و جهل، ص 17)

2- امام رضا (ع) فرمود : به خدا خوش گمان باش، زیرا خدای عزوجل می فرماید: من به گمان بنده مومن خود همراهم اگر خوبست خوب پیش آید و اگر بد است بد پیش آید . (اصول کافی، باب ایمان و کفر، ص 120)

3- امام رضا (ع) فرمود : از نشانه های فهم (در دین) بردباری، دانش و خاموشی است. به راستی خاموشی دریست از درهای حكمت به راستی خاموشی دوستی آورد بر این است كه دلیل هر خوبی است . (اصول کافی، باب ایمان و کفر، ص 117)

4- از امام رضا (ع) كه امام صادق (ع) فرمود : صله رحم كن ولو به یك جرعه آب باشد و بهتر چیزیكه با آن صله رحم می شود جلوگیری از آزار اوست . صله رحم مرگ (اجل معلق) را پس اندازد و دوستی خانواده همراه آورد . (اصول کافی، باب ایمان و کفر، ص 177)

5- از امام رضا (ع) نقل كرده اند كه : نهان داشتن كردار نیك برابر هفتاد حسنه است و آنكه بدكرداری را فاش سازد مخذول باشد و آنكه كردار بد را نهان سازد آمرزیده است . (اصول کافی، جلد چهارم، ص 229)

6- از امام رضا (ع) كه به یاران خود می فرمود : بچسبید به اسلحه پیغمبران به او عرض شد كه سلاح پیغمبران چیست؟ فرمود : دعا است . (اصول کافی، کتاب دعا، ص 239)

7- امام رضا فرمود : یك دعای بنده در نهانی برابر است با هفتاد دعای آشكارا. (اصول کافی، کتاب دعا، ص 222)

8- از یاسر نقل شده است كه امام رضا (ع) فرمود : مثل استغفار چون برگی است بر درختی كه بجنبد و پیاپی فرو ریزد و آنكه از گناهش آمرزش جوید و باز گناه كند چون مسخره كننده پروردگار خود باشد .

9- امام رضا (ع) فرمود : هفت چیز بدون هفت چیز مسخره است هر كه به زبان استغفار كند و در دل پشیمان نباشد و هر كه از خدا توفیق بطلبد ولی تلاش نكند، هر كس از خداوند بهشت درخواست كند اما در سختیها شكیبا نباشد و هر كه از آتش جهنم به خدا پناه ببرد و خواسته های دنیایی را ترك نكند و هر كس مرگ را یاد كند اما آماده مرگ نشود و هر كس به یاد خدا باشد ولی مشتاق دیدار او نباشد. پس این افراد در حقیقت خود را مسخره كرده اند.(از مجموعه ورام، جلد دوم، ص 221)

10- از امام رضا (ع) نقل كرده اند كه امیرالمومنین فرمود: باید در دلت احساس نیاز به مردم و بی نیازی هر دو باشند. اظهار نیاز به ایشان در سخن نرم و خوشرویی و بی نیازی از ایشان حفظ آبرو بقای عزت و شرف می باشد .(از مجموعه ورام، جلد دوم، ص 4119)

11- مسلمان كسی است كه مسلمانان از دست و زبان او در امان باشند .(از شماره 11 تا شماره 121 از کتاب تحفه القول عن آل الرسول در ترجمه فارسی از احمد جنتی در ص 706-715 و عیون الاخبار الرضا)

12- نظافت از اخلاق پیامبران است .

13- خاموشی از درهای حكمت است. سكوت محبت انگیز و راهنمای هر خیر است .

14- امام رضا (ع) فرمود : محبت با مردم نصف عقل است .

15- از امام رضا (ع) پرسیدند حد توكل چیست؟ فرمود اینكه از احدی جز خدا نترسی .

16- از امام رضا (ع) پرسیدند بهترین بندگان كیانند ؟ فرمود : آنها كه چون كار نیك كنند شاد شوند و چون كار بد كنند آمرزش خواهند. چون نعمتشان دهند شكر گویند چون گرفتار شوند صبر كنند و چون خشم گیرند درگذرند .

17- امام رضا (ع) فرمود : از نشان های فقه حلم و علم است. خاموشی دری از درهای حكمت است. سكوت محبت انگیز و راهنمای هر چیز است.

18- امام رضا (ع) فرمود : ایمان چهار پایه دارد، توكل به خدا، رضا به قضای خدا، تسلیم در برابر فرمان او و واگذاردن كارها به او .

19- امام رضا (ع) فرمود : آن كه در تلاش كسب روزی رود تا خانواده اش را اداره كند اجرش از مجاهد در راه خدا بیشتر است .

20- حضرت رضا (ع) كمك به ناتوان از صدقه بهتر است .

 

21- حضرت رضا (ع) بندگی به نماز و روزه زیاد نیست همانا عبادت منحصر به تفكر در امر خدا است .(کتاب عیون نقل در اینجا از کتاب امام رضا اسوه صراط مستقیم، تالیف حسن کافی ص 356)

22- حضرت رضا (ع) از پدرش و از رسول اكرم (ص) حدیث كرده است كه فرمود :

هرگز با سه كس دركارهایت مشورت نكن :

 1- با شخص ترسو و جبون مشورت نكن كه به واسطه ترس و بی جرئتی راه را بر تو ننگ می كند و نمی گذارد به آن كار اقدام كنی .

2- با شخص بخیل هم مشورت نكن زیرا به خاطر بخل كوتاهی می كند كه ترا كمك و راهنمایی كند .

3- با شخص حریص هم مشورت نكن زیرا به خاطر حرص ترا از راه اعتدال خارج می كند.0(حقایق تالیف ملا محسن فیض کاشانی، ترجمه باقر ساعدی ص 579)

23- حضرت رضا (ع) از پدرانش حدیث كرده اند كه فرمود : از حقوقی كه میزبان دارد آن است كه هنگام رفتن او تا درب خانه او را مشایعه كند.(عیون اخبار الرضا، ص 41)

24- حضرت رضا (ع) از پیامبر حدیث فرموده است كه علم و دانش خزینه هایی دارد و كلید این خزائین سوال و پرسش است پس سوال كنید. خداوند شما را رحمت كند برای اینكه در سوال چهار گروه به پاداش نیكو برسند : سوال كننده ، تعلیم دهنده، شنونده و جواب دهنده . (عیون اخبار الرضا، غرر الحکم)

25- حضرت رضا (ع) می فرماید: از پیامبر (ص) پرسیدند كه ممكن است مومن ترسو باشد؟ فرمود بلی. گفته شد ممكن است مومن بخیل باشد فرمود : بلی، گفته شد ممكن است مومن كذاب و دروغگو باشد : فرمود : نه . (بحار الانوار نقل از کتاب امام رضا (ع) اسوه صراط مستقیم، ص 371)

26- حضرت رضا (ع) از پیامبر حدیث كرده است كه فرمود: در راس عقل بعد از ایمان به  خدا، دوستی با مردم و نیكی كردن به نیكوكار و بدكار است . (از کتاب عیون اخبار الرضا)

27- حضرت رضا (ع) می فرماید : تجاوز و تعدی بر بندگان خدا توشه بدی از برای آخرت است.(کافی: در اینجا از چهل حدیث امام خمینی (ره)، ص 501)

28- امام رضا (ع) فرمود ، ما اهل بیتی هستیم كه وعده ای كه به كسی دادیم آن را دین خود می بینیم یعنی مستلزمیم كه دین خود را ادا كنیم هم چنانكه پیغمبر (ص) چنین كرد. (منتهی الآمال، ص 314)

29- علی بن شعیب می گوید: به حضور امام رضا (ع) رسیدم به من فرمود ای علی بهترین روزی را چه كسانی دارند؟ عرض كردم: سرورم تو از من بهتر می دانی فرمود: ای علی بهترین روزی را كسانی دارند كه دیگران را نیز در روزی  خود شریك گردانند و بدترین روزی، از آن كسانی است كه دیگران را در روزی خود راه نمی دهد . ( نقل در اینجا از کتاب دوازده امام تالیف هاشم معروف حسینی، ص 433)

30- آنچنانكه در تحف العقول آمده از امام رضا (ع) روایت شده است كه فرمود: خرد فرد مسلمان آنگاه كامل است كه در او ده خصلت زیر جمع آمده باشد: امید خیر از او رود و از شرش در امان باشند، اندك خیری كه از دیگری به او رسد بسیار بیند و خیر بسیاری كه در خود دارد اندك بیند. از برآوردن نیاز خسته نشود و همواره از كسب دانش روی نگرداند . فقر در راه خدا را از غنای خود بیشتر دوست داشته باشد و خواری نزد خدا را بر عزت نزد دشمنان خدا بیشتر دوست داشته باشد و گمنامی نزد او از شهرت محبوب تر باشد و هم اینكه هر كس را بیند از سر تواضع بگوید كه از من بهتر و پرهیزگارتر است . اگر چنین بود عظمت پیدا می كند و خوش نام می گردد و بر مردم زمانه اش سروری می كند. ( نقل در اینجا از کتاب دوازده امام تالیف هاشم معروف حسینی، ص 432)

۳۱- امام هشتم (ع) فرمود : هر كسی مرا زیارت كند، روز قیامت در سه جا نزد او می آیم: تا او را از هراس نجات دهم، در وقتیكه نامه های اعمال از راست و چپ داده شود، در پل صراط و نزد سنجیدن كردارهای نیك و بد .

32- حضرت رضا (ع) فرمود : نسبت به مصارف مال درباره خود و عائله خودت معتدل و میانه رو باش . (مستدرک نقل در اینجا از الحدیث، جلد اول، ص 208)

33- علی بن شعیب می گوید به محضر امام رضا (ع) شرفیاب شدم به من فرمود: چه كسی از تمام مردم معاش بهتر و زندگی نیكوتری دارد؟ عرض كردم شما داناترید فرمود: كسیكه دیگران در معاش او به خوبی معیشت نمایند و در پرتو زندگی او مرفه زندگی كنند.(تحت العقول، ص 448)

34- حضرت رضا (ع) می فرمود: انسان بخشنده- به خدا، مردم و بهشت نزدیك است.(چهل حدیث ص 121)

35- هر وقت مردم به گناه تازه آلوده شوند خداوند آنها را به بلاء (گرفتاری) تازه ای دچار می كند.(کافی، جلد دوم، ص 275)

36- حضرت رضا (ع) از جدش امام صادق (ع) حدیث كرده است كه فرمود: اگر خداوند برای جلوگیری از رنجش و آزار پدر و مادر كلمه ای را كوتاه تر از «اف» می دانست آن را در قرآن شریف می آورد . (تفسیر مجمع البیان، جلد 6 ، ص 409)

37- امام ابوالحسن علی بن موسی ارضا (ع) فرموده است: تمامی مردم روی زمین مشمول رحمت و فیض الهی هستند مادامی كه به سه اصل عمل كنند: بشر دوست باشند، در امانتها خیانت نكنند، عملاً پیرو حق و عدالت باشد. همچنین از حضرت رضا (ع) نقل شده است كه فرمود : نصف عقل آدمی اظهار دوستی و محبت به عموم مردم است . (مجموعه ورام، جلد اول، ص 12)

38- حضرت رضا (ع) فرموده است: از لذایذ دنیوی نصیبی برای كامیابی خویش قرار دهید و تمنیات دل را از راههای مشروع برآورید. مراقبت كنید در این كار به مردانگی و شرافتتان آسیب نرسد و دچار اسراف و تندروی نشوید. تفریح و سرگرمیهای لذت بخش شما را در اداره زندگی یاری می كند و با كمك آن بهتر به امور دنیای خویش موفق خواهید شد. (بحار الانوار، جلد 17، نقل در اینجا از کتاب الحدیث، جلد دوم، ص 133)

39- حضرت رضا (ع) فرموده است : اوقات شبانه و روز شما چهار ساعت (چهار قسمت ، چهار بخش) باشد ساعتی برای عبادت و خلوت با خدا، ساعتی برای تامین معاش، ساعتی برای آمیزش و مصاحبت با برادران مورد اعتماد و كسانی كه شما را به عیوبتان واقف می سازد و در باطن نسبت به شما خلوص و صفا دارند و ساعتی را به تفریحات و لذائذ اختصاص دهید و از مسرت و نشاط ساعت تفریح نیروی انجام وظایف ساعات دیگر را تامین نمایند . (الحدیث، در روایات ترتیبی از مکتب اهل بیت، جلد دوم، ص 135)

40- حضرت رضا (ع) فرموده است : گمان خود را به خدا نیكو سازید و به رحمتش امیدوار باشید كه خداوند می گوید: عمل من با بنده مومن طبق گمانی است كه از او به من دارد. اگر گمانش نسبت به من رحمت و عفو است از عفو و رحمتم برخوردار می شود. اگر گمانش مواخذه و مجازات است دچار مواخذه و كیفرم خواهد شد. (مشکوه الانوار، ص36)




نوع مطلب : عمومی، مذهبی، 
برچسب ها : روایت، رضوی،
لینک های مرتبط : پایگاه تخصصی گردشگری خراسان رضوی،

جمعه 29 شهریور 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا
نصایح لقمان حکیم به فرزندش



1- فرزندم ! از مردم توقع کاری که انجام دادن آن برایشان دشوار است ؛ نداشته باش  که در این صورت آن هم نشین از تو متنفر می شود و آن دیگری از تو کناره گیری میکند و در نتیجه تنها و بی مونس می مانی و چون تنها ماندی سر افکنده و خوار و بی مقدار میشوی.
2- از کسی عذر خواهی کن که عذر خواهی تو را بپذیرد و تو را ببخشد .
3- در انجام کارها ی خود از کسی کمک بگیر که در ازای انجام دادن آن از تو مزد میگیرد زیرا در این صورت شخص همانگونه که کار خود را انجام میدهد کار تو را انجام میدهد .
4- به آنچه از مال و روزی دنیا خداوند به تو عنایت فرموده ؛ راضی و قانع باش تا همیشه با دل خوش زندگی کنی ؛ اگر میخواهی به همه عزتهای دنیا دست یابی پس دست طمع خود را از انچه در دست مردم است قطع کن ؛ زیرا پیامبران و صدیقان فقط با قطع طمع و چشم پوشی از آنچه در دست مردم است به بالا ترین درجات و مراتب انسانی رسیدند .
5- اگر حاجت و خواسته ای داری که بر آورده نمیشود غمگین و دلتنگ مشو ؛ زیرا بر آوردن آن حاجت به دست خداوند متعال است و هر حاجت زمانی دارد که هر گاه خدای بزرگ صلاح بداند  آن زمان فرا می رسد و حاجت انسان بر آورده میشود ولیکن  همه چیز را عاجزانه از خدای بزرگ بخواه  و از او درخواست کن و انگشتان خود را به نشانه خواری و ذلت نسبت به پروردگار عالمیان به هنگام دعا کردن حرکت بده .
6- هرگاه تو به خودت ضرر رسانی ؛ بزرگترین دشمنی را در حق خود کرده ای زیرا دشمن  را نسبت به خودت کار ساز کرده ای .
7- به کسی نیکی کن که اهل و مستحق ان نیکی باشد  و برای رضای خدا .
8- اگر با مردم بیش از حد معاشرت کنی ؛ خود این عمل باعث جدائی و دوری میشود و همچنین  از مردم دوری و کناره گیری هم مکن که خوار و ذلیل می شوی .
9- اگر میخواهی خدا بر تو رحم کند بر مردم نیز رحم کن .
10- هرکس به تو بدی کرد ؛ او را به حال خود خود رها کن که هر چه تو سعی کنی به او بدی کنی ؛ نمیتوانی بیشتر از خود او ؛ به او بدی کنی ؛ زیرا او در حقیقت به خودش ظلم کرده است .
11- هرگز با افراد فاسق و گنهکار همنشینی مکن زیرا ایشان بمانند سگانند ؛ اگر تو چیزی پیدا کنی می خورند و اگر چیزی پیدا نکنند سرو صدا به راه می اندازند و تو را سرزنش می کنند .
12- فرزندم ! بسیار شیرین مباش که تو را بخورند و تلخ هم مباش که تو را دور افکنند .
در قرآن مجید سوره ای به نام لقمان میباشد که آیاتی را مختص به سخنان لقمان حکیم قرار داده اند ( بمانند آیات 12 و 13و16 الی 19 ).




نوع مطلب : عمومی، ادبی، مذهبی، 
برچسب ها : گفتار، بزرگان،
لینک های مرتبط : تبیان،

سه شنبه 5 شهریور 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا
گفتار بزرگان



1- گویند از علی(ع) مخرج کسرهای مشترک کسرهای نه گانه را پرسیدند، فرمود: روزهای سال را در روزهای هفته ضرب کن. 2520 = 360 ×7   

                                                                             کشکول شیخ بهایی , صفحه 301

2- دانش آدم پست را بلندمرتبه می کند و فروگذاشتن آن بلندمرتبه را پست می گرداند.

                                                                امام علی(ع) میزان الحکم , جلد8 , حدیث 13648

3- هرگاه خداوند بخواهد بنده ای را پست گرداند، او را از علم بی بهره سازد.

امام علی(ع) منتخب میزان الحکم - حدیث 4461

4- گناهی که بر اثر آن ناراحت شوی نزد خدا بهتر از کار نیکی است که تو را دچار خودپسندی و غرور

کند.

                                                                   امام علی(ع) میزان الحکم , جلد7 , حدیث 11824

5- از سیری ناپذیری و طمعکاری زیاد در کسی، می توان به بدی او پی برد.

                                                                      امام علی(ع) میزان الحکم , جلد6 , حدیث 9351

6- امام علی(ع) در پاسخ با این پرسش که بدبخت ترین مردم کیست؟ فرمود: کسی که دین خود را به

دنیای دیگری بفروشد.

                                                                                     میزان الحکم , جلد6 , حدیث 9554

7- شادی تو بیشتر به خاطر کار خیری باشد که انجام داده ای و اندوهت بیشتر برای کار خیری که از دست

داده ای.

                                                                      امام علی(ع) میزان الحکم , جلد5 , حدیث 8454

8- کسی که نمازش را ضایع کند، اعمال دیگرش را بیشتر ضایع خواهد کرد.

                                                                 امام علی(ع) مستدرک الرسایل , جلد 1 , صفحه 172

9- بهترین و شایسته ترین مطالبی که لازم است جوانان یاد بگیرند چیزهایی است که هنگامی که مردان

بزرگ سال شدند به آنها نیاز دارند.

              امام علی(ع) شرح نهج البلاغه ابن ابی الحدید معتزلی , ج 20 , ص 333 , حکمت 817

 

10- ای گرو جوانان! آبرویتان را با ادب و دینتان را با دانش حفظ و نگهداری کنید.

                                امام علی(ع) , تاریخ یعقوبی ترجمه محمد ابراهیم آیینی , جلد 2 , صفحه 133

11- به ریسمان قرآن چنگ بزن و نصیحت و خیرخواهی آن را بپذیر و حلال آنرا حلال و حرام آنرا حرام

گردان و به واجبهای قرآن و همه احکام آن عمل کن.

                                     امام علی(ع) غررالحکم و دررالکلم , جلد 3 , صفحه 313 , حدیث 4563

12- خرد آن است که دانسته سخن بگویی و به آنچه می گویی عمل کنی.

                                امام علی(ع) غررالحکم , حدیث 2141 و منتخب میزان الحکم , حدیث 4391



13- با فروگذاشتن کارهای بیهوده خردت کامل می گردد.

                                                                            امام علی(ع) , غررالحکم , حدیث 4291

14- هر که خردش کامل شود به شهوات بهایی ندهد.

                                                                             امام علی(ع) , غررالحکم , حدیث 8226



15- هرگاه خرد کامل شود سخن گفتن اندک شود.

                                                                              امام علی(ع) , نهج البلاغه , حکمت 71

16- هر که خردش کم باشد، بد سخن گوید.

                                                                              امام علی(ع)  , غررالحکم , حدیث 7985

17- میوه خرد، دشمن داشتن دنیا و سرکوب کردن هوس است.

                                                                              امام علی(ع) , غررالحکم ,  حدیث 4654



18- خرد درختی است که میوه اش بخشندگی و حیا است.

                                                                              امام علی(ع) , غررالحکم , حدیث 1254



19- خوش خویی در 3 چیز است؛ دوری کردن از کارهای حرام، طلب حلال و فراهم آوردن آسایش و رفاه

برای خانواده.

                                                                  امام علی(ع) میزان الحکم - جلد 5 - حدیث 5029



20- آزمندی و تکبر و حسادت عواملی هستند که انسان را به سوی گناهان می برند.

                                                                          امام علی(ع) , نهج البلاغه , حکمت 371

21- مرگ حقیقی در آن وقتی است که شما توسری خور باشید و زندگی در وقتی است که شما در اهداف

مقدس خودتان پیروز باشید.

                                                                            امام علی(ع) ,  نهج البلاغه , خطبه 51



22- روزی امیرالمومنین را غمناک دیدند، سبب پرسیدند؛ فرمود: هفت روز گذشته ولی میهمانی بر ما

وارد نشده است، میترسم رحمت الهی از سر من برداشته شده باشد.

                                                          امام علی(ع) , بحارالانوار مجلسی , جلد 41 , صفحه 28



23- از خدا آمرزش گناهان، سلامت و حسن توفیق را بخواهید.

                                                          امام علی(ع) , شرح غررالحکم آمدی , جلد 4 , صفحه 137

24- من از پروردگار خود نه فرزندانی زیبا رو خواستم و نه فرزندانی خوش قد و قامت، بلکه از

پروردگارم فرزندانی خواستم که فرمانبردار خدا باشند و از او بترسند تا وقتی به او نگاه کنم و ببینم از

خداوند فرمان می برد، چشمم روشن شود.

                                                                    امام علی(ع)  , منتخب میزان الحکم , حدیث 6737



25- هرگاه تصمیم و دوراندیشی قرین هم شوند، خوشبختی کامل شود.

                                                                    امام علی(ع) , میزان الحکم , جلد 5 , حدیث 8591



26- آفرین بر حسادت چه عدالت پیشه است، پیش از همه صاحب خود را می کشد.

                                                                     امام علی(ع) , میزان الحکم , جلد 3 , حدیث 3908



27- چون ادب از کَفَت رفت، خاموشی اختیار کن.

                                                                    امام علی(ع) , میزان الحکم , جلد 1 , حدیث 373



28- با کسی که خوبیهایت را می پوشاند و عیبهایت را پخش می کند برادری مکن.

                                                                        امام علی(ع) , منتخب میزان الحکم , حدیث 77



29- کسی که به اندک قانع نیست چگونه می تواند خودسازی کند.

                                                            امام علی(ع) , میزان الحکم , جلد 10 , حدیث 17162

30- امام علی(ع) در پاسخ به سوال؛ آماده شدن برای مرگ به چیست؟ فرمودند: بجا آوردن واجبات و

دوری کردن از حرامها و فراگرفتن خوی های نیک. با رعایت این امور دیگر آدمی را چه باک که او به

سراغ مرگ رود یا مرگ به سراغش آید.

                                                                          میزان الحکم , جلد 12 , حدیث 19209



31- مسلمان باید از برادری کردن با 3 گروه دوری ورزد؛ شوخ بی حیا، احمق و دروغگو.

                                                                 امام علی(ع) , میزان الحکم , جلد 1 , حدیث 234

32- بدبخت کسی است که فریفته هوا و هوس خود گردد. بدبخت کسی است که از عقل و تجربه خود بهره

نگیرد.

                                                     امام علی(ع) , میزان الحکم , جلد 6 , حدیث 9526 و9527



33- بی اعتنایی تو به کسی که به تو راغب است کم سعادتی است و تمایل تو به کسی که به تو بی رغبت

است، خواری نفس است.

                                                                امام علی(ع)  , میزان الحکم , جلد 8 , حدیث 12954

 

34 - هر که خداوند سبحان، نعمت فهم را به او ندهد، موعظه هیچ واعظی سودش ندهد.

                                                              امام علی(ع) , میزان الحکم , جلد 14 , حدیث 22182

 

35- بزرگترین نشانه توفیق، فرا گرفتن نصیحت است.

                                                                           امام علی(ع) , غرر الحکم , شماره 9625



36- بهترین خصلتهای زنان، بدترین خصلتهای مردان است؛ تکبر، بخل و ترس.

                                                          امام علی(ع) , نهج البلاغه , کلمات قصار , شماره 234



37- کسی که خدا را فراموش کند، خدا هم او را دچار خودفراموشی می کند و چشم بصیرتش را نابینا می

سازد.

                                                                           امام علی(ع) , غرر الحکم , حدیث 1214



38- به نماز بست قامت که نهد به عرش پا را                  

                                                                به خدا علی نبیند به نماز جز خدا را

39- سخت ترین گناهان، گناهی است که گناهکار آنرا سبک بشمارد.

                                                                                  امام علی(ع)  , حکمت 477

40- ببین علی(ع)، به سبب چه چیز آن منزلت را نزد پیامبر(ص) پیدا کرد همان را پیروی کن. همانا

علی(ع) با راستگویی و امانتداری آن مقام را نزد پیامبر(ص) یافت.

                                                               امام صادق(ع) ,میزان الحکم , جلد 1 , حدیث 1492




نوع مطلب : عمومی، ادبی، مذهبی، 
برچسب ها : گفتار، بزرگان،
لینک های مرتبط : گفتاربزرگان،

جمعه 1 شهریور 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا
خانواده و حسن خلق

نویسنده: مجتبی حیدری



یکی از مهم ترین سفارش های اسلام به انسان ها، حسن خلق و خوش اخلاقی است. به طور کلی، اسلام همه انسان ها را ملزم به رعایت حسن خلق می کند، از بد اخلاقی باز می دارد.
خداوند پیامبر (ص) را به داشتن خلق عظیم چنین می ستاید:
«وانک لعلی خلق عظیم؛ (1) و تو (ای پیامبر) اخلاق عظیم و برجسته ای داری».
مسایلی همچون حسن خلق، ملاطفت در برخوردها، ترک خشونت در معاشرت، نگهداشتن احترام افراد و ارج نهادن به شخصیت و حقوق دیگران، از جمله صفات عالی و روحی هر انسان خود ساخته و تربیت شده ای است.
پیامبر اکرم (ص) فرموده است:
«ما یوضع فی میزان امرء یوم القیامه افضل من حسن الخلق؛ (2) در روز قیامت چیزی برتر و بالاتر از حسن خلق در ترازوی عمل کسی نهاده نمی شود. »
و نیز می فرماید:
«اکثر ما تلج به امتی الجنه تقوی الله و حسن الخلق؛ (3) بیش ترین چیزی که سبب می شود امت من به خاطر آن وارد بهشت شوند، تقوای الاهی و حسن خلق است».
خوش اخلاقی سبب شیرین تر شدن زندگی، (4) جلب دوستی و محبت دیگران،(5) افزون شدن روزی،(6) آباد گشتن سرزمین ها و طولانی شدن عمر می شود( 7) و این امر با افزایش پاکی و صفای باطنی، ( 8) انسان را به پیامبر اکرم (ص) نزدیک می کند،(9) و عذاب الاهی را تخفیف می دهد. (10) در مقابل، بد اخلاقی، باعث سخت شدن زندگی،(11) کاهش روزی، (12) از دست دادن محبت دیگران،(13) ناراحتی طولانی، (14) فاسد شدن ایمان، (15) و فشار قبر می شود. (16)

حسن خلق در خانواده

در منابع اسلامی، در باره ی رعایت حسن خلق در خانواده بسیار سفارش شده است. بسیاری از آیات و روایات، مردان را به خوش اخلاقی با همسرانشان فرا می خوانند.
قرآن کریم به مردان دستور می دهد با همسران خود به طور شایسته رفتار کنند:
«وَ عَاشِرُوهُنَّ بِالْمَعْرُوفِ(17) با همسران خود به شایستگی و نیکویی معاشرت نمایید. »
پیامبر اکرم (ص) نیز فرمود:
«خیرکم خیرکم لاهله و انا خیرکم لاهلی؛ (18) بهترین شما کسی است که برای خانواده خود بهترین است و من بهترین افراد برای خانوده ام هستم. »
امام صادق(ع) می فرماید:
«رحم الله عبداً احسن فیما بینه وبین زوجته؛ (19)
خداوند رحمت کند بنده ای را که رابطه ی خود و خانواده اش را نیکو گرداند. »
همچنین آن حضرت فرموده است:
«لاغنی بالزوج عن ثلاثه اشیاء فیما بینه و بین زوجته و هی: الموافقه لیجتلب بها موافقتها و محبتها و هواها، و حسن خلقه معها، و...؛ (20) مرد در رابطه ی خود و همسرش از سه چیز بی نیاز نیست؛ اول، موافقت با همسر تا از این طریق موافقت و محبت و دل او را به دست آورد؛ دوم، خوش اخلاقی با او؛ و سوم... ».
در برخی از روایات نیز، خوش اخلاقی از بهترین صفات و بد اخلاقی از صفات بسیار ناپسند زنان معرفی شده و از آنان خواسته شده با شوهر خود با اخلاقی خوش برخورد کنند و از بد اخلاقی بپرهیزند.
«خیر نسائکم... الهینه اللینه المواتیه...؛ (21) بهترین زنان شما آنانی هستند که با شوهر خود مهربان و نرم خو هستند و با او همراهی می کنند. »
و پیامبر اکرم (ص) فرمود:
«شرار نسائکم... اللجوجه العاصیه...؛ (22)بدترین زنان شما آنهایی هستند که... نسبت به شوهر خود، لجباز و نافرمان می باشند. »
حدیث ذیل از امام صادق (ع) است:
«ملعونه ملعونه امراه توذی زوجها و تغمه، سعیده سعیده امراه تکرم زوجها و لاتوذیه و تطیعه فی جمیع احواله؛ ( 23) از رحمت خدا به دور است زنی که شوهر خود را آزار می دهد و او را ناراحت می کند؛ و زن سعادتمند، آن زنی است که شوهر خود را اکرام می کند، او را آزار نمی دهد، و در همه احوال مطیع شوهر خود است».
در برخی از روایات، نسبت به پیامدهای بداخلاقی زن و شوهر در خانواده هشدار داده شده است.
نقل شده هنگامی که سعد بن معاذ (صحابی پیامبر اکرم (ص)) از دنیا رفت، پیامبر (ص) در تجهیز و تکفین او تلاش فراوانی کرد. ما در سعد که این وضع را مشاهده نمود، صدا زد: « یا سعد، هنیئالک الجنه؛ ای سعد، بهشت گوارایت باد. » پیامبر (ص) به او فرمود: « یا ام سعد، لا تجزمی علی ربک، فان سعداً قد اصابته ضمه؛ ای مادر سعد، این چنین با قطعیت چیزی به خدا نسبت مده، همانا سعد دچار فشار قبر گردید». هنگامی که اصحاب علت آن را پرسیدند، آن حضرت پاسخ دادند: « انه کان فی خلقه مع اهله سوء؛ اخلاق او با اهل و عیالش بد بود. »( 24)
همچنین از آن حضرت روایت شده است:
«ویل لامراه اغضب زوجها، و طوبی لامراه رضی عنها زوجها؛ (25) وای به حال کسی که همسر خود را به چشم آورد و خوشا به حال زنی که شوهرش از او خشنود باشد. »

نرم خویی و مهربانی

از ویژگی های مؤمنان، نرم خویی و ملاطفت و فروتنی در گفتار و رفتار است.
امام علی (ع) فرمود:
«ان المومنین هینون لینون؛ (26) همانا افراد با ایمان، مهربان و نرم خود هستند. »
و امام صادق (ع) می فرماید:
«اذا اراد الله عزو جل باهل بیت خیراً رزقهم الرفق فی المعیشه؛ (27)
هنگامی که خدا برای اهل یک خانه خیر و نیکی را خواسته باشد، مهربانی در زندگی را روزی آنها می گرداند».
نرم خویی و مهربانی به دو صورت در افراد نمود می یابد: خوشرویی و خوش زبانی. در منابع اسلامی نسبت به این دو سفارش شده و آثار مثبت آنها بیان شده است.

الف. خوشرویی

یکی از سفات نیک هر انسانی، خوشرو بودن و داشتن لبخند بر لب ها در برخورد با دیگران است. تبسم و لبخند، یک نیروی شگفت انگیز اجتماعی دارد که هر کس با آن وارد جایی شود، همگان را به خود جلب می کند و مورد استقبال و احترام قرار می گیرد. لبخند و شادی قابل انتقال است و برای دیگران نیز سودمند می باشد. قلب شادمان و چهره ی باز، یک سرچشمه ی شادی است که همه ی چهره های یپرامون خود را شکفته و خندان می سازد. هیچ نیرویی نمی تواند با کانون خانواده یا گروه دوستانی که در آنجا لبخند و شادی وجود دارد، مقابله کند. کسی که دارای این صفت نیکو است، تأثیر چشمگیری روی دوستان و نزدیکان خواهد داشت و وجودش برای همه آنها نعمتی آسمانی است؛ فرزندانی که در این گونه کانون های گرم و پر نشاط پرورش یابند، در آینده افرادی فعال، مؤثر خدمتگزار، گشاده رو و خوش اخلاق خواهند بود؛ ولی معمولاً کسانی که بد خلق و ناراحت هستند و قیافه ای گرفته و افسرده دارند، درخانواده هایی بزرگ شده اند که از این نعمت بی بهره بوده اند و پدر و مادرشان غالباً در زندگی، اختلاف و کشمکش داشته اند.
لبخند و تبسم نشانه ی راضی بودن است و بزرگ ترین نعمتی که باعث خوشبختی انسان می شود، رضایت و خشنودی است. چهره ی شاد و خشنود داشتن، ضمیر را روشن و حل بسیاری از مسایل را سهل و آسان می سازد؛ همچنان که ترشرویی و ناخشنودی همیشگی، خطر بزرگی را در پی خواهد داشت؛ دیر یا زود بر روی سلامت فکری، روحی و جسمی انسان اثر می گذارد، تعادل روانی را بر هم می زند و سبب کنار کشیدن و رنجیدن دیگران نیز می شود.
امام صادق (ع) فرمود:
«صنائع المعروف وحسن البشر یکسبان المحبه و یدخلان الجنه و البحل و عبوس الوجه یبعدان من الله و یدخلان النار؛ (28) نیکی کردن به دیگران و خوشرویی، محبت دیگران را جلب و انسان را وارد بهشت می گرداند و بخل ورزی و ترشرویی انسان را از خدا دور و وارد دوزخ می کند. »
زن و شوهر به یکدیگر نیاز دارند وخدای متعال آنان را برای هم آفریده است؛ ولی زن با عواطف ویژه و احساسات لطیفی که دارد - به گفت وگو، انس، مراقبت و سرپرستی شوهرش بیش تر نیاز دارد و از حسن خلق و مهربانی و لبخند شوهرش بهتر شادمان می شود. زن زندگی می کند تا رضایت شوهر و سعادت فرزندانش را تأمین کند و بالاترین پاداش او، حالت سپاس و محبتی است که بر چهره ی شادمان آنان می بیند و کلمه ای که از لب های خندان و خشنود آنان می شنود.
از این رو، پیامبر اکرم (ص) افراد را به خوشرویی با همسر توصیه، می فرماید:
«حق المراه علی زوجها ان یسد جوعتها و ان یستر عورتها و لا یقبح لها وجهاً؛ (29) حق زن بر شوهر آن است که او را گرسنه نگذارد، بدنش را بپوشاند و برای او روی درهم نکشد. »

ب. خوش زبانی

در قرآن کریم، در این باره چنین آمده است.
«قولوا للناس حسناً؛ (30) با مردم به نیکی سخن بگویید. »
و این حدیث نیز از امام سجاد (ع) است:
«القول الحسن یثری المال، و ینمی الرزق، و ینسی فی الاجل و یحبب الی الاهل و یدخل الجنه؛ (31) نیکو سخن گفتن، دارایی انسان را زیادمی کند؛ روزی را افزایش می دهد؛ مرگ را به تأخیر می اندازد، فرد را در خانواده محبوب می سازد و او را وارد بهشت می گرداند. »
بنابراین، در روایات به افراد سفارش شده است که با همسر خود به نیکی سخن بگویند. امام علی (ع) در این مورد چنین فرموده است:
«... فداروهن علی کل حال واحسنوا لهن المقال...؛ (32) پس در همه حال با همسران خود مدارا کنید و با ایشان نیکو سخن بگویید. »
مروری بر سیره ی عملی پیامبر اکرم (ص) و امامان معصوم (ع) نشان می دهد که رفتار آن ها با همسرانشان همراه با بزرگواری، نرم خویی و مهربانی بوده و هرگز جز بر این روش رفتار نمی کرده اند. این بزرگواری و ملاطفت تا آن جا بوده که گاه برخی از همسران ایشان، از آن سوء استفاده می کرده اند. با وجود این، کاسه ی صبر و شکیبایی این بزرگواران لبریز نمی شد و تندخویی و سخت گیری، جایگزین رفتار ملایم و محترمانه نمی شد. درباره پیامبر اکرم (ص) چنین نقل شده است: « کان من افکه الناس مع نسائه، از خنده روترین مردم با همسران خود بود. » ( 33)
حدیث زیر نیز از آن حضرت است:
«احسن الناس ایماناً احسنهم خلقاً و الطفهم باهله وانا الطفکم باهلی؛ (34)
با ایمان ترین افراد، کسی است که خوش اخلاق ترین آنها و مهربان ترین آنها با خانواده خود است؛ و من مهربان ترین فرد با خانواده خود هستم. »

جلوه های رفتاری حسن خلق در خانواده

حسن خلق باید خود را در رفتار انسان نشان دهد و مهم ترین جایی که نمودار می شود، خانواده است. در ادامه، برخی از جلوه های رفتاری حسن خلق را مطرح می کنیم.

 احترام و تکریم متقابل

هر انسانی به شخصیت خویش علاقه مند است و از خدشه دار شدن آن می رنجد. رعایت نکردن این امر مهم باعث بریدن رشته ی محبت و ایجاد فاصله میان افراد می گردد. حفظ حرمت و شخصیت دیگران در گرو احترامی است که در برخوردها از انسان نمایان می شود؛ رعایت این مسأله به ویژه از سوی کسانی که با هم انس و الفتی دارند، باعث استحکام دوستی و گرمی روابط آنان خواهد شد.
هرگز نباید به دلیل ارتباط صمیمانه و تماس نزدیک و خصوصی با دیگران، از این امر غفلت ورزید. زن و شوهر به دلیل ارتباط بسیار نزدیکی که با هم دارند، بیش از همه موظف به رعایت احترام متقابل و حراست از شأن و منزلت یکدیگر هستند.
در روایات اسلامی، نسبت به اکرام و بزرگداشت همسر بسیار سفارش شده است؛ برای نمونه؛ امام سجاد (ع) در رساله ی حقوق، در باره حق همسر بر مرد می فرماید:
«واما حق الزوجه فان تعلم ان الله عزوجل جعلها لک سکناً و انساً، فتعلم ان ذلک نعمه من الله علیک، فتکرمها و ترفق بها؛ (35) و اما حق زن بر تو آن است که بدانی خداوند او را مایه ی آرامش و انس تو قرار داده و بدانی که او نعمتی الاهی می باشد؛ پس بر تو واجب است او را اکرام کنی و نسبت به او مهربانی باشی. »
و امام صادق (ع) درباره ی وجوب اکرام شوهر از سوی همسرش و احترام گذاشتن به او فرمود:
«ملعونه ملعونه امراه توذی زوجها و تغمه، و سعیده سعیده امراه تکرم زوجها و لا توذیه و تطیعه فی جمیع احواله؛ (36)
از رحمت خدا به دور است زنی که شوهر خود را اذیت کند و ناراحتش نماید؛ و سعادتمند است زنی که شوهر خویش را اکرام و احترام کرده، اذیتش نکند و او را در همه حال اطاعت نماید».

نمودهای احترام متقابل

احترام متقابل میان زن و شوهر به صورت های گوناگون در برخوردهای آنها جلوه گر می شود. در زیر به برخی از این نمودها اشاره می کنیم:

الف- رعایت ادب

یکی از نمودهای مهم احترام متقابل، رعایت ادب در برخورد با دیگران است.
از خدا جوییم توفیق ادب
بی ادب محروم ماند از لطف رب
این گفته ی مولوی، در واقع کلید رمزی برای تکامل روحی و اخلاقی انسان است. در روایات اسلامی نیز توصیه های فراوانی در این زمینه وجود دارد؛ برای نمونه، علی (ع) می فرماید:
«حسن الادب خیر موازر و افضل قرین؛ (37) ادب نیکو بهترین کمک کار و برترین همراه است. »
همچنین از آن حضرت روایت شده است:
«سبب تزکیه الاخلاق حسن الادب؛ (38) وسیله تزکیه و پاکسازی اخلاق، ادب نیکو است».
شیوه ی عملی بزرگان دین نشان می دهد که آنها هرگز پا را از حریم ادب فراتر نمی گذاشتند؛ از این رو روابط انسانی باید بر اساس ادب باشد. نقش ادب در روابط میان انسان ها همانند نقش محافظ است که بسیاری از آفت ها را دفع می کند؛ بنابراین، اگر روابط زن و شوهر بر اساس ادب و احترام متقابل باشد، بسیاری از مشکلات پیش نمی آید. در عین حال، تجربه نشان می دهد که نزدیکی روابط میان بسیاری از زن و شوهرها باعث می شود که حریم ادب را زیر پا گذارند و شاید رعایت آن را دور از صمیمیت بدانند؛ حال آن که چنین نیست.
به کارگیری الفاظ نامناسب یا رکیک و رعایت نکردن عفت کلام، از مراتب معنوی انسان می کاهد و او را از نظر اخلاقی تنزل می دهد؛ (39) همچنین صمیمیت و محبت میان زن و شوهر را از بین می برد و به روابط آنان ضربه وارد می کند. بی ادبی درگفتار، باعث بروز اختلاف و دشمنی میان زن و شوهر می شود.

ب. سلام کردن

یکی از دستورهای ارزنده ی اسلام، سلام کردن است. افراد هنگامی که به هم می رسند، برای اظهار محبت به یکدیگر سلام می کنند.
علی (ع) فرمود:
«عود لسائک لین الکلام و بذل السلام یکثر محبوک و یقل مبغضوک؛ (40) زبانت را به نرمی کلام و سلام کردن عادت بده تا دوستدارانت زیاد و دشمنانت اندک گردند. »
بدون تردید، سلام کننده به وسیله ی سلام، الفت و دوستی را میان خود و دیگران افزایش می دهد و به همین نسبت، زمینه های کدورت و دشمنی را برطرف می سازد، تجربه نشان داده که در مواردی در پرتو یک سلام گرم و ساده، دشمنی های دیرینه از میان برداشته شده است. همچنین معلوم است که هر قدر سلام رساتر و خالصانه تر و نیز سرشار از احترام و تکریم باشد، و اثرش در جذب قوی تر و در زدودن کدورت ها عمیق تر خواهد بود.
بدین جهت، در اسلام سفارش شده است که در هنگام ورود به خانه، به افراد آن سلام کنید.
پیامبر اکرم (ص) می فرماید:
«اذا دخل احدکم بیته فلیسلم، فانه ینزله البرکه و تونسه الملائکه؛ (41)
هنگام ورود به خانه به اهل آن سلام کنید؛ چرا که این کار برکت را بر آن خانه نازل می کند و ملائکه با آن مأنوس می شوند. »
بی تردید، تداوم سلام میان زن و شوهر در محیط خانواده و پیشی گرفتن هر یک در سلام کردن بر دیگری، محبت بین آنها را افزایش داده، راه کینه ورزی و قهر را می بندد.

ج. استقبال یا بدرقه ی همسر

استقبال از همسر به هنگام ورود به خانه یا بدرقه ی او به هنگام بیرون رفتن، نشانه صفا و صمیمیت میان آن دو و نیز افزایش دهنده ی مهر و محبت بین آن ها است. افزون بر آن، این کار حاکی از احترام زن و شوهر به یکدیگر است.
از پیامبر گرامی اسلام (ص) حدیثی در این باره می آوریم:
«حق الرجل علی المراه اناره السراج و اصلاح الطعام و ان تستقبله عند باب بیتها فترحب...؛ (42) حق مرد بر زن آن است که چراغ خانه را روشن کند، غذا را آماده کند و هنگام ورود مرد به خانه، تا جلوی در، به استقبال او برود و به او خوش آمد بگوید. »
در حدیث می خوانیم:
مردی به حضور رسول خدا (ص) شرفیاب شد و عرض کرد: همسری دارم که هنگام ورود من به خانه به استقبالم می آید و موقع خارج شدن از خانه بدرقه ام می کند؛ زمانی که مرا اندوهگین ببیند می گوید: چرا غمگینی؟ اگر غصه ی روزی را می خوری، بدان که دیگری (خدا) آن را به عهده گرفته و اگر غصه ی آخرت را می خوری، خدا اندوهت را زیادتر کند(بیش تر به فکر آخرت باش). پیامبر (ص) فرمود:
«ان الله عمالاً و هذه من عماله، لها نصف اجر الشهید؛ خداوند در روز زمین کارگزارانی دارد و این زن از کارگزاران خدا است؛ او نصف اجر شهید را دارد. »(43)
ممکن است در نظر برخی، انجام این گونه امور، بسیار ساده و پیش پا افتاده قلمداد گردد، ولی باید توجه داشت که انسان ها موجودات پیچیده ای هستند؛ به طوری که یک خنده و تبسم در روح و روان آنها اثر مثبت می گذارد؛ همان گونه که یک بی توجهی و کم اعتنایی موجب رنجش خاطر آن ها می شود.

د. سپاسگزاری و قدردانی



ادامه مطلب


نوع مطلب : مذهبی، ادبی، 
برچسب ها : مسائل اخلاقی، حقوق خانواده،
لینک های مرتبط : راسخون،

شنبه 26 مرداد 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا
پیوند اخلاق و حقوق خانواده

محمد نوذری




اشاره:

از دیدگاه قرآن کریم، زندگی حقیقی در سرای آخرت تحقق می‌یابد و زندگی دنیا جز سرگرمی و بازیچه نیست، اما تأثیر زندگی دنیوی بر چگونگی حیات جاوید سرای آخرت حتمی است. بر این اساس، یکی از مهم ترین رسالت‌های اسلام، کمک به انسان در فراگیری اخلاق و آیین زندگی و تعامل صحیح با خدا، خود و دیگران است؛ به عبارت دیگر یکی از اهداف دین اسلام، به هنجار نمودن رفتار و درمان بیمارهای نفسانی انسان و در نتیجه ایجاد جامعه­ی مطلوب و برخوردار از موازین صحیح اخلاقی است. در این میان، پای بندی به موازین اخلاقی در خانواده، در مقام کوچک ترین نهاد جامعه از اهمیتی ویژه برخوردار است. این نوشتار پس از مفهوم شناسی اخلاق و حقوق، و بررسی پیوند قواعد حقوقی و اخلاقی، به برخی موارد تأثیر اخلاق در حقوق خانواده اشاره می­كند.

1. مفهوم شناسی اخلاق و حقوق
الف. اخلاق؛ از نظر لغوی جمع خُلق و خُلُق است و در معانی سرشت، طبیعت، عادت، خوی و ... به کار می‌رود. قرآن کریم نیز واژه‌ی خُلُق را به همین معنا به کار برده است: )وَ إِنّكَ لَعَلیٰ‏ خُلُقٍ عَظیمٍ( ؛ <به راستی که تو را خویی والاست>. البته خوی و سرشت، گاه مانند شجاعت، پسندیده و گاه مانند ترسویی، بد و نکوهیده است. 
عالمان اخلاق، معانی اصطلاحی گوناگون برای آن بیان کرده­اند. یکی از رایج­ترین آن‌ها <صفات نفسانی> است، که در نفس رسوخ کرده و پایدار شده باشد. بنابراین هر گاه فردی گرایش اساسی وجود خود؛ یعنی کمال طلبی را فعال سازد و بدون احتیاج به عامل بیرونی از بدی‌ها کنار رفته و نیکی‌ها را انجام دهد، چنین فردی در حوزه‌ی اخلاق و بهره مند از آن است. برخی، اخلاق را شامل صفات نفسانی غیر پایدار نیز دانسته­اند.
ب. حقوق؛ حق در لغت دارای معانی گوناگون؛ از جمله: درستی، ثبوت، وجوب، عدل و داد، حکم مطابق با واقع و امر ضروری به لحاظ اخلاق آمده است. اگر معانی متعدد، متباین باشند؛ حق، مشترک لفظی است، و چنانچه این معانی مصداق معنای واحد باشند؛ حق، مشترک معنوی خواهد بود.
در علوم مختلف، معنای اصطلاحی حق، متفاوت است. یکی از معانی حق در علم حقوق، امتیاز و توانایی است که جامعه برای اعضای خود به وجود می‌آورد، مانند: حق مالکیت، حق زوجیت، حق ابّوت، حق بنوّت و ...

2. هدف قواعد حقوقی و اخلاقی
قواعد حقوقی، وظیفه‌ی تنظیم و اصلاح رفتار انسان را بر عهده دارد. به عبارت دیگر، هدف قاعده‌ی حقوقی، ایجاد نظم و آرامش و تحقق بخشی به عدالت در جامعه است. وظیفه‌ی قاعده حقوقی برای رسیدن به این هدف، تنظیم رفتار انسان است، که از آن به <وجدان اخلاقی> تعبیر می‌شود. این قواعد، تعیین چگونگی رفتار افراد در جامعه را بر عهده دارد و به همین منظور برخی افعال را مباح و بعض دیگر را امر، و برخی را نهی نام نهاده­اند. 
اسلام، برای زندگی و حیات انسان نظام اخلاقی قایل است. این نظام به منظور سعادت انسان در دنیا و آخرت برقرار می­گردد. سعادت حقیقی؛ احساس سرور و شادابی و آرامش همیشگی و دائمی است. این احساس؛ نتیجه‌ی عقیده‌ی صحیح، عقل سلیم و قلب مطمئن است؛ زیرا عقیده‌ی صحیح در سعادت فردی انسان نقش دارد و عقل سلیم، وسیله‌ای برای معرفت و آشنایی با اسرار وجود و حیات و غیب به شمار می­آید و قلب مطمئن نتیجه‌ی ایمان به خداوند است، كه با یاد خدا محقق می‌گردد. قرآن کریم می‌فرماید: )الّذینَ آمَنُوا وَ تَطْمَئِنّ قُلُوبُهُمْ بِذِكْرِ اللّهِ ألا بِذِكْرِ اللّهِ تَطْمَئِنّ الْقُلُوبُ(.
البته قواعد اخلاقی اسلام آن­گاه منجر به سعادت انسان می‌شود که هدف از انجام آن، جلب رضای الهی باشد. بنابراین، سعادت کامل انسان با درک رضای الهی میسر خواهد شد؛ زیرا قرآن می‌فرماید: )ارْجِعی إِلیٰ‏ٰ رَبِّكِ راضِیَةً مَرْضِیّةً … فَادْخُلِی فِی عِبادِی … وَ ادْخُلِی جَنّتی.

3. پیوند قواعد حقوقی و اخلاقی
هنگام سؤال از پیوست حقوق و اخلاق با یكدیگر سه فرضیه قابل تصور است: 
الف. حقوق و اخلاق دو مقوله متباین از یكدیگر و هر یک قلمرو خاص دارد. هیچ رابطه­ی منطقی بین آن‌ها وجود ندارد. امكان پیوند قواعد حقوقی با قواعد اخلاقی بر حسب اتفاق است.
ب. حقوق و اخلاق با یكدیگر اتحاد دارند و اخلاق، جزیی از حقوق تلقی می‌گردد و هویتی مستقل ندارد.
ج. هر یک از حقوق و اخلاق دارای هویتی مستقل است، امّا با یكدیگر در تعامل بوده و بر هم اثر می­گذارند. بر این اساس با وجود آن كه امروزه بین اخلاق و حقوق دوگانگی به وجود آورده­اند، امّا در بسیاری از موارد، قواعد حقوقی دارای پشتوانه اخلاقی است؛ همچنان که اخلاق به صدق و راستی، کمک به نیازمندان و ... امر می‌کند و از ظلم و تعدی به دیگران و دروغ و امثال آن نهی می‌کند، در حقوق نیز دروغ گویی؛ اگر چه به صورت کلی جرم انگاری نشده است، اما در موارد خاصی از آن، مانند شهادت دروغ ـ که در نظام اجتماعی مؤثر است ـ جرم انگاری شده است. 
در نظام حقوقی اسلام، که بر دیگر نظام‌های حقوقی مزیت دارد، میان شؤون مختلف بشر تفکیک و تجزیه‌ وجود ندارد، بلکه همه آن‌ها منظور بوده و به شكل هماهنگ و به صورت قانون به بشریت عرضه شده است؛ به گونه­ای که اقتصاد اسلام از حقوق، و حقوق آن از اخلاق، و اخلاقش از سیاست، و سیاستش از مقوله­ی توجه به خدا قابل تفکیک نیست. بنابراین در سیستمی که وحدت، تمامی شؤون فردی و اجتماعی انسان را ـ به عنوان یک واقعیت ـ شامل می­شود، نباید در تحلیل مسایل حقوقی، تنها اصول حقوقی جامد را بهره برداری نمود. برای مثال: اگر جرمی با شهادت شهود ثابت گردد، کسانی که برای اثبات جرم گواهی داده‌اند باید در اجرای کیفر نیز شرکت نمایند. فلسفه شرکت گواهان در اجرای کیفر، کاشف از هماهنگی میان حقوق و اخلاق بوده و بزرگ ترین عامل آن، وجدان انسانی است؛ زیرا به روشنی آشكار است که هیچ انسان خردمندی با وجود کوچک ترین تردید در ادای شهادت، حاضر به شرکت در مراسم از پای درآوردن انسانی نخواهد شد. این امر دلالت بر هماهنگی اخلاق و حقوق در ایده اسلامی دارد.
همچنین در حقوق اسلامی، که مبتنی بر مبانی انسان شناختی خاص است، اصل آزادی اراده مورد توجه قرار گرفته و خداوند هیچ تکلیف، یا فعالیت همراه با اجبار و اکراه را تأیید نكرده است. این اصل اخلاقی، مبنای تمامی فعالیت‌های انسان است و فعالیت‌های تحمیلی را بر نمی­تابد. در حقوق موضوعه نیز که برگرفته از فقه اسلامی است؛ قانون­گذار به صراحت، اکراه و اجبار را موجب رفع مسؤولیت کیفری از مرتکب جرم شمرده است.
در مجموع، اسلام، احکام فرعی عملی خود را با توجه به اصل رأفت و رحمت، مبتنی بر مصالح و مفاسد واقعی و با رعایت دقت در احقاق حق، عدالت و احترام به حقوق مادی و معنوی انسان قرار داده است. قرآن کریم در جاهای مختلف، انسان را به رعایت عدالت توصیه فرموده است: 
)یا أیّهَا الّذینَ آمَنُوا كُونُوا قَوّامینَ لِلّهِ شُهَداءَ بِالْقِسْطِ وَ لا یَجْرِمَنّكُمْ شَنَآنُ قَوْمٍ عَلیٰ‏ٰ ألاّ تَعْدِلُوا اعْدِلُوا هُوَ أقْرَبُ لِلتّقْویٰ‏ وَ اتّقُوا اللّهَ إِنّ اللّهَ خَبیرٌ بِما تَعْمَلُونَ(. خداوند در این آیه عدالت انسان‌های با ایمان را به تقوای آن­ها پیوند می­دهد؛ بدین معنا که ایمان و عدل مؤمن در اخلاقش متبلور می‌گردد. 
انسان از سه جهت باید عدالت را رعایت کند؛ در رابطه با خدا، خود و دیگران. 



ادامه مطلب


نوع مطلب : مذهبی، ادبی، 
برچسب ها : مسائل اخلاقی، حقوق خانواده،
لینک های مرتبط : دانشنامه موضوعی قرآن،

سه شنبه 22 مرداد 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا
                                          

غرض ازعیدنه آنست كه ازباب جلال

جامه نازبپوشندبه الطاف مزید

ای خوش آن عیدكزآن شاه وگداخوش باشند

كه چنین عیدسعیداست وجزاین نیست سعید




نوع مطلب : تاریخی، مذهبی، 
برچسب ها : مناسبتها، اعیاد،
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 17 مرداد 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا
پیامکهای تبریک عید فطر



خداحافظ ای ماه غفران و رحمت   خداحافظ ای ماه عشق و عبادت
 
خداحافظ ای ماه نزدیکی بر آرزوهـا
خداحافظ ای ماه مهمانی حق تعالی
خداحافظ ای دوریت سخت و جانکاه
خــداحـــافـــظ ای بــهـتریـن ماه الله
 
*چه زود رفت این رمضان عمر ما … پس، بر لب جوی نشین و گذر عمر ببین.
*مزرع سبز فلک دیدم و داس مه نو ؛ یادم از کِشته خویش آمد و هنگام درو … آیا چیزی قابل درو در این رمضان کاشتیم؟
 
دلها  همه بهاران شد از شمیم باران
مه، رخ نموده امشب در عید روزه داران
هر کس که در دعایش یادی کند ز یاران
شیرینتر از عسل باد کامش به روزگاران
 
عــیـد صیــام آمــد و مـاه صیـام رفت
لطف تمام آمد و فیض تمام رفت
شد عید فطر و لطف خدا باز تازه شد
 گـرد غـم گنــاه ز جان عوام رفت
 
کم کم غروب ماه خدا دیده میشود
صد حیف از این بساط که برچیده میشود
 
در این بهار رحمت و غفران و مغفرت
خوشبخت آن کسی است که بخشیده می شود
 
روی انتباع رمضان خط مشکی مکشید
روی آن را نور از دل بکشید
 
آمد آن عید که بودی منتظرش
هر چه خواهی به خدا گو بلند است کرمش
 
* فطر آمد و فطریه ما چه شد یا رب  فطریه ما دیدن روی منجی است یا رب
 
 افسوس که ایام شریف رمضان رفت 
سی عید به یک مرتبه از دست جهان رفت
 
*عید واقعی آن وقتی است که انسان رضای خدا را به دست بیاورد، پس درون خودمان را اصلاح کنیم.
 
هر چند که من گناهکارم یا رب  
بر رحمت تو امیدوارم یا رب
بر وسعت عفوت چه نگاه اندازم
بر کرده خود نظر ندارم یا رب

*خدایا خیلی سعی کردم قدر این مهمونی رو بدونم ولی بازم احساس میکنم نتونستم...
یعنی سال بعد هم ما رو دعوت میکنی؟
 
*استشمام عطر خوش بوی عید فطر از پنجره ملکوتی رمضان گوارای وجود پاکتان.
 
*خدایا به ما توفیق ده تا از کسانی باشیم که حاصل دسترنج یک ماه خود را در رمضان، از این به بعد هم حفظ کنیم.
 
* خدایا! خروج از ماه مبارک را برای ما مقارن با خروج از تمامی گناهان قرار بده.
 
حلول ماه عید و شادی مسلمین است
پایان ماه روزه، برای صائمین است
نشاط و افتخـار و شـادی و سربــلندی
از محـک الهی برای مؤمنین است
 
عید سعید فطر و پایان ماه صیام
بخـواهیم از خدای ذوالجـلال و الاکــرام
که تا سال آینده، صفا و پاکی دل
حفظ بشه و نباشیم از انسانهای غافل
 
* همیشه وقتی مهمونیها تموم میشه، حس غریبی دارم ...
چه برسه به این دفعه که مهمونی خدا داره تموم میشه ...
 
رمضان آمد و روان بگـذشت
بود ماهی به یک زمان بگذشت
شب قدری به عارفان بنمود
ایـن معانی از آن بیان بگذشت
 
* عید فطر؛ روز چیدن میوههای شاداب استجابت مبارک باد
 
* این عید فرخنده را به همگی شما عاشقان و دلدادگان صیام تبریک و تهنیت عرض می نماییم
 
* رمضان شد چو غریبان به سفر بار دیگر                   اینست فرخ شدن و اینست به هنگام سفر
 
 
خداحافظ ماه پروردگار ارحم الراحمین
خداحافظ ماه لحظه های افطار و سحر
خداحافظ ماه نعمت و رحمت و برکت
خداحافظ ماه شبهای نورانی قدر
 
 
* صدای پای عید میآید و دل مومن بر سر دو راهی آمدن عید رمضان و رفتن ماه رمضان بلا تکلیف است. از آمدن آن یک دل شاد باشد یا از رفتن این یک محزون؟ عید فطر پاکترین و عیدترین عیدهاست چرا که پاداش یک ماه عبادت و شست و شوی جان در نهر پاک رمضان است.

* عید فطر؛ عید پایان یافتن رمضان نیست. عید برآمدن انسانی نو از خاکسترهای خویشتن خویش است. چونان ققنوس که از خاکستر خویش دوباره متولد میشود. رمضان کورهای است که هستی انسان را میسوزاند و آدمی نو با جانی تازه از آن سر بر میآورد. فطر شادی و دست افشانی بر رفتن رمضان نیست، بر آمدن روز نو، روزی نو و انسانی نو است. بناست که رمضان با سحرها و افطارهایش. با شبهای قدر و مناجاتهایش از ما آدمی دیگر بسازد. اگر در عید فطر درنیابیم که از نو متولد شدهایم؛ اگر تازگی را در روح خود احساس نکنیم؛ عید فطر، عید ما نیست.
 
* خداوندا تو را شاکریم که یک ماه میهمان و این اجازه را به ما دادی تا سحرها عاشقانه با تو سخن بگوییم و درد دلمان را با تو بگوییم و اکنون روز اول شوال را بر ما عید گرداندی عید بر عاشقان مبارکباد.
 
تا ز رویت گرفتهام روزه 
جز به یادت نکردهام افطار
 
چقدر سخت است که این عزیزترین عید را بدون آن عزیزترین غایب از نظر بگذرانیم.
اللهم عجل لولیک الفرج
 
من کنون روز جاوید گرفتم ز جهان
گر شما در هوس عید بقایید همه
 
 بیا که ترک فلک خوان روزه غارت کرد
هلال ماه به دور قدح اشارت کرد
ثواب روزه و حج قبول، آن کس برد
که خاک میکده عشق را زیارت کرد
 
عید فطر روز پاداش گرفتن و رویت رحمت الهی بعد از ماه رمضان است.(مقام معظم رهبری)
 
 
حافظ منشین بی می و معشوق زمانی
کایام گل و یاسمن و عید صیام است
 
عید است و دلم خانه ویرانه بیا
این خانه تکاندیم ز بیگانه بیا
یک ماه تمام میهمانت بودیم
یک روز به مهمانی این خانه بیا
 
بگذشت مه روزه، عید آمد و عید آمد
بگذشت شب هجران معشوق پدید آمد

               



* عید فطر مبارک. الان جلوی آینه بودم ماهو دیدم...


 
*********اس ام اس تبریک عید فطر*********


 
کجایی؟؟ همه دارن رو پشت بوم دنبالت میگردن
آخه ماه من میخوان ببینن فراد عیده یا نه


 
*********اس ام اس تبریک عید فطر*********


 
با تمام شدن ماه رمضان در های رحمت خدا بسته خواهد شد. لای در نمونی!


 
*********اس ام اس تبریک عید فطر*********


 
می تونی چشماتو ببندی و منو تو ذهنت تصور کنی؟
...تونستی؟...
به شما تبریک می گم! شما ماه رو دیدید! عید سعید فطر مبارک


 
*********اس ام اس تبریک عید فطر*********


 
حلول ماه شوال و عید سعید فطر مبارک باد!


 
*********اس ام اس تبریک عید فطر*********



این عید فرخنده را به همگی شما عاشقان و دلدادگان صیام تبریک و تهنیت عرض می نمایم.


 
*********اس ام اس تبریک عید فطر*********


 
با خوردن اگر حال تو جا می آید
خوش باش که ایام صفا می آید
آماده به حمله باش در این شب عید
وقتی که صدای ربنا می آید


 
*********اس ام اس تبریک عید فطر*********


 
عید سعید فطر بر شما مبارک باد


 
*********اس ام اس تبریک عید فطر*********



این عید فرخنده را به همگی شما عاشقان و دلدادگان صیام تبریک و تهنیت عرض می نمایم.


 
*********اس ام اس تبریک عید فطر*********


 
همیشه وقتی مهمونی ها تموم میشه، حس غریبی دارم...
چه برسه به این دفعه که مهمونی خدا داره تموم میشه...


 
*********اس ام اس تبریک عید فطر*********


 
استشمام عطر خوش بوی عید فطر از پنجره ملکوتی رمضان گوارای وجود پاکتان


 
*********اس ام اس تبریک عید فطر*********


 
به دلیل استقبال بی نظیر شما روزه داران عزیز, عید فطر به تعویق افتاده و ماه رمضان تا یک ماه دیگر تمدید گردید!


 
*********اس ام اس تبریک عید فطر*********


 
خدایا خیلی سعی کردم قدر این مهمونی رو بدونم ولی بازم احساس می کنم نتونستم...
یعنی سال بعد هم ما رو دعوت می کنی؟


 
*********اس ام اس تبریک عید فطر*********


 
مناجات غضنفر باخدا : خدایا ماه رمضان را مانند المپیک هر ۴ سال یک بار آن هم در یک کشور برگزار کن!!


 
*********اس ام اس تبریک عید فطر*********


 
صد شکر که این آمد و صد حیف که آن رفت...


 
*********اس ام اس تبریک عید فطر*********


 
وقتی یادم میاد خیلی ها بودن که پارسال آخرین ماه رمضونشون رو تجربه کردن، دلم میگیره... آخه شاید این بار نوبت من باشه که آخرین مهمونی ماه رمضون رو تجربه کنم...


 
*********اس ام اس تبریک عید فطر*********


 
خدایا به ما توفیق ده تا از کسانی باشیم که حاصل دسترنج یکماه ی خود را در رمضان، از این به بعد هم حفظ کنیم.(آمین)


 
*********اس ام اس تبریک عید فطر*********


 
و چقدر سخت است که این عزیزترین عید را بدون آن عزیزترین غایب از نظر بگذرانیم... اللهم عجل لولیک الفرج


 
*********اس ام اس تبریک عید فطر*********


 
به نظرت این بی عدالتی نیست که توی عید سعید فطر، به کسانی که اسمشون سعید هستش، هدیه نمیدن؟
 




نوع مطلب : تاریخی، مذهبی، 
برچسب ها : مناسبتها، اعیاد،
لینک های مرتبط : بیتوته،

سه شنبه 15 مرداد 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا
زندگینامه آیت‌الله حاج‌سیدابوالقاسم‌ خویی‌



آیت‌الله حاج‌سیدابوالقاسم‌ خویی‌ در پانزدهم‌ رجب‌ ۱۳۱۷ق/ ۱۲۷۵ ش‌ در خانواده‌ای‌ صاحب‌ علم‌ و دانش‌ و تقوی‌ در شهرستان‌ خوی‌ دیده‌ به‌ جهان‌ گشود (صالح‌ مدرسه‌ای‌، ۱۸). پدر بزرگوار او مرحوم‌ آیت‌الله سیدعلی‌‌اکبر خویی‌ از شاگردان‌ آیت‌الله شیخ‌ عبدالله مامقانی‌ بود که‌ پس‌ از فراغت‌ از تحصیل‌ به‌ زادگاه‌ خود مراجعت‌ نمود و به‌ وظایف‌ روحانی‌ خود اشتغال‌ ورزید. پس‌ از مطرح‌ شدن‌ مشروطیت‌ در ایران‌ و موضعگیری‌هایی‌ دو طرف‌ موافق‌ و مخالف‌ مشروطه‌، وی‌ در سال‌ ۱۳۲۸ق/ ۱۲۸۶ش‌ شهرستان‌ خوی‌ را به‌ قصد سکونت‌ در نجف‌ اشرف‌ ترک‌ نمود.
سیدابوالقاسم‌ نیز در ۱۳ سالگی‌ همراه‌ برادرش‌ سید عبدالله خویی‌ در سال‌ ۱۳۳۰ق/ ۱۲۸۸ ش‌ به‌ پدر خود پیوستند (عقیقی‌بخشایشی‌، ۱/۴۴۷).

 در بدو ورود به‌ نجف‌ اشرف‌ ادبیات‌ و منطق‌ و کتب‌ اولیه‌ی‌ فقه‌ و اصول‌ را نزد اساتید فن‌ پی‌گرفت‌. سپس‌ وارد سطوح‌ عالیه‌ شده‌ و مکاسب‌ شیخ‌ انصاری‌ را از آیت‌الله حاج‌میرزا فرج‌الله تبریزی‌ و جلد اول‌ کفایة‌الاصول‌ آخوند خراسانی‌ را از آیت‌ الله‌ سیدعلی‌ کازرونی‌ و جلد دوم‌ کتاب‌ کفایه‌ را نزد آیت‌الله‌ آقا میرزا محمود شیرازی‌ به‌ پایان‌ رسانید و درس‌ خارج‌ فقه‌ و اصول‌ و سایر علوم‌ دیگر را در ۲۱ سالگی‌ نزد مراجع‌ بزرگ‌ و مدرسین‌ عالی‌مقام‌ آن‌ حوزه‌ فرا گرفت‌ (همان‌، ۱۱). وی‌ از بزرگانی‌ همچون‌ آیات‌: نائینی‌، کمپانی‌، عراقی‌، بلاغی‌، میرزا علی‌ آقا شیرازی‌ و آقا سید ابوالحسن‌ اصفهانی‌ اجازه‌ی‌ اجتهاد دریافت‌ کرد (صالح‌ مدرسه‌ای‌، ۱۸).

معروف‌ترین‌ اساتید او در مراحل‌ مختلف‌ تحصیل‌ عبارت‌ بودند از: آیت‌الله العظمی‌ شیخ‌الشریعه‌ی‌ اصفهانی‌، آیت‌الله‌العظمی‌ شیخ‌ مهدی‌ مازندرانی‌، آیت‌الله العظمی‌ شیخ‌ ضیاءالدین‌ عراقی‌، آیت‌الله‌العظمی‌ شیخ‌ محمد حسین‌ کمپانی‌، آیت‌الله‌العظمی‌ شیخ‌ محمدحسین‌ اصفهانی‌ و آیت‌الله‌العظمی‌ میرزا محمد حسین‌ نائینی‌ (عقیقی‌، بخشایشی‌، ۱/۴۴۸). دو نفر اخیرالذکر بیش‌ از دیگران‌ در پرورش‌ روح‌ اجتهاد و تکوین‌ شخصیت‌ فقهی‌ ایشان‌ نقش‌ داشتند (اسلامی‌، ۱۱).

وی‌ پس‌ از فراغت‌ از تحصیل‌، از آنجا که‌ عاشق‌ تدریس‌ و تألیف‌ کتاب‌ بود با تمام‌ توان‌ در این‌ دو سنگر مهم‌ به‌ انجام‌ وظیفه‌ پرداخت‌ (عقیقی‌، بخشایشی‌، ۱/۴۴۸). پس‌ از رحلت‌ مرحوم‌ میرزا محمدعلی‌ کاظمی‌ خراسانی‌، صاحب‌ فوائدالاصول‌، محفل‌ درسی‌ آیت‌الله خویی‌ برترین‌ و پرجمعیت‌ترین‌ حوزه‌ی‌ درسی‌ نجف‌ بود (صالح‌ مدرسه‌ای‌، ۱۸). آیت‌الله خویی‌ جلسات‌ درس‌ منظمی‌ داشت‌ و اشکالات‌ مطرح‌ نشده‌ی‌ سر درس‌ را به‌ بعد از درس‌ موکول‌ می‌کرد و بحث‌های‌ ایشان‌ با همان‌ نظم‌ و تربیت‌ خاص‌ خود پیش‌ می‌رفت‌ (اسلامی‌، ۱۴).

یکی‌ از عواملی‌ که‌ او را در کار گسترش‌ علم‌ فقه‌ و اصول‌ موفق‌ کرد، این‌ بود که‌ درس‌های‌ ایشان‌ به‌ شکل‌ منظمی‌ نوشته‌ می‌شد و سبک‌ درس‌اش‌ بسیار منظم‌ و مرتب‌ بود و کسی‌ در درس‌ ایشان‌ اصلاً اشکال‌ نمی‌کرد. ایشان‌ درس‌ را می‌گفتند و کسانی‌ آن‌ را می‌نوشتند و بحث‌ می‌کردند و پس‌ از آن‌ منتشر می‌شد (سیدکباری‌، ۳۱۰).

 در محضر درس‌ ایشان‌ هزاران‌ نفر از علما و فضلای‌ کشورهای‌ مختلف‌ اسلامی‌ از هند، افغانستان‌، پاکستان‌ و ایران‌ گرفته‌ تا عراق و حجاز و لبنان‌ و کشورهای‌ حاشیه‌ی‌ خلیج‌فارس‌ شرکت‌ می‌کردند و آموخته‌هایشان‌ را در سرزمین‌های‌ خود به‌ طلاب‌ علوم‌ دینی‌ ارائه‌ می‌کردند (اسلامی‌، ۱۵).

وی‌ علاوه‌ بر تدریس‌ به‌ تألیف‌ کتاب‌های‌ مختلف‌ اقدام‌ نموده‌ که‌ مجموع‌ آثار چاپ‌ شده‌ی‌ ایشان‌ ۴۳ جلد می‌باشد. برخی‌ از این‌ کتاب‌ها به‌ قلم‌ شخص‌ آیت‌الله خویی‌ است‌ و برخی‌ دیگر را شاگردانش‌ به‌ رشته‌ی‌ تحریر درآورده‌اند.

آیت‌الله خویی‌ در کنار فعالیت‌های‌ علمی‌، همواره‌ در جهت‌ رفع‌ نیازمندی‌های‌ فرهنگی‌، دینی‌، اجتماعی‌ و اقتصادی‌ شیعیان‌ گام‌ برمی‌داشت‌ و مؤسسات‌ زنجیره‌ای‌ ایشان‌ در گوشه‌ و کنار جهان‌ شاهد صدر این‌ مدعا است‌. این‌ مؤسسات‌ که‌ ساختمان‌ مرکزی‌ آن‌ در لندن‌ واقع‌ است‌ و به‌ نام‌ «مؤسسة‌ الامام‌الخویی‌» نامیده‌ می‌شود، شامل‌ قسمت‌های‌ مختلفی‌ چون‌: مسجد، حسینیه‌، چاپخانه‌، کتابخانه‌، سالن‌های‌ سخنرانی‌ ویژه‌ی‌ دختران‌ و پسران‌، دارالضیافة‌، دارالایتام‌، درمانگاه‌ و داروخانه‌، بازار، غسالخانه‌، حمام‌ و خانه‌های‌ مسکونی‌ روحانیون‌ و غیره‌ می‌باشد (اسلامی‌، ۳۹). این‌ مؤسسات‌ در شهرهای‌ نجف‌، کوفه‌، مشهد، قم‌، اصفهان‌، بیروت‌، اسلام‌آباد، کراچی‌، کوالالامپور، بمبئی‌، بانکوک‌، داکا، سوانزی‌، دیترویت‌، نیویورک‌ و تورنتو نیز شعبه‌ دارد (صالح‌ مدرسه‌ای‌، ۱۹).

برخی‌ از خدمات‌ اجتماعی‌ و اسلامی‌ ایشان‌ عبارت‌ است‌ از: مرکز بزرگ‌ اسلامی‌ در نیویورک‌، مرکز الامام‌ الخویی‌ در سوانزی‌ آمریکا، مرکز الامام‌الخویی‌ در لندن‌، مجتمع‌ فرهنگی‌ الامام‌ الخویی‌ در هند، مدرسه‌ی‌ دارالعلم‌ در بانکوک‌، مؤسسه‌ی‌ دارالایتام‌ لبنان‌، مدینة‌العلم‌ قم‌، مدینة‌العلم‌ صاحب‌ الزمان‌ در ایران‌ (اسلامی‌، ۴۰).

آیت‌الله خویی‌ بعد از فوت‌ آیت‌الله حکیم‌ عملاً در درجه‌ی‌ بالاتری‌ از آیات‌ دیگر قرار گرفت‌. دو عامل‌ قدمت‌ فعالیت‌های‌ مذهبی‌ و شناخته‌ شدن‌ او از طرف‌ قشرهای‌ مذهبی‌ در داخل‌ و خارج‌ از کشور و اقامت‌ در حوزه‌ی‌ علمیه‌ی‌ نجف‌ اشرف‌ که‌ بزرگ‌ترین‌ مرکز تعلیم‌ اصول‌ دین‌ و مذهب‌ به‌ شمار می‌آمد، نقش‌ مؤثری‌ در این‌ برتری‌ داشت‌.

 با درک‌ این‌ موقعیت‌ و درجه‌ی‌ علمی‌ در اصول‌ و معارف‌ اسلامی‌، وی‌ موقعیت‌ نسبتاً برتری‌ از دیگر آیات‌ پیدا نمود و در کشورهای‌ عربی‌ خاورمیانه‌، ایران‌، آفریقا، هند، پاکستان‌ و افغانستان‌ و برخی‌ دیگر از کشورها در بین‌ شیعیان‌ از طرفداران‌ درخور توجهی‌ برخوردار شد (مرکز اسناد انقلاب‌ اسلامی‌، ۳۱/۱۱۱ ).

با شروع‌ تحولات‌ انقلاب‌ اسلامی‌ در سال‌ ۱۳۴۱ ش‌، آیت‌الله خویی‌ نیز به‌ همراهان‌ انقلاب‌ پیوست‌ و با صدور اعلامیه‌هایی‌، اعمال‌ ضد اسلامی‌ و ضد انسانی‌ رژیم‌ شاه‌ را مورد نکوهش‌ قرار داد. وی‌ یکی‌ از نخستین‌ کسانی‌ بود که‌ پس‌ از شروع‌ نهضت‌ اسلامی‌ به‌ رهبری‌ امام‌ خمینی‌، حوزه‌ی‌ علمیه‌ی‌ نجف‌ را به‌ اهمیت‌ حوادث‌ ایران‌ متوجه‌ ساخت‌ و سعی‌ و کوششی‌ ارجمند در همراهی‌ حرکت‌ عظیم‌ روحانیت‌ و مردم‌ در ایران‌ مبذول‌ کرد (اسلامی‌، ۳).

در اینجا به‌ ذکر عنوان‌ تلگراف‌هایی‌ که‌ به‌ مناسبت‌های‌ مختلف‌ در فاصله‌ی‌ زمانی‌ ۱۳۴۱ تا ۱۳۵۷ش‌ از سوی‌ آیت‌الله خویی‌ صادر شده‌ است‌، می‌پردازیم‌:

۱ـ تلگرام‌ به‌ آیت‌الله بهبهانی‌ درباره‌ی‌ تصویبنامه‌ی‌ انجمن‌های‌ ایالتی‌ و ولایتی‌ در تاریخ‌ ۲۶/۷/۱۳۴۱ (اسناد انقلاب‌ اسلامی‌، ۱/۲۷)؛

۲ـ تلگرام‌ به‌ شاه‌ در اعتراض‌ به‌ تصویبنامه‌ی‌ انجمن‌های‌ ایالتی‌ و ولایتی‌ در مهر ماه‌ ۱۳۴۱ ش‌ (همان‌، ۳۰)؛

۳ـ تلگرام‌ به‌ آیت‌الله بهبهانی‌ درباره‌ی‌ برگزاری‌ رفراندوم‌ شاه‌ در بهمن‌ ماه‌ ۱۳۴۱ ش‌ (همان‌، ۶۰)؛

۴ـ تلگرام‌ به‌ امام‌ خمینی‌ در فاجعه‌ی‌ مدرسه‌ی‌ فیضیه‌ در فروردین‌ ۱۳۴۲ ش‌ (همان‌، ۷۵)؛

۵ـ تلگرام‌ به‌ شاه‌ درباره‌ی‌ فاجعه‌ی‌ مدرسه‌ی‌ فیضیه‌ در فروردین‌ ۱۳۴۲ ش‌ (همان‌، ۸۰)؛

۶ـ تلگرام‌ به‌ ۲۴ نفر از علمای‌ ایران‌ درباره‌ی‌ محکومیت‌ اهانت‌ رژیم‌ شاه‌ به‌ مقدسات‌ اسلامی‌ در تاریخ‌ ۱۴/۱/۱۳۴۲ (همان‌، ۸۵)؛

۷ـ تلگرام‌ درباره‌ی‌ فاجعه‌ی‌ ۱۵ خرداد به‌ تاریخ‌ ۱۷/۳/۱۳۴۲ (همان‌، ۱۲۵)؛

۸ـ تلگرام‌ به‌ شاه‌ درباره‌ی‌ لزوم‌ آزادی‌ امام‌ خمینی‌ و جمعی‌ از علما از زندان‌، به‌ تاریخ‌ ۳۱/۵/۱۳۴۲ (همان‌، ۱۷۸)؛

۹ـ تلگرام‌ در پاسخ‌ به‌ نامه‌ی‌ جمعی‌ از علما درباره‌ی‌ اعمال‌ ضد اسلامی‌ رژیم‌ شاه‌، ۱۲/۸/۱۳۴۲ (همان‌، ۴/۲۰)؛

۱۰ـ تلگرام‌ به‌ آیت‌الله میلانی‌ درباره‌ی‌ بازداشت‌ جمعی‌ از علمای‌ آذربایجان‌ در آذرماه‌ ۱۳۴۳ش‌ (همان‌، ۲۱۲)؛

۱۱ـ تلگرام‌ به‌ آیات‌ عظام‌ قم‌ درباره‌ی‌ بازداشت‌ جمعی‌ از علمای‌ آذربایجان‌ در آذر ماه‌ ۱۳۴۳ش‌؛

۱۲ـ تلگرام‌ به‌ جمعی‌ از علما و آیت‌الله عاملی‌ و حجت‌الاسلام‌ تبریزی‌ در اعتراض‌ به‌ بازداشت‌ جمعی‌ از علمای‌ آذربایجان‌ در آذر ماه‌ ۱۳۴۲ (همان‌/ ۲۲۲)؛

۱۳ـ تلگرام‌ به‌ حسنعلی‌ منصور درباره‌ی‌ لغو قوانین‌ خلاف‌ اسلام‌ و درخواست‌ آزادی‌ امام‌ و دیگر علما، به‌ تاریخ‌ ۲۸/۱۲/۱۳۴۲ (همان‌، ۲۳۵)؛

۱۴ـ تلگرام‌ به‌ آیت‌الله مرعشی‌ نجفی‌ درباره‌ی‌ لزوم‌ محکوم‌ کردن‌ اقدام‌ رژیم‌ در تبعید امام‌ خمینی‌، به‌ تاریخ‌ ۲۶/۸/۱۳۴۲ (همان‌، ۲۷۲)؛

۱۵ـ تلگرام‌ به‌ هویدا در اعتراض‌ به‌ قانون‌شکنی‌های‌ رژیم‌ شاه‌، به‌ تاریخ‌ ۱۲/۱۱/۱۳۴۳ (همان‌، ۲۸۳)؛

۱۶ـ تلگرام‌ به‌ هویدا در اعتراض‌ به‌ محاکمه‌ی‌ جمعی‌ از روحانیون‌ و کسبه‌ به‌ تاریخ‌ ۹/۲/۱۳۴۴ (همان‌، ۴۶۳)؛

۱۷ـ تلگرام‌ در پاسخ‌ به‌ نامه‌ی‌ آیت‌الله حاج‌ شیخ‌ محمد صدوقی‌ درباره‌ی‌ مفاسد اجتماعی‌ و جنایات‌ رژیم‌ شاه‌ در ایران‌ به‌ تاریخ‌ ۱/۳/۱۳۵۷ (همان‌، ۴۶۳)؛

۱۸ـ اعلامیه‌ درباره‌ی‌ حوادث‌ ایران‌ و جنایات‌ رژیم‌ شاه‌ به‌ تاریخ‌ ۱۰/۹/۱۳۵۷ (همان‌، ۵۹۰).

مشارکت‌ ایشان‌ در نهضت‌ و انقلاب‌ در ابتدا به‌ گونه‌ای‌ بود که‌ بعضاً آن‌چنان‌ قاطع‌ و محکم‌ با حکومت‌ شاه‌ برخورد داشتند که‌ امام‌ خمینی‌ و آیت‌الله میلانی‌ پیکی‌ فرستادند و از ایشان‌ خواستند که‌ با آن‌ حدت‌ و شدت‌ کار را ادامه‌ ندهند (اسلامی‌، ۳).

رژیم‌ ایران‌ نیز به‌ صور مختلف‌ به‌ تضعیف‌ شخصیت‌ آیت‌الله خویی‌ می‌کوشید و به‌ ویژه‌ سعی‌ می‌کرد از طریق‌ ایجاد اختلاف‌ بین‌ آیت‌الله خویی‌ و امام‌ خمینی‌ در روند انقلاب‌ وقفه‌ ایجاد کند. در یک‌ مورد، رژیم‌ دستور داد که‌ به‌ کلیه‌ی‌ منابع‌ ساواک‌، آموزش‌ لازم‌ داده‌ شود تا در بین‌ مردم‌ این‌ شایعه‌ را رواج‌ دهند که‌ آیت‌الله سید ابوالقاسم‌ خویی‌ سید نیست‌ و امام‌ خمینی‌ نیز جاسوس‌ آمریکا است‌ (مرکز اسناد انقلاب‌ اسلامی‌، ۲/۱۸۶) ؛ اما همواره‌ عکس‌العمل‌های‌ محکم‌ و منطقی‌ آیت‌الله خویی‌ تحقق‌ خواسته‌های‌ رژیم‌ را باطل‌ می‌ساخت‌.

زمانی‌ که‌ گروهی‌ در فکر ایجاد تفاهم‌ بین‌ جامعه‌ی‌ روحانیت‌ مبارز ایران‌ و دستگاه‌ جبار برآمدند، آیت‌الله خویی‌ در مصاحبه‌ای‌ در جواب‌ سؤالی‌ درباره‌ی‌ امکان‌ سازش‌ با دولت‌ فرمودند: «ما نمی‌توانیم‌ در حقوق دینی‌ و مصالح‌ عمومی‌ ملت‌ ایران‌ با کسی‌ معامله‌ کنیم‌.

ما ایمان‌ داریم‌ که‌ مراجع‌ تقلید شیعه‌ هرگز حاضر نمی‌شوند با دستگاهی‌ که‌ جنایات‌ یک‌ ساله‌ی‌ اخیر آن‌ را هنوز ملت‌ فراموش‌ نکرده‌ است‌ صلح‌ و سازش‌ کنند؛ هنوز خون‌ محصلین‌ و دانشجویان‌ که‌ در مدرسه‌ی‌ فیضیه‌ به‌ دست‌ مأموران‌ دولت‌ ریخته‌ شد، خشک‌ نشده‌ است‌؛ هنوز صدای‌ گوش‌خراش‌ حملات‌ رادیویی‌ دستگاه‌ که‌ مراجع‌ و علما را عمال‌ فئودالیسم‌ و مخالف‌ اصلاحات‌ معرفی‌ می‌کردند در گوش‌های‌ مردم‌ طنین‌انداز است‌؛ هنوز جوهر قلم‌های‌ زهرآگین‌ مطبوعات‌ ضد ملی‌ وابسته‌ به‌ دستگاه‌ که‌ ناجوانمردانه‌ترین‌ حمله‌ را علیه‌ علمای‌ بزرگ‌ کردند، خشک‌ نشده‌است‌؛ هنوز ورق پاره‌های‌ ننگین‌ و شرم‌آور عامل‌ کثیفی‌ به‌ نام‌ «هیئت‌ مصلحین‌» چاپ‌ و مجاناً در سراسر ایران‌ شبانه‌ پخش‌ می‌شود؛ هنوز کشتار وحشیانه‌ی‌ ۱۵ خرداد در تهران‌ و شیراز و قم‌ و کشتار دوم‌ فروردین‌ در تبریز و کشتار مسجد فیل‌ در مشهد فراموش‌ نشده‌ است‌؛ هنوز آیت‌الله‌العظمی‌ آقای‌ خمینی‌ و آقای‌ قمی‌

توقیف‌ و تحت‌ نظر مأموران‌ دولتی‌ هستند؛ هنوز آیات‌ و علمای‌ تبریز در زندان‌های‌ دولت‌ به‌ سر می‌برند؛ هنوز آیت‌الله طالقانی‌ و رفقای‌ باایمان‌شان‌ محاکمه‌ می‌شوند؛ هنوز مجلسین‌ قلابی‌ و تحمیلی‌ به‌ کارهای‌ مضحک‌ خود ادامه‌ می‌دهند؛ هنوز زندان‌های‌ دستگاه‌ مملو از جوانان‌ مسلمان‌ و بازاری‌ و دانشگاهی‌ است‌؛ هنوز بسیاری‌ از طلاب‌ حوزه‌ی‌ علمیه‌ی‌ قم‌ و تبریز و دانشجویان‌ دانشگاه‌ به‌ جرم‌ مبارزه‌، در سربازخانه‌ها به‌ سر می‌برند؛ هنوز نفوذ صهیونیسم‌ و یهود از مملکت‌ ما قطع‌ نشده‌ است‌؛ هنوز فقر عمومی‌، وضع‌ ناهنجار بازار، وضع‌ اسف‌انگیز فرهنگ‌ و دانشگاه‌ اصلاح‌ نشده‌ و ادامه‌ دارد. و در چنین‌ شرایطی‌ امکان‌ صلح‌ و سازش‌ و حتی‌ تصور آن‌ از هر مقامی‌ که‌ باشد، غیر عاقلانه‌، غیر منطقی‌ و ضد ملی‌ است‌» (بررسی‌ امکان‌ سازش‌، ۱۵).

ایجاد اتحاد و همبستگی‌ برای‌ مبارزه‌ با رژیم‌ نیز از بهترین‌ جنبه‌های‌ روابط‌ آیت‌الله خویی‌ و امام‌ خمینی‌ بود. زمانی‌که‌ بعد از قیام‌ ۱۵ خرداد ۱۳۴۲ ش‌ رژیم‌ شاه‌ سعی‌ داشت‌ امام‌ خمینی‌ را از مراجع‌ جدا کند و این‌‌گونه‌ جلوه‌ دهد که‌ مراجع‌ پشتیبان‌ و همراه‌ ایشان‌ نیستند، آیت‌الله خویی‌ در نجف‌ اعلامیه‌ای‌ صادر و استفاده‌ از قند و شکر را به‌ جهت‌ آنکه‌ در انحصار دولت‌ بود، تحریم‌ کرد.

 او می‌خواست‌ با این‌ حکم‌ ضربه‌ای‌ اقتصادی‌ به‌ دولت‌ زده‌ باشد و به‌ همین‌ جهت‌ در منزل‌ امام‌ خمینی‌ چایی‌ و شربت‌ مطلقاً داده‌ نمی‌شد و از واردین‌ با سرکه‌ شیره‌ پذیرایی‌ می‌شد (خاطرات‌ آیت‌الله‌ طاهری‌ خرم‌آبادی‌، ۱/۲۴۹) ؛ یا در جریان‌ دستگیری‌ امام‌ خمینی‌، آیت‌الله خویی‌ از طریق‌ تماس‌ با سران‌ دنیا، سازمان‌ ملل‌، جمال‌ عبدالناصر، رئیس‌ جمهور مصر و مقامات‌ ایران‌، خواهان‌ آزادی‌ ایشان‌ شد (خاطرات‌ ۱۵ خرداد، ۱۱۱).

همگام‌ با رژیم‌ ایران‌، حزب‌ بعث‌ در عراق تلاش‌ و کوشش‌ شتاب‌زده‌ای‌ را به‌ منظور معرفی‌ آقای‌ خویی‌ به‌‌عنوان‌ مرجع‌ اعلم‌ـ نه‌ از جهت‌ ایمان‌ به‌ آقای‌ خویی‌ و نه‌ از روی‌ توجه‌ به‌ سرنوشت‌ شیعه‌، بلکه‌ به‌ علت‌ وحشت‌ و نگرانی‌ از مطرح‌ شدن‌ امام‌ خمینی‌ در عراق‌ـ آغاز نمود؛ زیرا به‌ خوبی‌ می‌دانست‌ که‌ اگر امام‌ خمینی‌ در عراق شناخته‌ شود و پایگاه‌ مردمی‌ به‌دست‌ آورد، بنیاد ظلم‌ و الحاد حزب‌ بعث‌ را از بن‌ برمی‌کند؛ از این‌رو برآن‌ شدند که‌ آقای‌ خویی‌ را به‌ عنوان‌ مرجع‌ اعلم‌ مطرح‌ کنند تا بتوانند در حوزه‌ی‌ علمیه‌ی‌ نجف‌ با فشار بر آیت‌الله خویی‌ یک‌ سلسله‌ برنامه‌ها و نقشه‌ها را در جوامع‌ شیعی‌ پیاده‌ کنند؛ از این‌ رو جریان‌هایی‌ را بر آیت‌الله خویی‌ تحمیل‌ کردند که‌ فاجعه‌آمیز بود. در ۲۸ ماه‌ رمضان‌ ۱۳۹۵ق / ۱۴ مهر ۱۳۵۳ آیت‌الله خویی‌ را واداشتند تا عید فطر اعلام‌ کند (روحانی‌، ۲/۷۶۰).

 در زمستان‌ ۱۳۵۰ ش‌ در شرایطی‌ که‌ ایرانیان‌ ساکن‌ عراق را با وضع‌ فجیعی‌ از عراق بیرون‌ کرده‌ بودند، آیت‌الله خویی‌ را تحت‌ فشار گذاشتند تا آشکارا اعلام‌ کند که‌ از سوی‌ رژیم‌ عراق هیچ‌گونه‌ بدرفتاری‌ با علما و روحانیون‌ و ایرانیان‌ ساکن‌ آن‌ کشور نشده‌ است‌. عمال‌ حزب‌ بعث‌ برای‌ واداشتن‌ نامبرده‌ به‌ دادن‌ چنین‌ پاسخی‌ او را تهدید کردند که‌ اگر با نوشتن‌ آن‌ موافقت‌ نکند نه‌ تنها حوزه‌ی‌ هزار ساله‌ی‌ نجف‌ را از هم‌ می‌پاشند، بلکه‌ شماری‌ از علما و روحانیون‌ آن‌ حوزه‌ را نیز به‌ اتهام‌ جاسوسی‌ برای‌ شاه‌ یا اسرائیل‌ به‌ جوخه‌ی‌ اعدام‌ می‌سپارند (روحانی‌، ۳/۷۹۱). در تاریخ‌ ۲۸/۸/۱۳۵۷، شاه‌ ایران‌، همسرش‌ (شهبانو فرح‌) را به‌ عراق فرستاد تا روز عید غدیر مانند هر ایرانی‌ شیعه‌ به‌ زیارت‌ مرقد منور حضرت‌ امیر (ع‌) برود تا با این‌ زیارت‌ سیاسی‌ شهبانو، نظر مسلمانان‌ خشمگین‌ را جلب‌ کند.

 با توطئه‌ی‌ قبلی‌ و تبانی‌ هر دو رژیم‌، غفلتاً و ناگهانی‌ در نجف‌ به‌ آیت‌الله خویی‌ خبر می‌دهند که‌ شهبانوی‌ ایران‌ برای‌ عیادت‌ و ملاقات‌، یک‌ ساعت‌ دیگر به‌ خانه‌ی‌ شما می‌آید، ولی‌ آیت‌الله خویی‌ فوراً نجف‌ را ترک‌ کرده‌ به‌ شهر کوفه‌ می‌رود. شهبانو به‌ کوفه‌ می‌رود و با زور وارد خانه‌ی‌ آیت‌الله خویی‌ می‌شود تا به‌ هر قیمت‌ شده‌ این‌ عیادت‌ صورت‌ گیرد.

 آیت‌الله خویی‌ که‌ خود را در محاصره‌ی‌ قوای‌ انتظامی‌ عراق می‌بیند ناچار ضمن‌ سخنانی‌ از ملکه‌ی‌ ایران‌ می‌خواهد که‌ به‌ شاه‌ بگوید دست‌ از لجبازی‌ و مبارزه‌ با ملت‌ بردارد و جلوی‌ خونریزی‌ها را بگیرد. بعد از آن‌ برای‌ جلوگیری‌ از هرگونه‌ سوءاستفاده‌ی‌ دستگاه‌ از این‌ ملاقات‌ و بازی‌های‌ سیاسی‌، طی‌ مکالمه‌ی‌ تلفنی‌ خلاصه‌ی‌ ماجرا را به‌ آیت‌الله شیخ‌ محمدباقر آشتیانی‌ در تهران‌ اطلاع‌ می‌دهد تا طی‌ اعلامیه‌ای‌ به‌ آگاهی‌ مردم‌ مسلمان‌ ایران‌ برساند (دوانی‌، ۸/۳۵۲).

آیت‌الله خویی‌ پس‌ از پیروزی‌ انقلاب‌ اسلامی‌ در تاریخ‌ ۷/۱/۱۳۵۸ ش‌ طی‌ اعلامیه‌ای‌ مردم‌ را به‌ شرکت‌ گسترده‌ در همه‌پرسی‌ نظام‌ جمهوری‌ اسلامی‌ دعوت‌ نمود که‌ در تاریخ‌ ۱۲ فروردین‌ ماه‌ سال‌ ۱۳۵۸ طی‌ رفراندومی‌ با ۹۸ درصد از آرای‌ مثبت‌ مردم‌، جمهوری‌ اسلامی‌ رسماً مستقر گردید (اسلامی‌، ۱۳۷).

آن‌ مرجع‌ بزرگ‌ همچنین‌ در جریان‌ جنگ‌ تحمیلی‌ عراق علیه‌ ایران‌ فتوا دادند که‌ حقوق شرعیه‌ در راه‌ تهیه‌ی‌ خوراک‌ و پوشاک‌ در جریان‌ جنگ‌ اسلام‌ مصرف‌ گردد و اکثر جوانان‌ عراقی‌ که‌ خود را به‌ نیروهای‌ ایران‌ تسلیم‌ می‌نمودند، از مقلدین‌ ایشان‌ بودند (همان‌، ۱۳۸). رژیم‌ بعث‌ عراق در مدت‌ هشت سال‌ تمام‌ نتوانست‌ از مرجع‌ بزرگ‌ دست‌ خطی‌ به‌ نفع‌ خود بگیرد و او پیوسته‌ با حفظ‌ مرجعیت‌ و حوزه‌ی‌ علمیه‌ی‌ نجف‌، کوچک‌ترین‌ باجی‌ به‌ آنان‌ نداد و در عین‌ حال‌ ناملایمات‌ را تحمل‌ کرد (عقیقی‌ بخشایشی‌، ۱/۴۶۸).

 در قیامی‌ که‌ به‌ سال‌ ۱۴۱۲ق/۱۳۷۰ ش‌ از سوی‌ شیعیان‌ عراق علیه‌ نظام‌ حاکم‌ صورت‌ گرفت‌، آیت‌الله خویی‌ به‌ این‌ حرکت‌ جهت‌ بخشیدند و در قیام‌ شرکت‌ کردند، اما با سرکوبی‌ قیام‌، صدام‌ وی‌ را به‌ کوفه‌ تبعید کرد و در خانه‌اش‌ تحت‌نظر قرار داد. وی‌ به‌ علت‌ ناملایمات‌ زندگی‌ و سن‌ زیاد به‌ بیماری‌ قلبی‌ دچار شد که‌ در عراق قادر به‌ مداوای‌ نامبرده‌ نشدند و مسئولان‌ بغداد نیز به‌ وی‌ اجازه‌ ندادند که‌ جهت‌ معالجه‌ به‌ خارج‌ برود (مرکز اسناد انقلاب‌ اسلامی‌، ۱۶۲۳) ؛ بنابراین‌ ایشان‌ پس‌ از تحمل‌ مشقات‌ و صدمات‌ بسیار، بالاخره‌ در نیمه‌ شب‌ نهم‌ صفر ۱۴۱۳ق/ ۱۳۷۱ ش‌ در ۹۶ سالگی‌ به‌ طرز مشکوکی‌ بدرود حیات‌ گفت‌ و غریبانه‌ در مسجد خضرا، در مقبره‌ی‌ خانوادگی‌ به‌ خاک‌ سپرده‌ شد (نشریه‌ی‌ یاد، ۸۸).

آثار ایشان‌ عبارت‌اند از: ۱ـ البیان‌ فی‌ تفسیر القرآن‌ ۲ـ اجود التقریرات‌ ۳ـ المسائل‌ المنتخبه‌ ۴ـ المسائل‌ ۵ـ ازالة‌ المحادة‌ عن‌ ملک‌ المنافع‌ المتضاده‌ ۶ـ اضائة‌القلوب‌ بتحقیق‌ المغرب‌ و الغروب‌ ۷ـ انارة‌ العقول‌ فی‌ انتصاب‌ المهر یموت‌ احد الزوجین‌ قبل‌ الدخول‌ ۸ـ تعلیقه‌ بر عروة‌الوثقی‌ ۹ـ تعلیقه‌ بر المسائل‌ الفقیه‌ ۱۰ـ تکملة‌ منهاج‌ الصالحین‌ ۱۱ـ تهذیب‌ و تتمیم‌ منهاج‌ الصالحین‌ ۱۲ـ توضیح‌ المسائل‌ ۱۳ـ تلخیص‌ المنتخب‌ ۱۴ـ تعلیقة‌ المنهج‌ لاحکام‌ الحج‌ ۱۵ـ تقریرات‌ درس‌ فقه‌ مرحوم‌ میرزای‌ نائینی‌ ۱۶ـ تقریرات‌ درس‌ فقه‌ مرحوم‌ محقق‌ اصفهانی‌ ۱۷ـ تقریرات‌ درس‌ اصول‌ مرحوم‌

محقق‌ اصفهانی‌ ۱۸ـ تعارض‌ الاستصحابین‌ ۱۹ـ رساله‌ در خلافت‌ ۲۰ـ رساله‌ در لباس‌ مشکوک‌ ۲۱ـ حاشیه‌ بر وسیلة‌النجاة‌ ۲۲ـ حاشیه‌ بر مکاسب‌ شیخ‌ انصاری‌ ۲۳ـ فهرست‌ جامع‌ الشتات‌ میرزای‌ قمی‌ ۲۴ـ فقه‌ القرآن‌ علی‌ المذاهب‌ الخمس‌ ۲۵ـ قاعدة‌التجاوز.




نوع مطلب : علمی، مذهبی، 
برچسب ها : زندگینامه، آیت ا..خویی،
لینک های مرتبط : تبیان،

سه شنبه 4 تیر 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا
قبله یابی اینترنتی



در آدرس اینترنی زیر شما می توانید قبله را در هرمکانی که در آن قرار دارید از طریق اینترنت بیابید. تنها نکته اینست که باید دقت نمود که درجه داده شده در سایت نسبت به شمال است. همچنین نقشه جغرافیایی آن به سه صورت معمولی، ماهواره ای و ترکیبی از هر دو قابل دسترسی است.
امکان دانستن فاصله مکان مورد نظر تا کعبه(به مایل و کیلومتر) و عرض و طول جغرافیایی مکان مورد نظر از دیگر ویژگیهای این نقشه است.





نوع مطلب : عمومی، مذهبی، 
برچسب ها : قبله یابی،
لینک های مرتبط : قبله یابی اینترنتی،

یکشنبه 2 تیر 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا
زندگینامه :

محمدرضا آقاسی، 24 فروردین ماه سال 1338 در تهران در خانواده‌ای مذهبی و شاعر متولد شد. وی به علت اختلاف نظر با مسئولین هنرستان تجسمی ادامه تحصیل نداد و به مدرک سیکل اکتفا کرد. آقاسی قبل از انقلاب، در سالهای 55 و 56 به عضویت انجمنهای ادبی آن زمان درآمد و بعد از انقلاب نیز از محضر اساتیدی چون مهرداد اوستا و یوسف میرشکاک استفاده نمود.

وی از سال 51 شروع به سرودن شعر نمود اما عمده اشعار وی متعلق به سالهای 68 به بعد است.

آقاسی مدتی نیز در جبهه‌های جنگ در مناطق شوش دانیال و جزیره مجنون و سه راه جفیر و شلمچه بود.

از وی که با مثنوی بلند شیعه در جامعه شناخته شد، اشعار زیادی در خصوص جبهه و اهل بیت بر جای مانده است.

محمد‌رضا ‌آقاسی‌،شاعر و مثنوی‌سرای اهل بیت عصمت‌و‌طهارت‌،در سن‌‌‌سالگی‌،بامداد سه شنبه سوم خرداد ماه 84 به علت عارضه قلبی در مرکز تخصصی قلب تهران دار فانی را وداع گفت.‌پیکر وی 5 خردادماه از مقابل معراج الشهدای تهران تشییع و در قطعه 44 شهیدان بهشت زهرا به خاک سپرده شد.

نمونه اثر :

دلم تنگ شهیدان است امشب

كه همرنگ شهیدان است امشب

من ازخون شهیدان شرم دارم

كه خلقی را بخود سرگرم دارم






نوع مطلب : شعر، مذهبی، 
برچسب ها : محمد رضا آقاسی،
لینک های مرتبط :

جمعه 16 فروردین 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا

زندگینامه : 


رحیم موذن زاده اردبیلی اول مهرماه سال 1304 در اردبیل به ‌دنیا آمد.

اذان‌گویی و نوحه‌خوانی و منبری را از شیخ عبدالکریم به ارث برد و تا آخر عمر راه او را ادامه داد. خودش می‌گفت که اذان‌گویی در خانواده آنها، 150 سال قدمت دارد و نام فامیل آنها به‌همین دلیل موذن شده است؛ «زمانی که آن موقع‌ها در اردبیل شناسنامه می‌دادند، به تناسب شغل و حرفه، نام خانوادگی انتخاب می‌کردند. به پدربزرگم هم گفته بودند تو چه‌کاره‌ای؟ گفته بود موذن. گفته بودند نام خانوادگی شما موذن است».

 رحیم در کودکی به مکتب‌خانه می‌رود و تحت نظر میرزا عزیز، قرآن و دستگاه‌های موسیقی را فرا می‌گیرد. به گفته خودش: «‌در آن دوران ما عوض دبیرستان مکتب می‌رفتیم. همه هم متدین بودند. خانواده‌ها در دوره ما در ابتدای امر، بچه‌ها را با قرآن مانوس می‌کردند. ما هم پس از طی این مرحله، به مدرسه حاج ابراهیم آمدیم. طلبه بودیم به اصطلاح امروز ولی حین طلبگی، این اذان با ما همراه بود». پس از یادگیری اصول نوحه‌خوانی و اذان‌گویی، با همراهی پدر در مسجد اردبیل به این‌کار مشغول می‌شود و گاهی نیز برای خواندن یک نوحه‌ به شهرهای اطراف، خصوصا تالش می‌رود.

پسر به‌جای پدر

با سکونت پدر در تهران، رحیم موذن برای تحصیل حوزوی رهسپار قم می‌شود. حاج مهدی سراج - از دوستان رحیم - می‌‌گوید: «وقتی شیخ کریم به تهران می‌آید، رحیم را برای درس خواندن به قم می‌فرستد. صدای رحیم آن‌قدر خوب بوده که دیگر همیشه او برای مجالس، در قم می‌خوانده است. مداحان قم پیش شیخ کریم شکایت کرده بودند که با آمدن رحیم ما از کار افتاده‌ایم». رحیم درس خارج فقه می‌خواند و ظهرها در حرم حضرت معصومه اذان می‌گفت.

سال 1329 شیخ کریم فوت می‌کند و رحیم که فقط 25 سال سن دارد، به تهران می‌آید تا جای خالی پدر را در مسجد امام پرکند. خودش ماجرا را این‌گونه تعریف می‌کند: «مرحوم پدرم سال 1322 برای نخستین بار اذان را در رادیو گفت و همین روند تا 1326 که برنامه سحری را به صورت زنده اجرا می‌کرد، ادامه داشت. او در سال 1329 سکته کرد و من قبول کردم جای او اذان بگویم تا الان که با این سن و سال هنوز مشغولم و افتخار دارم که با گفتن آن یک اذان، برای اسلام و مملکتم کاری کرده‌ام. ما که نه ثروت داریم، نه مکنت و همین یک اذان برایمان بهترین خیر است».

در همین سال است که نام خانوادگی او نزد مردم از موذن به موذن‌زاده اردبیلی تغییر می‌کند. جعفر تعریف می‌کند که «وقتی شیخ کریم می‌میرد و پدرم به جایش اذان می‌گوید، مجریان رادیو ایران برای معرفی او به مردم، زاده اردبیلی را به فامیل پدرم اضافه می‌کنند تا به شنوندگان بگویند او پسر شیخ کریم است. سر همین موضوع، همه فکر کردند که نام‌خانوادگی پدر من موذن‌زاده اردبیلی است و همین نام هم تا آخر روی او ماند».

ملکه بخشش‌کن - همسر رحیم موذن‌زاده اردبیلی - تعریف می‌کند که حاج رحیم حدود سال1330 به اردبیل می‌آید و از او خواستگاری می‌کند؛ «4 ماه بود که پدرش فوت کرده بود. ما عروسی کردیم و آمدیم تهران. خانواده‌های ما با هم همسایه بودند و ساکن یک محله بودیم. به یکی از همسایه‌ها رشوه داده بود و گفته بود که این دختر  را برای من خواستگاری کن. من تا بعد از عقد ندیده بودمش. من را در آشپزخانه پدرم عقد کردند و بردند خانه او. آنجا برای اولین‌بار دیدمش. خودش می‌گفت قبلا یک‌بار من را دیده بوده. با عمه‌ام رفته بودم حمام. بعد که بیرون آمدیم، من پایم لیز خورد، زمین خوردم و آن موقع من را دیده بود».

حاج رحیم پس از ازدواج، دوباره به تهران بازمی‌گردد. همسر آن مرحوم ادامه می‌دهد: «15 روز بعد از عروسی آمدیم تهران. اول بازار تهران مستاجر بودیم و بعد رفتیم خیابان سینا یک خانه کوچک گرفتیم. بعد آنجا را هم فروختیم و آمدیم آریانا (مالک اشتر) زندگی کردیم. آنجا هم چند سالی بودیم و آخر سر آمدیم اینجا(مهرشهر کرج). به گفته حاج عسگر عاشقی، خانه حاج رحیم در مهرشهر کرج، کوچک بود و او همیشه به شوخی این خانه را زندان موسی بن‌جعفر می‌نامیده است. همسر موذن‌زاده هم این موضوع را تایید می‌کند: «2تا اتاق داشتیم و 6 تا بچه».

اتصال به بالا در رادیو

تا سال 1334 که صدای حاج رحیم در رادیو ضبط شود، موذن‌زاده اردبیلی برای مسجد امام و رادیو ملی به‌صورت زنده اذان می‌گفت. خانم بخشش‌کن می‌گوید: «ماه رمضان، هر روز با هم می‌رفتیم مسجد ارگ و من بیرون می‌ماندم و او می‌رفت اذانش را می‌گفت و با هم بر‌می‌گشتیم خانه. از همان‌جا هم مستقیم در رایو پخش می‌شد».

جعفر موذن‌زاده اردبیلی - پسر ارشد حاج رحیم - می‌گوید: «سال 1334 پدر به رادیو می‌رود و از مهندس محبی - مسؤول استودیو 6 - می‌خواهد که اذانش را ضبط کنند. ماه رمضان بود و از او می‌خواهند که برود بعد از افطار برای ضبط بیاید. پدر قبول نمی‌کند و می‌گوید الان باید اذانش را ضبط کنند. خودش می‌گفته آن روز حال خاصی داشته و گویا به‌اش الهام شده بود که باید اذان را همان لحظه برای ضبط بخواند. خلاصه مسؤولان رادیو قبول می‌کنند و پدر برای ضبط به استودیو می‌رود. به گفته خودش، وقتی برای ضبط این اذان به استودیوی رادیو رفته، اذان را در تمام گوشه‌ها امتحان کرده و دیده که جا نمی‌افتد. همان‌طور که می‌دانید دستگاه بیات ترک یک حزن خاصی دارد و پدر هم در همین دستگاه، در گوشه روح‌الارواح، اذان را خوانده. می‌گفت وقتی اذان را در این گوشه خواندم، احساس کردم که به بالا وصل شدم. دیگر تا پایان اذان، در استودیو نبودم».


جعفر خاطره جالبی را نیز از قول پدرش از اولین ضبط این اذان در رادیو تعریف می‌کند: «وقتی پدر اذان را می‌خواند، یکی از خواننده‌های مطرح موسیقی ایرانی که در حال تماشایش بوده، با تعجب از او می‌پرسد که اذان را در چه گوشه‌ای خواندی؟ پدر هم می‌گوید گوشه روح‌الارواح. آن خواننده مشهور به او می‌گوید که تابه‌حال این گوشه را نشنیده بوده».

خود حاج رحیم در گفت‌وگو با خبرگزاری ایسنا این ماجرا را این‌گونه تعریف می‌کند: «یک روزی تصمیم گرفتم تا یک اذان یادگاری بگویم. در استودیوی 6 صدا و سیما، هر گوشه‌ای انداختم، نشد تا اینکه آن را در روح‌الارواح آواز بیات ترک به این شکل که بیش از 50 سال پخش می‌شود گفتم. ما ایرانی هستیم و اذان ما باید برخاسته از خودمان باشد. الان اذان‌خوان‌هایی هستند که از عربستان تقلید می‌کنند و این پسندیده نیست و خود ما باید ابتکار به خرج دهیم. الان 50 سال است که کسی نتوانسته روی این اذان من اذان بگوید؛ حتی برادرم سلیم که آن صدای گیرا و زیبا را دارد و این خواست خداست؛ همان خدایی که می‌گوید اگر با من یکصدایی کنید، محبت شما را به قلوب همه می‌اندازم».

موذن‌زاده اردبیلی در ادامه به نکته‌ای اشاره می‌کند که عدم تحقق آن تاسف‌انگیز است؛ «البته 20 سال پیش می‌خواستم یک اذان دیگر را  به مدت 15 دقیقه که در میان آن دعا هم هست، پر کنم اما نگذاشتند و گفتند که اذان 6 دقیقه بیشتر نمی‌شود».

به گفته پسر ارثه او، موذن‌زاده تا 1357 و پیروزی انقلاب اسلامی، هر سال برای تجدید ضبط اذانش به رادیو می‌رفته: «از سال 34 به بعد، پدر هر سال برای ضبط به رادیو می‌رفت و اذانش را مجدد می‌خواند. اصلا از طرف رادیو دستور بوده که این اتفاق بیفتد. تلویزیون الان بیشتر اذان ضبط شده سال 56 پدرم را پخش می‌کند. کانال 5 که همیشه این اذان را پخش می‌کند ولی بعضی ‌اوقات دیده‌ام که کانال‌های 1 و 3، اذان ضبط شده سال‌های‌ 34 و 35 را پخش می‌کنند. صدای پدر در این اذان، بسیار شفاف، جوان‌تر و رساتر است و خوب که دقت کنید، می‌توانید تفاوتشان را تشخیص دهید».

فراموشی و بیماری

از سال 1357، دوره گمنامی موذن‌زاده اردبیلی آغاز می‌شود. موذن‌زاده در برخی مساجد تهران مناجات و نوحه می‌گفت و هر سال، شب‌های عاشورا در مسجد اردبیلی‌ها به منبر می‌رفت. جز خانواده و دوستان، کمتر کسی از وجود او آگاه بود. پسر بزرگ موذن‌زاده می‌گوید: «همه فکر می‌کردند که پدرم فوت کرده است. هیچ‌کس تا سال‌ها پیگیر نشد که او کجاست و چه می‌کند. تلویزیون و رادیواذان او را پخش می‌کردند و مردم هم این اذان را دوست داشتند اما هیچ‌کس سراغی از او نمی‌گرفت». همسر او نیز از وضعیت بد مالی زندگی‌شان می‌گوید: «من در خانه مواظب بچه‌ها بودم و او صبح می‌رفت و شب می‌آمد. زندگی ما خیلی مشکل بود. بچه‌ها یکی‌یکی به دنیا می‌آمدند و خرج و مخارج زندگی کفاف نمی‌داد. کار موذن‌زاده هم فقط منبر بود و کار دیگری نمی‌کرد. روزی یک مجلس می‌رفت و خرج زندگی درنمی‌آمد».

جعفر تعریف می‌کند که چگونه به زنده بودن حاج رحیم پی‌می‌برند: «آقای غلامرضایی - مجری تلویزیون - خیلی اذان پدرم را دوست داشت و تعریف می‌کرد که از هر کس درباره موذن‌زاده اردبیلی پرسیده، گفته‌اند اول انقلاب فوت کرده است. غلامرضایی می‌گوید یک روز با یک آذری‌زبان برخورد کردم و از او سراغ موذن‌زاده را گرفتم و او به من گفت که زنده است». به این ترتیب، پس از 25 سال و در حالی که تنها 2 سال به پایان عمر او مانده بود، موذن‌زاده‌ اردبیلی مجددا کشف می‌شود و یکی از خبرگزاری‌ها هم با او گفت‌وگو می‌کند.

«بیماری پدر از سال 74 شروع شد و در سال 84 به اوج رسید. این اواخر، سرطان از مثانه، به کلیه  و کبد و ریه‌هایش هم رسیده بود». جعفر تعریف می‌کند که تنها یک‌بار از پدر گله‌ای درباره بیماری‌اش شنیده است؛‌ «در تمام مدتی که مریض بود، اصلا گله و شکایت نمی‌کرد و خیلی آرام بود؛ جز یک‌بار که به من گفت نمی‌دانم چرا این مریضی را گرفته‌ام. آدمی مذهبی‌ای بود و دکترها برای مریضی‌اش به او سوند بسته بودند. او هم مدام مراقب بود که نجس نشود. فقط این موضوع بود که خیلی ناراحتش می‌کرد». حاج مهدی سراج‌زاده - دوست جوان موذن‌زاده اردبیلی - هم تاکید می‌کند که این حرف را به او هم گفته است: «یادم هست که در بیمارستان بودیم و 5 روز مانده بود به رفتنش. تا آن‌روز حتی یک‌بار هم ندیده بودم که از وضعیت خود گله‌ کند اما آن‌روز دست من‌را گرفت و گفت مهدی، چرا من به این روز افتادم و این نوع مریضی نصیبم شد؟ چشم‌هایش پر از اشک شده بود و من هم گریه‌ام گرفته بود. قبل از اینکه چیزی بگویم، خودش بلافاصله گفت که همه‌چیز خواست خداست. بعد هم فضا عوض شد و خندید».

همسر آن مرحوم هم از روزهای بیماری موذن‌زاده تعریف می‌کند؛ «این اواخر خیلی مریضی کشید و همه‌اش بیمارستان بود. بیچاره اصلا اهل غر زدن نبود. من بداخلاقی می‌کردم؛ خب آدم باید راستش را بگوید؛ من هر چی می‌گفتم اصلا حرفی نمی‌زد».

حاجی به دیار باقی رفت

موذن‌زاده در آخرین ماه‌های زندگی‌اش نهایتا موفق می‌شود به آرزوی خود برسد و حاجی شود. پسر بزرگ او می‌گوید که پدرش پس از شنیدن خبر سفر حج بسیار خوشحال شده است؛ «وقتی قرار شد که از طرف لاریجانی که آن‌موقع رییس صدا و سیما بود، به مکه برود، حالش خیلی بد بود و 2تا سوند به‌اش وصل بود ولی خوشحال بود و می‌گفت به آرزویش رسیده است. من رفتم اداره اوقاف و گفتم حال پدرم خوب نیست، از نظر پزشکی تاییدش نکنید. گفتند مگر می‌شود موذن‌زاده را رد کرد. این مرد باید به زیارت خانه خدا برود. 4ماه قبل از فوتش بود که با وضع خرابی‌ که داشت به مکه رفت. من خیلی نگرانش بودم. روزی که آمد، سریع خودم را به‌اش رساندم  و دیدم حالش زیاد خوب نیست. گفتم فقط یک چیزی به من بگو، رفتی مکه چی‌ دیدی؟ گفت فقط همین را بگویم که رفتم خدا را دیدم و آمدم». 
جعفر تعریف می‌کند که پدرش بنا به درخواست حجاج دیگر کشورهای اسلامی در مکه نیز اذان خود را گفته است: «می‌گفت ازش خواسته‌اند که در عرفات اذانش را بخواند ولی «علیا ولی‌الله» را نگوید. قبول نکرده بود. دست آخر آنها قبول می‌کنند که اذانش را کامل بخواند. می‌گفت اذانش را 20 دقیقه خوانده است». [
دو نغمه ماندگار]

علی معلم دامغانی که اذان موذن‌زاده اردبیلی را در عرفات شنیده بود، این اذان را یکی از بدیع‌ترین نمونه‌های اذان دانسته که نه‌تنها درایران بلکه در سراسر جهان مورد توجه قرار گرفته است؛ «رحیم موذن‌زاده را در عرفات زیارت کردم و به یاد دارم که ایشان در آنجا برای آخرین بار، اذان جاودانه‌ خود را اجرا کردند که بسیار مورد توجه حجاجی که از دیگر مناطق جهان آمده قرار گرفت و فکر می‌کنم او هم به آرزوی خود رسید».

موذن‌زاده اردبیلی پس از بازگشت از سفر حج، به علت پیشروی بیماری سرطان، در بیمارستان بستری می‌شود. پزشکان برای بهبود او دست به‌کار می‌شوند ولی سرطان دیگر تمام بدن او را فرا گرفته بود و کاری از کسی ساخته نبود.

مسؤولان نظام، یکی‌یکی به بالینش می‌آمدند و موذن‌زاده هم به آنها پند و اندرز می‌داد. جعفر تعریف می‌کند: «خیلی‌ها آمدند. یادم هست که به آقای مسجدجامعی که آن‌موقع وزیر ارشاد بود، یک کاغذی نشان داد که اسم 2 هزارتا جوان رویش بود. گفت این جوان‌ها مشکل دارند. شما وزیر هستید و باید یک کاری بکنید. اگر اینها به کار خلاف بیفتند، تقصیر شماست. گفت این جوان‌ها به‌درد این مملکت می‌خورند. باید یک فکری برای آنها کرد. با آقای حداد عادل هم که رییس مجلس بود، مدام از درد مردم حرف می‌زد».

موذن‌زاده آن‌قدر ملاقات‌کننده در بیمارستان داشت که در مواقع بیداری باید وقت خود را به احوالپرسی با آنها می‌گذراند. منصور موذن‌زاده می‌گوید: «کسی را رد نمی‌کرد. با اینکه حال بدی داشت، همه را می‌پذیرفت و با همه هم صحبت می‌کرد. بعضی وقت‌ها که دیگر اتاق جا نداشت، ما مجبور می‌شدیم که از اتاق بیرون برویم». سراج‌زاده هم در این‌باره می‌گوید: «وقتی در بیمارستان بود، دسته‌دسته دخترها و پسرها می‌آمدند و از او عیادت می‌کردند و می‌رفتند. با اینکه حال خوشی نداشت، یکی‌یکی‌شان را ماچ می‌کرد و با آنها احوال‌پرسی می‌کرد». پس از مدتی برای گشاد شدن سوند موذن‌زاده، عملی موفقیت‌آمیز صورت می‌گیرد اما دیگر دیر شده بود. سرانجام ریه پیرمرد نیز به دست سرطان از کار می‌افتد و او جهان رادر 6 خرداد ماه 1384 بدرود می‌گوید.

مراسم ختم موذن‌زاده در حالی در مسجد اردبیلی‌های تهران برگزار می‌شود که این مسجد مملو از آدم بوده است. جعفر موذن‌زاده گله‌ای هم از مسؤولان دارد؛ «شبی 5 هزار نفر برای مراسم ختم و شام غریبان و شب هفتم و چلهم پدر به مسجد آمدند. آن‌قدر جمعیت زیاد بود که بسیاری از آنها در کوچه بودند و مسجد دیگر جا نداشت. بیشتر از 15 میلیون تومان فقط هزینه همین مراسم شد که پرداخت همه آنها بر عهده خانواده و دوستان پدر افتاد و حتی یک‌نفر نیامد یک جلد قرآن به این مسجد هدیه کند. از بزرگان و سران نظام خیلی‌ها به مسجد آمدند ولی هیچ‌کس هیچ کمکی به ما نکرد. از روزی که فهمیدند پدر در بیمارستان بستری است، مدام برای عیادت با او می‌آمدند. اتاق پدر همیشه شلوغ بود و حتی برای خانواده او هم جا نبود.

 خیلی از دولتی‌ها و سران نظام به بیمارستان آمدند و با پدر عکس گرفتند و رفتند. هزینه بیمارستان‌ پدر هم حدود 20 میلیون تومان شد که باز همه را خودمان پرداخت کردیم. مسؤولان این‌همه درباه اهمیت اذان پدر گفتند ولی حداقل نیامدند کمکی به خانواده او برای پرداخت هزینه بیمارستان‌‌اش کنند. من بازنشسته موسسه تحقیقات خاک و آب هستم و بقیه اعضای خانواده ما هم از قشر مرفه نیستند. نمی‌دانید با چه مکافاتی توانستیم از پس این هزینه‌ها برآییم».





نوع مطلب : مذهبی، 
برچسب ها : رحیم موذن‌زاده اردبیلی،
لینک های مرتبط :

شنبه 19 اسفند 1391 :: نویسنده : کوروش هویدا


( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ


زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صــحـنـه پــیــوســتـه بـه جــاســـت
خـرم آن نغـمه کـه مردم بـسـپـارند بـه یـاد

مدیر وبلاگ : کوروش هویدا
نویسندگان
نظرسنجی
نظرشمادرمورداین وبلاگ چیست؟






آمار وبلاگ



  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :