تبلیغات
وبكده آریانا - مطالب طبیعت
وبكده آریانا
چه دعایی كنمت بهتر از این كه خدا پنجره باز اتاقت باشد
آیا می‌دانید كه سنگ لوح چیست؟



سنگ لوح ماده ای است كه میلیون ها میلیون سال از عمرش می گذرد . این سنگ مربوط به زمانی است كه ذرات رس ، به تدریج ، در اعماق دریاها و دریاچه ها فرو نشستند . آن گاه پس از ته نشین شدن،به مرور به صورت گل نرمی در آمده بعد هم كم كم سفت و سنگ گردیدند . چنین سنگی را سنگ رستی می نامند.
زمین همچنان دستخوش تغییرات شدید می بود تا روزی كه ناگهان پوسته آن در قسمتی كه سنگ رسی داشت، از جا بر آمد، بر اثر این رویداد، سنگ های رسی به صورت چین و چروك بر روی هم انباشتند، و سپس با فشار سنگ های دیگر خوب در هم فشرده شد، عاقبت سنگ لوح را به وجود آوردند. همان گونه كه ذرات رس به تدریج در ته دریا می نشست و لایه لایه بر روی هم انباشته می شد، سنگ لوح نیز به صورت لایه لایه، شكل می گرفت.
سنگ لوح مصرف های گوناگون و زیادی دارد. نه تنها از آن تخته سیاه درست می كنند بلكه در سقف ساختمان ها، دستشویی چاهك و بسیاری جاهای دیگر نیز به كار می آید.
سنـگ لوح را از معادن رو باز و یا زیرزمینی، استخراج می كنند. نخست آن را در قطعه های بسیار بزرگی از جا می كَنند. بعد برای خارج كردن از معدن، آن ها را به صورت قطعه های كوچك تری در می آورند.سپس نوبت شكافتن هر یك از این قطعه های كوچك می رسد. كارگران معدن قطعه ای را به ضخامت 7 سانتی متر در نظر می گیرند، بعد قلم خود را بر روی آن نهاده، با یك ضربه ی محكم آن را صاف و یكپارچه از قطعه سنگ نخستین، جدا می سازند.
با تكرار این عمل، از قطعه سنگ نخستین حدود 16 یا 18 تخته سنگ در می آورند.اكنـون اگر بخواهند در سقف ساختمانی كار بگذارند باید باز هم آن ها را بشكنند و تكه هایی به ضخامت 5 میلی متر به دست آورند.
سنگ لوح به رنگ های گوناگونی است: سیاه، آبی، ارغوانی، قرمز، سبز و یا خاكستری، اختلاف رنگ بندی آن بستگی به مواد مختلفی دارد كه قبلاً در خاك رس وجود داشته است. سیاهی رنگ سنگ لوح به خاطر مواد زنده ای است كه در گل رس اصلی بوده و بعد به كربن تبدیل شده است.




نوع مطلب : علمی، طبیعت، 
برچسب ها : معادن، سنگ لوح،
لینک های مرتبط :

سه شنبه 21 خرداد 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا
خواص عرقیات


                    

عرق آویشن

تقویت معده، رفع ترشی معده، تقویت بینایی، ضد درد و تشنج، رقیق كننده خون، مفید جهت زكام، رفع كرم های كدو، مفید برای بیماری های تنفسی

عرق آلاله

ضد اسهال، ضد استفراغ، ضد نفخ شكم، دلپیچه

عرق استوخدوس

نیرو بخش، تقویت كننده اعصاب، تب بر، ضدتشنج، ضد میگرن و درمان بیماری های عصبی، ضد آسم و سیاه سرفه

عرق بابونه

نیرو بخش، تب های بلغمی و عفونت های دردناك را تسكین می دهد، ضد انگل، ضد عفونی كننده، مقوی معده، هضم كننده

عرق بادرنجبویه

افزایش فشار خون، خون ساز، آرامبخش، مقوی مغز، ضد رماتیسم، خواب آور، ضد تشنج، مقوی اعصاب، ضد درد

عرق برگ چنار

چاق كننده، تب بر، ضد آسم، مناسب برای ضعف اعصاب، براق كننده پوست، درد و ورم را كه از گرمی مزاج باشد تسكین می دهد

عرق برگ زیتون

كاهش قند خون و فشار خون، مفید برای كبد، رفع سردرد، تقویت حافظه، مدر، تسكین دهنده درد دندان

عرق برگ گردو

كاهش قند خون، درمان نقرس، ورم مفاصل را كه از سردی باشد تسكین می دهد، درمان بیماری های سل، تصفیه كننده خون

عرق بومادران

نیروبخش، تقویت قلب و اعصاب، ضد تشنج، تصفیه كننده خون، درمان ورم معده و روده، مفید جهت بواسیر، رفع اختلالات قاعدگی

عرق بهار نارنج

تقویت قلب و اعصاب، ضد تشنج، آرام بخش، ضد هیستری، رفع افسردگی، درمان بی خوابی و اختلالات عصبی، رفع سكسكه

عرق بید

تقویت معده، آرام بخش، تقویت قلب، تب بر، رفع شوره سر، مسكن دردهای تناسلی

عرق بید مشك

تقویت قلب، رفع گرفتگی و خفقان قلب، تقویت عمومی بدن، تقویت دستگاه گوارش

عرق بید و شاهتره

مقوی قلب، تقویت كننده معده و آرام بخش، ضد یرقان، تصفیه خون، رفع چربی خون و خارش بدن، مفید جهت نارسایی كبد، مفید برای زایمان

عرق بهار سنجد

مفرح، تقویت اعصاب، باد شكن، مفید برای یرقان، زخم معده، تقویت معده، تب بر، ضد اسهال، مهیج برای خانم ها

عرق برگ توت

درمان مرض قند، تصفیه خون

عرق پونه

ضد نفخ، هضم كننده، صفرابر، ضد عفونی كننده، خلط آور،  درمان سیاه سرفه و آسم، تصفیه كننده خون، رفع هیستری، قاعده آور

عرق ترب

رفع بیماری های كلیوی، رماتیسم و سیاه سرفه، دفع سنگ كلیه و مثانه

عرق چهل گیاه

تقویت معده، رفع ترشی معده، رافع دردسرهای ناشی از سردی، هضم غذا را آسان می كند، مقوی قوای جنسی، ضد نفخ، و سوء هاضمه

عرق خیار

خنك كننده و مقوی است. سنگ كلیه و مثانه را ازبین می برد. برای رفع اورام كبد مفید است. پایین آورنده قند خون و فشار خون

عرق خار شتر

دافع سنگ های كلیه و مثانه، شستشو دهنده كلیه ها، مفید جهت سیاه سرفه، و سلامتی كلیه ها، رفع سوزش مجاری ادرار

عرق خار خسك

مدر قوی، رفع سنگ كلیه و مثانه، كیسه صفرا، تصفیه خون، شستشوی كلیه و سنگ شكن، مفید برای سیاه سرفه

عرق ریواس

مقوی معده و ضد انگل، سلامت دندانها را حفظ می كند و اشتها آور است، رفع یبوست و دل درد، خون ساز

عرق رازیانه

ضد نفخ، ضد قولنج، رفع بلغم، زیاد كننده شیر مادر، معطر كننده، باد شكن، مدر و قاعده آور، مقوی معده، رفع اوره و اسید اوریك

عرق زیره

ضد چاقی، رفع ضعف اعصاب، نیرو دهنده و هضم كننده، درمان كم خونی، زیاد كننده شیر مادر، كاهش چربی خون

عرق زنیان

ضد عفونی كننده، مقوی معده، ضد نفخ، قارچ و انگل، ضد اسهال، دافع رطوبت های بدن و معده، باد شكن، ضد تهوع، سكسكه، آسم

عرق سیب

ضد رماتیسم، نشاط آور

عرق سنبل الطیب

ضد تشنج، محرك، مسكن، باد شكن، رفع بی خوابی، ضد هیستری، ضد صرع، مقوی اعصاب، كاهش فشار خون، تپش قلب، درد مفاصل

عرق شاهتره

ضد حساسیت، تصفیه كننده خون، صفرا بر، اشتها آور، رفع بیماری های پوستی، ادرار آور، ضد یرقان، تقویت لثه و جلو گیری از خونریزی داخلی

عرق شنبلیله

بر طرف كننده قند خون، ضد لاغری، اشتها آور، جلو گیری از ریزش مو، نیرو بخش و مقوی مفید برای معلولان

عرق شوید

ضد تشنج، بر طرف كننده قند خون و بیماری های روده ای، مقوی معده، هضم كننده غذا، آرام بخش و زیاد كننده شیر مادران

عرق شیرین بیان

درمان ورم معده و روده، علاج زخم معده، درمان یرقان، افزایش فشار خون، بر طرف كننده سرماخوردگی و گرفتگی صدا

عرق شلغم

رفع سرفه های مزمن، اشتها آور، در كاهش قند خون موثر است، سینه را نرم می كند، مقوی دید چشم

عرق طارونه

تصفیه كننده خون، صفرابر، ضد یرقان، رافع بیماری های پوستی، تسكین دهنده اعصاب، مفید برای رماتیسم و درد مفاصل

عرق عناب

درد كمر، تنگی نفس، درد سینه، ورم كیسه صفرا، كبد، كلیه، مثانه را تسكین می دهد، خواب آور، خون را تصفیه می كند

عرق كاسنی

تصفیه كننده خون، سفید كننده پوست، درمان كم خونی، درمان بیماری های مزمن پوستی، رفع یبوست، تقویت كبد، بر طرف كننده جوش صورت

عرق كاكوتی

تقویت كننده اعصاب، ضد انگل، ضد عفونی كننده مجاری تنفسی، تقویت بینایی، درمان بی خوابی، تقویت دستگاه گوارش

عرق كلپوره

قند خون را به سرعت كاهش می دهد. برای طول عمر، یبوست، وبا، سرماخوردگی، انواع تب، اختلالات كبد مفید است. رفع سر درد، آرام بخش

عرق كیالك

مفید جهت بیماری های قلبی، تنظیم ضربان قلب، باز كننده انسداد عروقی، تب بر، جلوگیری از سخت شدن رگ ها، تصفیه كننده خون

گلاب

مقوی قلب و اعصاب، آرام بخش، خوشبو كننده، براق كننده پوست و محافظ آن، تقویت كننده كبد و لثه

عرق گل گاو زبان

آرام بخش، نرم كننده، معرق، ادرار آور، دفع كننده ، تصفیه كننده خون، رفع التهاب ورم كلیه، نشاط آور، ضد استرس، مقوی اعصاب

عرق گزنه

قطع شدن قاعدگی زنان، بند آوردن هر گونه خونریزی داخلی، جلوگیری از ریزش مو، مدر، مفید جهت قند خون

عرق مخلصه

مقوی دفع سموم، ضد قولنج، پاد زهر قوی، مفید برای ناراحتی های كمر و مفاصل، مقوی معده

عرق مرزنجوش

رفع سردردهای مزمن و بی خوابی، نیرو دهنده، رفع چربی خون، مفید برای درد سینه و سرفه

عرق مورد (برگ مورد)

ضد خونریزی و آفت، تقویت رشد مو، درمان اسهال و بواسیر، ضد عفونی كننده دهان، مفید برای سرماخوردگی و سرفه و سردرد

عرق مرزه

اشتها آور و چاق كننده، تقویت نور چشم، ضد نفخ، از اسهال و استفراغ جلوگیری می كند، درمان موثر كرم معده كودكان

عرق نیلوفر

مقوی قلب و اعصاب، مسكن سردردهای گرم مزاج، خواب آور، تشنگی و حرارت را تسكین می دهد، شادابی پوست، مفید برای سرماخوردگی

عرق نعناع

تقویت كننده دستگاه گوارش، بر طرف كننده ناراحتی های معده، ضد اسهال، رفع دل درد، باد شكن، رفع بوی بد دهان

عرق نسترن

ضد اسكوربوت، رفع انقباض غیر ارادی ماهیچه معده، رفع بیماری های ناشی از ورم و التهاب كلیه، ادرارآور، سرشار از ویتامین ث

عرق هل

مقوی معده، رفع سردرد و بی خوابی، مسكن دردهای عصبی صورت و كمر، معطر و خوشبوكننده

عرق یونجه

چاق كننده، مولد خون، نیرو دهنده قوای جنسی، تقویت كننده عمومی بدن، تامین استخوان بندی اطفال و درمان پوكی استخوان، دارای ویتامین های مفید




نوع مطلب : گیاهان، طبیعت، 
برچسب ها : گیاهان دارویی، عرقیات،
لینک های مرتبط :

سه شنبه 7 خرداد 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا
خواص گیاهان دارویی


مجموعه: داروهای گیاهی و طب سنتی





●گیاه دارویی ترشک



خواص گیاهان دارویی-یکی از گیاهان دارویی ، گیاه ترشک است ،این گیاه در مناطق معتدل كشور ما رویش دارد و از قدیم الایام به عنوان یك سبزی مفید و مؤثر از آن استفاده می شده است. گرچه در رابطه با مسائل غذایی از آن استفاده های فراوانی می شده ؛ ولی اكنون این استفاده كاهش یافته است و در عوض موارد درمانی این گیاه افزایش پیدا كرده و در همه زمینه ها از آن استفاده می شود و هیچگونه عارضه ای ندارد. در میان عشایر مرسوم است كه از دانه های این گیاه استفاده می كنند.

 

طریقه استفاده ی از گیاه دارویی ترشک:

نحوه ی استفاده از گیاه دارویی ترشک، هم به این ترتیب است كه دانه های گیاه ترشک را می كوبند و بعد از مرطوب كردن در محل درد و مفاصل می گذارند و به عنوان مُسَكن از آن استفاده می كنند. گیاه ترشك منبع ویتامین C است. بنابراین كسانی كه كمبود ویتامین C دارند این گیاه می تواند برای آنها منبع ویتامین C باشد. علاوه بر آن، گیاه ترشک دارای آهن و فسفر كافی نیز می باشد. همچنین این گیاه دارویی اشتها آور و تصفیه كننده و هضم كننده بسیار خوبی می باشد و به خاطر خاصیت تصفیه كنندگی اش برای كسانی كه دارای جوشهای موضعی و پوستی هستند بسیار مفید خواهد بود. 
این داروی گیاهی (ترشک)به خاطر داشتن اسید اكسولید نباید زیاد و بطور مداوم مورد مصرف قرار گیرد، زیرا برای مثانه و كلیه می تواند مضر باشد. برای استفاده موضعی از این داروی گیاهی اگر برگ یا دانه ی له شده، پخته شده یا جوشانده آن روی دملها گذاشته شود به راحتی درمان می گردد.


● گیاه دارویی مریم گلی


خواص گیاهان دارویی - گیاه مریم گلی گیاهی با قدمت بسیار طولانی است و در حدود ۱٠٠٠ سال پیش به وجود این گیاه دارویی پی برده و از آن استفاده می كرده اند از جمله ابوعلی سینا در كتابهای خود به این گیاه دارویی اشاره كرده و خواص آن را برشمرده و تأكید بر مصرف آن كرده است.
این گیاه دارویی ضد درد، آرامش بخش و برای كاهش قند خون استفاده می شود. این گیاه دارویی (مریم گلی)در تمام مناطق معتدله رویش دارد. گلهای سفید زیبایی می دهد، بصورت خوشه ای است و جزء گیاهان معطر و خوشبو است كه طعم بسیار تلخی دارد.
این گیاه دارویی آرام بخش و مقوی اعصاب است. همچنین یك داروی ضد عفونی كننده بسیار قوی است. اگر از جوشانده این گیاه بصورت قرقره استفاده شود، جوشهای داخل دهان و بعضاً آفت دهان را درمان می كند.
همچنین برای زخمهایی كه بر اثر واریس به وجود می آید بسیار مؤثر است.در آنژیم و انواع گلو درد نیز از این گیاه استفاده می شود. از جوشانده این گیاه برای ضماد و جوشهای بدن استفاده می شود. جوشانده غلیظ این گیاه اگر با آب مخلوط شود برای دردهای مفصلی، رماتیسم و حتی راشیتیسم كودكان بسیار مفید و مؤثر است.


● گیاه دارویی سریش


خواص گیاهان دارویی- مورد استفاده گیاه سریش بیشتر بدلیل چسبنده بودنش است. البته این گیاه علاوه بر این، كاربرد درمانی هم دارد. از دانه های این گیاه، روغنی گرفته می شود كه در بعضی از تصلبهای شریانی مورد استفاده قرار می گیرد. از برگهای این گیاه به عنوان سبزی خوردنی و از ریشه های این گیاه كه به صورت غدد پنجه ای است به عنوان چسب استفاده می شود.
ریشه این گیاه دارویی (سریش) گرم و خشک است و برای یرقان، ناراحتیهای كبدی، خشونت حلق و ناراحتیهای معده از آن استفاده می كنند. ریشه این گیاه را می سوزانند و از سوخته آن در جهت واله آور استفاده می كنند.
از ریشه این گیاه دارویی (سریش)جوشانده غلیظی درست می كنند كه برای درمان جوشها بسیار مفید می باشد زیرا خاصیت ضدعفونی كننده دارد.این گیاه در نواحی كوهستانی و مرتفع می روید و فصل گل دهی آن از اواسط اردیبهشت ماه تا اواسط خرداد است.


● گیاه دارویی گل گاو زبان


خواص گیاهان دارویی- یکی دیگر از گیاهان دارویی گیاه گل گاوزبان است.این گیاه در حال حاضر هم به صورت صنعتی كشت می شود و هم به صورت خودرو در طبیعت وجود دارد و یكی از گیاهان مفید و مؤثر برای بعضی از بیماریهاست.

 
-مصارف دارویی گیاه گل گاو زبان بصورت محلی بدین صورت است كه گلهای آبی این گیاه را خشك كرده و دم كرده ی آن را مورد استفاده قرار می دهند. در سرماخوردگی به عنوان معرق و افزایش دهنده فشار خون مورد استفاده قرار می گیرد.همچنین این گیاه خاصیت آرام بخشی نیز دارد.

-گیاه گل گاوزبان ،اگر با دو گیاه دیگر مثل سنبله تیو و لیمو امانی دم کرده و خورده شود، برای خانمهای حامله بسیار مفید و تقویت كننده است.

-این گیاه در مورد بیماریهای دستگاه تنفسی و حتی در رابطه با برونشیت، سرفه، زكام و آبریزش بینی می تواند داروی مؤثری باشد.

-این گیاه دارویی (گل گاو زبان)همچنین ادرارآور و معرق است لذا برای كلیه، مثانه و بطور كلی برای مجاری ادراری داروی مفیدی است.

-این گیاه دارویی باعث كاهش تب می شود و در تمام موارد تب مثل سرخك، مخملك، آبله، كهیر و تبهای دیگر می تواند مفید باشد.

-این گیاه در تمام مناطق رویش دارد و دارای چندین گونه است و فصل گل دهی این گیاه از اواسط اردیبهشت ماه تا پایان خرداد ماه است.


● گیاه دارویی جوشیر (جاشیر)



خواص گیاهان دارویی- جوشیر صمغی است كه از گیاهی به همین نام گرفته می شود.

 
-این گیاه یكی از داروهایی است كه برای بیماریهای كلیوی استفاده می شود. ادرار آور است و حتی در مواردی بند آمده ها را باز می كند و قطره قطره ادرار كردن كه از مشكلات مجاری ادراری است توسط این گیاه قابل درمان است و بطور كلی باز كننده ی مجاری ادرار می باشد.

-مقوی سیستم دستگاه عصبی است. برای سرد مزاجها، داروی خوبی است كه در رابطه با لقوه و رعشه استفاده می شود.

-از سرشاخه های این گیاه دارویی به صورت سبزیهای خوراكی استفاده می شود. از كوبیده ی برگ و عصاره آنها برای درمان دندان درد استفاده می شود.

-از عصاره ریشه آن استفاده های صنعتی می شود مثل تهیه مواد آرایشی یا تهیه مُسكِن.




خواص گیاهان دارویی

 
-این گیاه مثل بعضی از گیاهان، گیاهی سمی است بنابراین مقدار مصرف، زمان مصرف و دوره درمانی آن باید توسط پزشك تعیین شود.

این گیاه را همراه مرزن جوش استفاده می كنند زیرا مرزن جوش عوارضی را كه این گیاه می تواند بوجود آورد تعدیل كرده یا كاهش می دهد.

-این گیاه اصولاً در ارتفاعات رویش دارد و دارای گلهای زرد با ساقه های بلند است.


● گیاه دارویی چای كوهی



خواص گیاهان دارویی- این گیاه در مناطق مختلف ایران، دارای اسامی مختلفی است. این گیاه خواص متعددی دارد. بسیار خوش عطر و بو و لذیذ است و می تواند جایگزین خوبی برای چای عصرانه یا ظهر باشد.

-از خواص دارویی این گیاه، مدرد بودن آن است و همین خاصیت برای شستشوی مجرای ادراری (كلیه و مثانه) می باشد.

-این گیاه برای سیستم دستگاه عصبی خاصیت آرام بخش دارد.

-این گیاه در ارتفاعات كم و متوسط رویش دارد و در بیشتر مناطق ایران دیده می شود و فصل رویش آن اواسط اردیبهشت تا اواخر خرداد است.

-همچنین این گیاه از داروهایی است كه باعث سقط جنین در زنان باردار می شود.


● گیاه دارویی گل نسترن



خواص گیاهان دارویی- این گیاه به خاطر ظرافت و عطرش به صورت اهلی در خانه ها پرورش پیدا می كند.

گل نسترن از دسته گلهایی است كه موارد درمانی متعددی دارد. خود گل نسترن در عوارض پوستی مورد استفاده قرار می گیرد. از روغن دانه این گیاه به عنوان شاداب كننده پوست و تقویت كننده پیاز مو استفاده می شود. هم گل این گیاه و هم دانه آن منبع ویتامین C است.

 -ثمر این گل بعد از ریختنش به صورت گرد و قرمز رنگ پیدا می شود كه اصولاً كاربرد دارویی دارد و بیشتر به صورت دم كرده از آن استفاده می شود. همچنین باعث تقویت سیستم دفاعی بدن می شود.

-گل دهی این گیاه از اواسط اردیبهشت شروع می شود و تا آخر پائیز ادامه دارد.نحوه استفاده صحیح از آن بدین گونه است كه بعد از چیدن، گلها باید در جای مناسبی خشك شوند تا بو، عطر و خاصیت دارویی آن از بین نرود و اگر قرار است كه بعد از ریختن گلبرگها از دانه این گیاه استفاده شود باید ناخالصی های آن را از بین برد و بصورت خالص مورد استفاده قرار داد.


● گیاه دارویی ثعلب



خواص گیاهان دارویی- گیاهی با گلهای آبی واژگون است. از پیازاین گیاه بعد از خشك و پودر كردن برای بستنی سازی استفاده می شود زیرا این گیاه دارای مواد نشاسته ای می باشد.

 -این گیاه دارویی در موارد ناراحتیهای تنفسی مثل سرفه های شدید و حتی در موارد سیاه سرفه و آسم و تنگی نفس مورد استفاده قرار می گیرد.

 -گلهای این گیاه نوش خوبی برای زنبور عسل است و با له كردن و خورد كردن گل آن، ماسك خوبی برای صورت تهیه می شود.

-معمولاً محل رویش این گیاه داخل باغها و بیشه هاست و زمان گل دهی آن از اواخر فروردین تا اواخر خرداد است.

-این گیاه پیازی دارد كه پیاز آن مورد استفاده است.


● گیاه دارویی نعناع



خواص گیاهان دارویی-نعناعی كه به عنوان سبزی خوردن مصرف می كنیم با نعناعی كه به صورت خودرو در كوه می روید متفاوت است. البته از نظر شكل ظاهری تقریباً شبیه هم هستند و از نظر بو، طعم و مزه تقریباً نزدیك به هم هستند ولی از نظر موارد درمانی آنچه كه در كوه می روید غنی تر و مؤثر تر است.

-البته خوردن نعناعی كه پرورش داده می شود و به عنوان سبزی خوردن مورد استفاده قرار می گیرد با غذای روزانه مخصوصاً غذای ظهر توصیه می شود.

 
-در مواردی كه ناراحتیهای معده وجود دارد این نعناع تازه و تمیز نه تنها معده را ناراحت نمی كند بلكه درمان كننده ی ناراحتی معده هم می باشد.

اصولاً اگر ما همراه غذا از سبزیهای تازه به خصوص سبزیهایی كه رویش آنها به صورت خودرو می باشد استفاده كنیم قطعاً نتایج خوبی خواهیم داشت.

 
-نعناع كوهی یا نعناع فِری از نظر كاربرد و خواص از نعناع معمولی كه به صورت كشت استفاده می شود بسیار عالی تر، قوی تر و مؤثرتر است. این داروی گیاهی برای موارد سیستمهای عصبی مثل بیخوابی، كم خوابی و ناراحتیهای شبانه یك داروی موثر است. ضد اضطراب، ضد هیستری و همچنین مقوی معده است و همچنین برطرف كننده ناراحتیهای معده و روده به صورت اعم از گازهای روده و معده و چه ترش كردن و آرغ زدن می باشد.

 
-همچنین این گیاه داروی خوبی برای سكسكه است و با خوردن یك مقدار خشك این دارو سكسكه می تواند مهار و كنترل شود.

این گیاه در دامنه ها و در ارتفاعات متوسط رویش دارد. بو و عطر بسیار نافذی دارد و در كرمهایی كه برای پوست ساخته می شود مورد استفاده قرار می گیرد.

این گیاه، گلهای ریز و آبی رنگی دارد و قسمتهای مورد استفاده این گیاه، گل، برگ و ساقه آن است.



● گیاه گل پروانه (گل ارغوانی)



خواص گیاهان دارویی- این گل انواع مختلفی دارد و زیستگاه آن در دشت و كمی هم در ارتفاعات متوسط و پایین است. بوی عطر خوبی دارد و نوش خوبی برای زنبور عسل است.

كاربرد درمانی آن در موارد ناراحتیهای تنفسی به خصوص سرفه و برونشیت و آسم و حتی از نوع ناراحتیهای تنگی نفس می باشد و بازدهی آن بسیار عالی است.

-در خارج از دم كرده و جوشانده ی این گیاه برای شستشو استفاده می شود.

 -این گیاه می تواند جراحات و زخمهای سطحی را درمان كند و به خاطر ماده خوشبو و نعناع مانندی كه مُنتل هست و در آن وجود دارد در موارد سوختگی از این گیاه استفاده می شود.

 -نوع دیگر گل ارغوانی از نظر درمانی همان خواص را دارد ولی از نظر ظاهر متفاوت است. این گل ضمن اینكه گلهای قرمز و ارغوانی رنگی دارد درون آن گلهای آبی رنگی هم مشاهده می شود كه این گلهای آبی رنگ از داخل گلهای قرمز رنگ بیرون می آید.

















نوع مطلب : طبیعت، گیاهان، 
برچسب ها : گیاهان، خواص دارویی،
لینک های مرتبط :

دوشنبه 6 خرداد 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا
خواص 7 دمنوش گیاهی




مقدمه :

دمنوش‌ها و جوشانده‌های گیاهی میان برخی افراد طرفدارانی حتی بیش از چای سیاه و سبز دارد.
در این مطلب با خواص و طرز تهیه چند دم‌کرده و جوشانده آشنا می‌شوید اما یادتان باشد اگر بیماری خاصی دارید قبل از مصرف با پزشک خود مشورت کنید و اگر بیمار نیستید از زیاده‌روی و مصرف پیاپی آن‌ها حتماً خودداری کنید.


دم‌کرده گل گاوزبان و سنبل‌الطیب



آرام‌بخش، خواب‌آور، ضد اسپاسم و گرفتگی عضلات، از بین برنده سنگ کلیه، افزاینده ادرار، کاهنده فشارخون.
دو قاشق غذاخوری گل گاوزبان را با یک قاشق سنبل‌الطیب در قوری چینی ریخته، دو لیوان آب جوش به آن بیفزایید، کمی نبات خرد شده اضافه کرده، بگذارید نیم ساعت دم بکشد تا رنگ آلبالویی بگیرد.


جوشانده به‌ لیمو و زیرفون



تب‌بر، ضد میگرن و سردرد، ضد آسم و سرماخوردگی، رافع اسهال و تشنج، کاهنده فشارخون، خواب‌آور.
یک قاشق چای‌خوری به‌لیمو را با یک قاشق غذاخوری زیرفون و اندکی نبات مخلوط کرده، با دو لیوان آب سرد در قوری فلزی بریزید. پس از یک ساعت جوشیدن آب، قوری را روی بخار سماور بگذارید تا محتویات آن دم بکشد.


دم‌ کرده زعفران



مفرح، نشاط‌آور، ادرارآور، افزاینده توان جنسی و رفع سرد مزاجی.
مقداری خیلی کم از آن را در چهار تا پنج لیوان آب جوش درون قوری چینی بریزید و تا زمانی که رنگی کاملاً زرد شود و دم بکشد، صبر کنید.
به یاد داشته باشید مصرف زیاد زعفران خطرناک است.


جوشانده بادرنجبویه



آرام‌بخش، خواب‌آور، ضد تشنج و اسپاسم، رافع بوی بد دهان و خون‌ساز.
یک قاشق چای‌خوری بادرنجبویه را با دو لیوان آب سرد در قوری فلزی ریخته، هنگامی که آب جوش آمد، آن را روی بخار سماور گذاشته، دقایقی صبر کنید تا دم بکشد.


دم‌کرده زنجبیل



خون‌ساز، افزاینده فشار خون، ضد ضعف عصبی، مفید برای مفاصل، ضد سرفه و تهوع.
دو لیوان آب جوش را روی یک قاشق چای‌خوری زنجبیل کوبیده شده بریزید و ده تا 15 دقیقه آن را روی بخار سماور بگذارید. برای بهتر کردن طعم چای زنجبیل می‌توانید مقداری عسل نیز به آن بیفزایید، اما یادتان باشد مصرف زیاد این چای عوض فایده، ضرر خواهد رساند.


جوشانده دارچین



تب‌بر سریع، مقوی سینه و حنجره، افزاینده فشارخون، رافع دلهره، ضد سرماخوردگی و بوی دهان.
دو لیوان آب را روی چند تکه چوب آسیاب نشده دارچین درون قوری فلزی بریزید. پس از جوشاندن محتویات، آن را دو تا سه ساعت روی سماور بگذارید تا با بخار دم بکشد.


توجه : 

زنان باردار از خوردن دارچین و به خصوص جوشانده آن منع شده‌اند.


دم‌کرده نعناع



افزاینده هورمون‌های زنانه، کاهنده هورمون‌های مردانه، ضد پرمویی، نشاط‌آور.
مقداری برگ نعناع تازه را در قوری چینی ریخته، آب جوش به آن بیفزایید و بگذارید روی بخار سماور دم بکشد. می‌توان از مخلوط پنج گرم نعناع خشک و نیم لیتر آب نیز استفاده کرد. زیاده‌روی و مصرف پشت سر هم آن مضر است.






نوع مطلب : طبیعت، گیاهان، 
برچسب ها : آشپزی، خواص 7 دمنوش،
لینک های مرتبط :

دوشنبه 6 خرداد 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا

مارها


مار،  نوعی حیوان خزنده است که خودش را با خزیدن به جلو می‌کشد.
مارها از رده سوسماریان (Sauropsid)، زیرردهٔ دوکاوان (Diapsida)، فرورده پولک‌سوسمارشکلان (Lepidosauromorpha)، بالاراستهٔ پولک‌سوسماران (Lepidosauria)، راستهٔ پولک‌داران (Squamata)، زیرراستهٔ ماران (Serpentes) است.
برای تماشای انواع مارها در برخی کشورها مکان‌های ویژه‌ای وجود دارد به نام مارسرا.

 انواع مار
در جهان نزدیک به بیش از ۴۰۰۰ نوع مختلف مار وجود دارد که در خشکی و زیر زمین و در آب و گاهی هم بر روی درختان زندگی می‌کنند. این خزنده، تقریباً در همه جای کره زمین به جز مناطق قطبی و برخی جزیره‌ها، یافت می‌شود.طول کوچکترین مار حدود ۷ سانتیمتر است که برخی مردم با کرم اشتباه می‌گیرند.

مارهای چمباته‌زن (فشاردهنده)
مارهای چمباته زن بزرگ‌ترین مارهای دنیا هستند و شامل پیتونها و بواها می‌باشند. آنها غیر سمی هستند و حیوانات دیگر را با فشار دادن و له کردن از پا در می‌آورند. مارهای جمع شونده دور شکار خود می‌پیچند و بتدریج حلقه راتنگ تر می‌کنند تا دیگر شش‌ها قادر به بازشدن نباشنددرنتیجه حیوان خفه میشود آنها نیز مانند مارهای دیگر قادر به جویدن نیستند و شکار خود رابه یکباره می‌بلعند.

مارهای سمی
حدود ۷۲۵ گونه از ۳۲۰۰ گونه مارهای دنیا زهری هستند و شامل چندین مار هستند که می‌توانند انسان را به هلاکت برسانند. یک مار زهری سم خود را از طریق نیشهایش که یا توخالیند و یا شیار دارند تزریق می‌کند. وقتی که زهر تزریق شد مار به انتظار می‌نشیند تا قربانیش قبل از بلعیده شدن بمیرد.
از حدود ۷۲۵ گونه از مارهای سمی در سراسر جهان، تنها ۲۵۰ تا از آنها قادر به کشتن انسان با یک نیش است. به طور متوسط استرالیا تنها یک نیش مار کشنده در هر سال دارد. در هند، در هر سال ۲۵۰ هزار مارگزیدگی ثبت می‌شود که از آنها ۵۰ هزار تا منجر به مرگ می‌شود.
دندان‌های نیش مارهای زهری، در فک بالای دهان آنها قرار گرفته و با غده‌های سمّی که در سر مار قرار دارند در ارتباط هستند.
با کشیدن دندان مار، نمی‌شود برای همیشه با خیال آسوده از نیش مار زهری در امان بود چرا که دندان‌های نیش در دهان مارهای زهری مجدّداً رویش می‌کنند. مار زهری به کمک این نیش‌ها زهر را به بدن شکار خود تزریق می‌کند و این گونه می‌کوشد تا جانش را بگیرد یا حداقل او را ناتوان و بی‌هوش سازد تا با خیال راحت به خوردن گوشتش بپردازد. تمام مارهای زهری علاوه بر نیش، دندان نیز دارند. در نتیجه، تمام مارهای زهری علاوه بر نیش زدن گاز هم می‌گیرند.

مار زنگی
از نوع مار زنگی نزدیک به ۱۲ نوع مختلف در جهان وجود دارد. مارهای زنگی را از زنگوله‌ای که در ته دم خودشان دارند به راحتی می‌توان تشخیص داد. هر چند دم این مار طوری ساخته شده‌است که در هنگام حرکت و جنبیدن صدای زنگ درآید ولی با این وجود صدای اصلی زنگوله دم مار بر اثر لرزش دم توسّط خود مار، تنها زمانی انجام می‌پذیرد که مار از چیزی احساس خطر بکند.

افعی
افعی نیز که بیشتر در جنوب غربی آسیا یافت می‌شود، همانند مار زنگی است. هر دوی آنها علاوه بر آنکه مانند مارهای دیگر از جلو حرکت می‌کنند، قادر به حرکت از سمت پهلو نیز هستند. افعی‌ها تنها مارهای زهری در اروپا هستند.

تغذیه
غذای بیشتر مارها، موش است.

مار در باورهای فرهنگی
مار پرنده در آیین کاکولکان، آیین مایاها، نشانه این آیین به شمار می‌رفت.
مار در افسانه‌های کهن ایرانیان، روی شانه‌های ضحاک، پادشاه ستمگر، به صورت جزئی از بدن او، و دربرابر گناهانش، پس از خدمت شیطان در لباس یک آشپز به وی، ظاهر می‌شود.
مارها در میان مصری‌ها، یونانی‌ها و دیگر اقوام نیز، دارای باورهای فرهنگی، آیینی و خرافی خاصی بوده اند.

مارگزیدگی :


مارگزیدگی از مواردی است كه خیلی باید در مورد آن هوشیارانه و با دقت عمل كرد چرا كه هر گونه غفلت ممكن است منجر به عوارض خطرناكی برای فرد مسموم شود . مارها انواع گوناگونی دارند كه از این بین تنها تعداد معدودی سمی و خطرناك هستند . به یاد داشته باشید كه حتی مارهای سمی نیز تنها برای دفاع از خود یا به قصد شكار از نیش و سم خود استفاده می كنند.

مارهای سمی به گروه بزرگ تقسیم می شوند :
1- خانواده ی مارهای مرجانی شامل مار مرجانی , كبری , ماهبا و غیره
2- خانواده ی افعی ها از جمله افعی , مارزنگی و غیره
   نكته : هرگونه مارگزیدگی را باید سمی تلقی كرد مگر خلاف آن ثابت شود .
بنابراین لازم است مصدوم را حتماً و در اسرع وقت به مراكز درمانی منتقل كنیم تا تحت مراقبت های لازم قرار گیرد .
همانطور كه میدانید كلیه مارها سمی نبوده ودر واقع به دو دسته سمی و غیر سمی تقسیم می شوند . مارهای سمی خود از نظر میزان سمی بودن یكسان نبوده و با هم فرق دارند.

مارهای سمی و غیر سمی از نظر شكل ظاهر تفاوتهای آشكاری دارند كه از جمله آنها می توان به موارد زیر اشاره كرد :

   1- مردمك چشم مارهای سمی به صورت بیضی ( خطی ) و شبیه مردمك چشم گربه است . ولی مردمك چشم مارهای غیر سمی گرد و مدور است . نكته : مار مرجانی كه از خطرناك ترین مارهای سمی است مردمك مدور دارد .

   2- سرمارهای سمی مثلثی شكل است و با بدن ما زاویه دارد , ولی سر مارهای غیر سمی به صورت نیمه بیضی است و در واقع بدن مارهای غیر سمی شبیه كرم خاكی است . نكته : سر مارمرجانی مثلثی نبوده ولی این مار از انواع سمی است .

   3- مارهای سمی برای نیش زدن از دو دندان نیش استفاده می كنند و محل گزش معمولاً با یك یا دو سوراخ ( یا زخم ) مشخص می شود . اما در مارهای غیر سمی دندان ها متعدد هستند و در دو ردیف هلالی قرار می گیرند .

   4- حلقه های دْم مارها در انواع سمی منفرد است , ولی در مارهای غیر سمی به صورت یك ردیف دوتایی در كنار هم دیده می شود .

    5- در پایین چشم مارهای سمی , یك حفره ی كوچك وجود دارد كه درمارهای غیر سمی دیده نمی شود .
توضیح:
       علی رغم وجود این تفاوتها تشخیص گزش سمی از غیر سمی به سرعت و آسانی ممكن نیست و همان طور كه گفته شد هر مارگزیدگی را باید خطرناك تلقی كرد مگر خلاف آن ثابت شود .
علائم و نشانه ها و بررسی بیمار :

1:  مشاهده مار
2: مشاهده ی سوراخ یا زخم در محل نیش زدگی .
3: درد در محل گزیدگی , درد و سوزش شدید است .
4: تورم , با گذشت زمان , تورم به سمت قسمت مركزی اندام و به طرف تنه ی فرد پیشرفت می كند .
5: قرمزی پوست و بروز تاول
6: قرمزی و تورم عروق لنفاوی در عضو گزیده شده و پیشرفت این قرمزی و تورم به سمت قسمت های مركزی بدن . لبه های این ناحیه بسیار دردناك و نسبت به لمس حساس می باشند .
7: كاهش فشار خون
8: تب , لرز و تعریق
9: سوزن سوزن یا كرخت شدن نوك انگشتان و اطراف لب و دهان
10: خونریزی از بینی , وجود خون در ادرار یا مدفوع
11: تند شدن تنفس یا تنگی نفس
12: افزایش نبض
13: تهوع , استفراغ , سرگیجه و احساس ضعف
14: مشكل بینایی

هنگامی كه كسی توسط مارسمی مورد گزش قرار می گیرد، علائمی در او ظاهر می شود كه بسته به نوع سم و میزان ورود آن به بدن به دو گروه خفیف و شدید تقسیم می شود : 
       1: خفیف : تورم، تغییر رنگ، درد كم، احساس قلقلك، ضربان سریع، ضعف عمومی ، تهوع، استفراغ، اختلال دید
       2: شدید : تورم سریع و كرختی بدن، درد، مردمك سنجاقی، به خود پیچیدن، هذیان، شوك، تشنج، فلج، عدم وجود نبض
علائم و نشانه های زهرآگین شدن و سرعت تظاهر به آنها به عوامل زیر بستگی دارد :

1- اندازه مار   
2- محل , تعداد و عمق گزیدگی   
3- مقدار زهر تزریق شده             
4- حساسیت فردی نسبت به زهر
5- سن و وزن مصدوم                        
6- سلامتی عمومی عضو
7- نوع و تعداد میكروارگانیسم موجود در حفره دهانی مار
در بررسی بیمار , ابتدا به دنبال اثرات دو دندان روی پوست مصدوم بگردید . البته ممكن است فقط یكی از دندان ها در پوست فرو رفته باشد .گاه نیز یكی از دندان های مار در حمله به هدف قبلی شكسته است . این نیز ممكن است كه مار در مرحله پوست اندازی بوده , وبیشتر از دو دندان داشته باشد .

كمكهای اولیه
در ابتدا پس از ارزیابی محل حادثه و استفاده از لباس و كفش مناسب جهت جلوگیری از مارگزیدگی , مصدوم را از محل حادثه دور كنید . ( البته در صورت عدم وجود خطر ,  بی حركت نگه داشتن مصدوم در اولیت قرار دارد ) .
اكثر گزیدگی ها در ناحیه دست و پاها اتفاق می افتد . بنابراین توصیه می شود ( در مورد مارهایی كه سم آنها از طریق اختلال در عملكرد دستگاه عصبی عمل می كند , مانند مار كبری و مار مرجانی ) با استفاده از پارچه یا باندی كه حدود 4 تا 5 سانتی متر عرض داشته باشد , بالا و پایین محل گزیدگی را ببندید , كه البته این كار باید با رعایت اصول انجام شود . باند یا پارچه را طوری ببندید كه یك انگشت براحتی از زیر آن عبور كند و مانع مصدود شدن خون سرخرگی نشود .
توجه :  در صورتی كه محل گزش در نزدیكی مفاصل است , از قرار دادن نوار در دو سمت مفصل خودداری كنید و نوار مورد نظر را فقط در بالای زخم ( سمتی كه به تنه مصدوم نزدیك تر است ) ببندید .
انتهای زخمی را پایین تر یا هم سطح قلب قرار دهید . زیور آلات , ساعت یا لباس های تنگ را از اندام گزیده شده خارج كنید .
استفاده از دستگاه پمپ مكنده ی مخصوص در 30 دقیقه اول مارگزیدگی توصیه می شود . در صورتی كه پس از 5 تا 10 دقیقه بعد از گزیدگی به بیمار رسیدید , توسط ساكشن كردن می توانید 25-50% زهر را خارج كنید . در صورت در اختیار داشتن محلول آنتی سپتیك یا صابون سطح زخم را با آن شستشو دهید .

     دستگاه پمپ مكنده مخصوص

در نقطه گزیدگی و درست با همان عمقی كه نیش مار فرو رفته است ( معمولاً خیلی سطحی و حدود 4 میلی متر ) یك برش خطی بدهید . هیچ گاه روی ناحیه را برش ضربدری ندهید زیرا این كار ریسك بریده شدن اعصاب و عروق خونی را افزایش می دهد .
زخم باید حدود 20 دقیقه ساكشن شود . در صورتی كه نجات دهنده خود زخم بازی در دهان یا اطراف دهان داشته باشد , باید از این كار اجتناب نماید . مایع زخم كه توسط ساكشن دهانی خارج می گردد , باید مرتباً دور ریخته شود . با این حال اگر احتملاً بلعیده شد , جای نگرانی نیست , زیرا زهر در معده بی اثر می شود .
در صورت امكان اطلاعات صحیحی در مورد شكل مار به دست آورید . هرگز به بیمار اجازه ندهید كه راه برود .  مصدوم را سریعاً به مراكز درمانی منتقل كنید .
نكته : استفاده از كمپرس سرد در مار گزیدگی ممنوع است .
نكته :  سم بعضی از مارها ( مثل ماركبرا و مار مرجانی ) بر روی سیستم عصبی اثر می گذارد و با فلج كردن عضلات تنفسی باعث خفگی و مرگ فرد می گردد . ارایه ی كمك های اولیه مناسب , به ویژه انجام تنفس مصنوعی ( احیای قلبی – ریوی ) در نجات زندگی این افراد از اهمیت خاصی برخوردار است .
توجه : چون مارگزیدگی در هر كشور و ناحیه با مارهای خاص آن منطقه جغرافیایی اتفاق می افتد , برای اطلاع صحیح از انواع مارهای موجود در منطقه و نحوه ارایه ی كمك های اولیه بهتر است با مسئولین مربوطه مثل مقامات سازمانهای بهداشتی , سازمان دامپزشكی , سازمان مراتع و جنگلبانی و ... تماس بگیرید و اطلاعات لازم را از آنها جویا شوید .
توجه داشته باشید كه بهترین كمك در این مواقع رساندن مصدوم به مراكز درمانی می باشد .




نوع مطلب : طبیعت، جانوران، 
برچسب ها : حیوان، مار،
لینک های مرتبط : منبع : ویكی پدیا،

دوشنبه 2 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا
اسب ها


اسب با نام علمی Equus ferus caballus یکی از دو زیرگونه‌های اسب وحشی (Equus ferus) است. این جانور پستاندار و فَردسُم است و به تیره اسبیان تعلق دارد. فرگشت اسب از ۴۵ تا ۵۵ میلیون سال پیش به این سو آغاز شده است، گذشتهٔ اسب‌های بزرگ و تک‌سم امروزی به جانورانی کوچک‌جثه و چندسم باز می‌گردد. نزدیک به ۴۰۰۰ سال پیش از میلاد انسان تلاش کرد تا اسب را اهلی کند. گمان بر این است که تا سال ۳۰۰۰ پیش از میلاد اسب‌های اهلی در جاهای گوناگونی از زمین حضور داشتند. اسب‌های زیرگونهٔ caballus اهلی شده‌اند، اگرچه بسیاری از آن‌ها در طبیعت آزاد زندگی می‌کنند. البته اسب‌هایی وجود دارند که هرگز اهلی نشده‌اند؛ برای نمونه اسب شوالسکی تنها زیرگونه‌ای است که واقعا تاکنون وحشی باقی مانده است.
اندام‌های اسب به گونه‌ای است که به آن اجازه می‌دهد بی درنگ سرعتش را در برابر درندگان بالا برد. اسب توان بالایی در نگه داشتن تعادلش در هنگام دویدن دارد، همچنین می‌تواند بی درنگ خود را آمادهٔ نبرد یا فرار از دشمن کند. اسب‌ها می‌توانند به صورت ایستاده یا نشسته بخوابند. دوران بارداری اسب ماده (مادیان) نزدیک به یازده ماه است. نوزاد اسب که کُرّه نام دارد اندکی پس از آنکه به دنیا آمد می‌تواند روی پاهایش بایستد و بدود. بیشتر اسب‌های اهلی در میانهٔ دو تا چهار سالگی زیر زین یا مهار (برای درشکه) تمرین می‌بینند. اسب در پنج سالگی کاملا بالغ می‌شود و می‌تواند میان ۲۵ تا ۳۰ سال نیز عمر کند.
نژاد اسب بسته به خوی جانور، دارای سه دستهٔ مهم است: اسب‌های سرزنده یا «پُرحرارت» که می‌توانند در سرعت‌های بالا داشته باشند، اسب «خونسرد» مانند اسب‌های بارکشی و پونی که برای کار سنگین و سرعت کم مناسبند، و «اسب‌های خون‌گرم» که از ترکیب دو نژاد دیگر بدست آمده‌اند که برای سواری‌های با هدف ویژه آموزش می‌بیند و در اروپا معمول هستند. امروزه بیش از ۳۰۰ گونه اسب در جهان وجود دارد که هرکدام برای هدف ویژه‌ای پرورش می‌یابند.
انسان و اسب در موردهای گوناگونی به صورت رقابتی یا غیر رقابتی با هم اندرکنش دارند؛ مانند کار به صورت اسب پلیس، کشاورزی، کارهای تفریحی و درمانی. از دیرباز اسب‌ها در میدان‌های جنگ کاربرد داشته‌اند و به همین دلیل فن‌ها و ابزارهای سوارکاری و کنترل اسب بسیار گسترده‌اند. محصولات بسیاری از اسب بدست می‌آید که از آن جمله می‌توان به: گوشت، شیر، مو، استخوان، پوست و برداشت مواد دارویی از ادرار مادیان باردار اشاره کرد. انسان‌ها برای اسب‌های اهلی، خوراک، آب، پناهگاه، مراقبت‌های پزشکی و نعل فراهم می‌کنند.

واژه‌شناسی
واژه اسب (Aspa) (آفریده نیک) که در اوستا آمده‌است، خود یک واژه، از دوره پیش از تاریخ و به احتمال زیاد مادی(پارتی، اوستایی) است، و در پارسی باستان (asa)بوده و در سانسکریت(acva) آمده‌است. و بسیاری از نامهای اساطیری در متون کهن از این واژه گرفته شده‌است، به مانند: «اسپریس» به معنی میدان اسب دوانی و «اسپست» به منای یونجه که با تلفظی متفاوت به برخی زبانهای دیگر منتقل شده‌است.
نام اسب همواره با واژه‌هایی مانند چابکی همراه بوده‌است. پیشینیان برای اسب‌های خود احترام بسیاری قائل بودند به گونه‌ای که صاحب اسب، نیاکان اسب نژادین خود را تا ۱۲ نسل پشت می‌دانست و به هنگام مرگ اسبش به شدت غمگین می‌شد.[نیازمند منبع] همچنین اسب را جانوری نجیب نیز می‌شناسند. ولی در هنگام خشم اسب نزدیکی به او بسیار خطرناک است.
اسب را در پارسی میانه و اوستایی نیز اَسپ (asp)می‌گفتند. نامهای بسیاری از بزرگان ایرانی در روزگار باستان دارای پسوند -اسپ بوده‌است (مانند گشتاسپ، ارجاسپ، گرشاسپ، گشتاسپ، جاماسپ، لهراسپ، ویشتاسپ، هیدراسپ، بیوراسپ، ساتاسپ، سیاوش و...)که نشان از اهمیت این جانور در میان ایرانیان است.در زبان سانسکریت این واژه به ریخت azva بوده که واژه سوار و اسوار نیز در زبان پارسی کنونی از همین ریشه‌اند. خود این واژه از ریشهٔ واژهٔ هندواروپایی *eḱwa یا eḱwo ریشه گرفته‌است. اسب برای اولین بار در آسیای میانه اهلی شده‌است. سپس به دشتهای ایران راه یافته‌است. در ایران باستان بویژه دوره هخامنشی اسب نقش بسیار زیادی داشت به اسبهای تربیت یافته پارس می‌گفتند عرب‌ها این کلمه را به فارس معرب کرده‌اند و آن را به معنی تیزرو و سوار کار ماهر به کار می‌برند. اسب حیوانی است که با سرما و شرایط سخت کوهستانی سازگار است بر خلاف شتر که با شرایط گرم و شن زار و سرزمین عربی سازگار بوده‌است.

رده‌بندی و فرگشت
اسب برای ادامه بقا خود را برای زندگی در مناطق باز و وسیع و علف‌زارها تطبیق داد. در چنین زیست‌بومی، جانوران چراکننده بسیار بزرگ، به ویژه نشخوارگران، توانایی ادامه حیات نداشتند. اسب‌ها و دیگر اسبیان جانورانی فردسم از راسته فردسمان هستند، گروهی از پستانداران که در دوره ترشیاری بر زمین حکم می‌راندند. در گذشته، این راسته شامل ۱۴ تیره بود ولی امروزه تنها ۳ تیره از آن‌ها (اسبیان، تپیرها، و کرگدن‌ها) باقی مانده‌اند.
کهن‌ترین گونه شناخته شده از تیره اسبیان خرگوشک‌دد (نام علمی: Hyracotherium) است که میان ۵۵ تا ۴۵ میلیون سال پیش در دوره ائوسن زندگی می‌کرد. این جانور ۴ انگشت در هر پای جلویی داشت و ۳ انگشت در پاهای عقبی.انگشت اضافه در پاهای جلو با پدیدار شدن میان‌اسب‌آبی (نام علمی: Mesohippus) در ۳۷ تا ۳۲ میلیون سال پیش از میان رفت. با گذر زمان، انگشت‌های کناری (بیرونی) اضافی کوچک و کوچک‌تر شدند تا آنکه ناپدید گشتند. همه آنچه در اسب‌های کنونی باقی مانده است تعدادی استخوان وستیجیال کوچک در پا زیر زانو است. پاهای آن‌ها همچنین با ناپدید شدن انگشتان بلندتر شد تا آنکه اسب‌ها تبدیل به سم‌دارانی شدند که می‌توانستند با سرعت زیاد بدوند.تا هنگام ۵ میلیون سال پیش، اسب نوین کنونی پدید آمده بود.دندان‌های اسب همچنین خود را از دندان‌هایی برای خوردن گیاهان نرم و گرمسیر به دندان‌هایی برای جویدن علف‌های اندکی خشک‌تر و سپس علف‌های دشت و صحراها تغییر دادند. از این رو، اسب‌های نخستین از جانورانی برگ‌خوار و جنگل‌نشین به جانورانی علف‌خوار و ساکن مناطق نیمه‌خشک سراسر جهان از جمله استپ‌های اوراسیا و دشت‌های بزرگ آمریکای شمالی تبدیل شدند.
تا هنگام ۱۵٬۰۰۰ سال پیش، اسب امروزین جانوری با گستردگی فراوان در هام‌شمالگان بود. استخوان‌های اسب از این دوره، یعنی پایان پلیستوسن، در اروپا، اوراسیا، برینژیا ، و آمریکای شمالی یافت شده‌اند.این در حالی است که میان ۱۰٬۰۰۰ تا ۷٬۶۰۰ سال پیش، اسب در آمریکای شمالی منقرض شد و در دیگر نقاط نیز کمیاب. دلایل این انقراض هنوز به درستی شناخته نشده‌اند، ولی یک نگره به این اشاره می‌کند که انقراض در آمریکای شمالی مصادف با ورود انسان بود.دیگر بررسی بر این باور است که تغییرات آب و هوایی باعث ایجاد توندراهایی فاقد گیاهان مفید برای این جانوران در نزدیک به ۱۲٬۵۰۰ سال پیش شد.

اسب‌های وحشی در حال حاضر
اسب وحشی راستین اسبی است که هیچ نیایی نداشته باشد که توسط انسان اهلی شده باشد. با این حال بیشتر اسب‌هایی که امروزه «وحشی» خوانده می‌شوند در حقیقت اسب‌هایی هستند که نیاکانشان به دلایل گوناگون از گله‌ای که درشان بوده‌اند جدا شده و اندک اندک به روش زندگی پیشین بازگشته‌اند. تنها دو زیرگونه اسب وحشی راستین تارپان و شوالسکی توانستند به روزگار کنونی برسند و از آن میان نیز تنها دومی امروزه باقی مانده است.
اسب شوالسکی (با نام علمی Equus ferus przewalskii) که پس از نیکولای شوالسکی کاشف روس نامگذاری شد زیرگونه‌ای کمیاب از اسب است. این جانور با نام «اسب وحشی مغولستان» نیز شناخته می‌شود. مردم مغولستان آن را با نام تاکی می‌شناسند و قرقیزها آن را کیرتاگ صدا می‌کنند. این زیرگونه میان سال‌های ۱۹۶۹ تا ۱۹۹۲ در طبیعت منقرض شده بود، با این حال دسته‌های کوچکی از آن‌ها در باغ‌وحش‌های سراسر جهان نگهداری می‌شدند. در ۱۹۹۲، در پی تلاش‌های چند باغ‌وحش برای بازگرداندن آن به حیات وحش، اسب‌های شوالسکی وحشی در مغولستان رها شدند و امروزه می‌توان آن‌ها را در این کشور یافت.
تارپان یا اسب وحشی اروپایی (با نام علمی Equus ferus ferus) در اروپا و بیشتر آسیا یافت می‌شد. این جانور دوران تاریخی را پشت سر گذاشت ولی در ۱۹۰۹ منقرض شد. در این سال واپسین اسب در اسارت در باغ وحشی در روسیه درگذشت و بدین وسیله، تبار ژنتیکی از دست رفت. تلاش‌هایی برای بازآفرینی تارپان انجام گرفته که منجر به تولید اسب‌هایی با ویژگی‌های ظاهری بیرونی همانند با اسب‌های وحشی پیشین شده است، اما به دلیل آنکه والدین این اسب‌ها وحشی نبوده‌اند، نمی‌توان اسب‌های جدید را وحشی دانست.

طول عمر و مرحله‌های زندگی
طول عمر یک اسب اهلی امروزی به نژاد، روش نگهداری و شرایط محیطی بستگی دارد اما می‌توان امید داشت که یک اسب میان ۲۵ تا ۳۰ سال عمر کند البته گونه‌های غیرمعمولی وجود دارد که تا ۴۰ سال و گاهی بیشتر هم عمر می‌کنند.پیرترین اسبی که برای وجود آن سند در دسترس است بیلی پیر نام دارد که در سدهٔ ۱۹ میلادی زندگی می کرده و تا سن ۶۲ سالگی رسیده بود.«شوگر پوف» نام یک اسب از نژاد پونی است که توانسته بود لقب پیرترین اسب زنده را از آن خود کند و نامش را میان رکوردهای جهانی گینس ثبت کند؛ این اسب در سن ۵۶ سالگی در ۲۰۰۷ از دنیا رفت.
بدون در نظر گرفتن روز تولد هر اسب، برای بیشتر مسابقه‌ها، هر سال در یک ژانویه در نیم کرهٔ شمالی و در یک اوت در نیم کرهٔ جنوبی به عدد سن اسب یک سال افزوده می‌شود ولی برای اسب‌هایی که در مسابقهٔ سواری استقامت شرکت می‌کنند این معیار برقرار نیست، برای این اسب‌ها حداقل سن اسب مهم است و این سن از روی تاریخ دقیق تولد اسب سنجیده می‌شود.

اندام
قد اسب‌ها از جدوگاه آن‌ها سنجیده می‌شود؛ جایی که گردن به پشت جانور می‌رسد.این نقطه از آن رو به عنوان مرجع به کار می‌رود که نقطه‌ای پایدار از دیدگاه کالبدشناسی است. بر خلاف سر یا گردن، ارتفاع جدوگاه با حرکت دادن بخش‌های مختلف بدن چون سر و گردن تغییر نمی‌کند.
اندازه اسب‌ها بسته به نژادشان فرق می‌کند، ولی به رژیم غذایی هم مرتبط می‌شود. اسب‌های سواری کم‌وزن قدی میان ۱۶۳–۱۴۲ سانتی‌متر دارند و وزنشان به ۵۵۰–۳۸۰ کیلوگرم می‌رسد.اسب‌های سواری بزرگتر قدی بالاتر از ۱۵۷ سانتی‌متر دارند و اغلب بیشتر از ۱۷۳ سانتی‌متر می‌شوند. آن‌ها همچنین وزنی میان ۶۰۰–۵۰۰ کیلوگرم دارند.اسب‌های سنگین‌وزن اغلب کمینه ۱۶۳ سانتی‌متر قد با بیشینه‌ای برابر با ۱۸۳ سانتی‌متر، و وزنی میان ۱۰۰۰–۷۰۰ کیلوگرم دارند.
احتمالاً بزرگترین اسب ثبت‌شده در تاریخ اسبی شایری به نام «سمپسون» بود که در ۱۸۴۸ به دنیا آمد. او ۲۲۰ سانتی‌متر طول و ۱۵۰۰ کیلوگرم وزن داشت.امروزه مقام کوچک‌جثه‌ترین اسب جهان متعلق به تامبلینا است؛ اسبی بالغ و مینیاتوری که مبتلا به کوتولگی است. قد تامبلینا ۴۳ سانتی‌متر و وزنش ۲۶ کیلوگرم است.

پونی
از نظر ریشه، پونی و اسب‌های معمولی هر دو از خانوادهٔ اسبیان اند. تفاوت اصلی میان آن دو در بلندی قد آن‌ها است این تفاوت بویژه هنگام شرکت در مسابقه مورد توجه قرار می‌گیرد. پونی‌ها و اسب‌های معمولی از نظر رُخ‌مان و خوی هم با هم متفاوتند.
استاندارد سنتی برای بلندی یک اسب یا پونی در هنگام بزرگسالی، ۱۴٫۲ وجب (۱۴۷ سانتیمتر) است. اگر قد حیوان برابر با ۱۴٫۲ وجب یا بیشتر بود حیوان، اسب خوانده می‌شود اما اگر قدش کوتاه تر بود، پونی دانسته می‌شد.البته استثناهای زیادی برای این پیمانهٔ سنجش وجود دارد. در استرالیا پونی به آن‌هایی گفته می‌شود که قدی کوتاه تر از ۱۴ وجب (۱۴۲ سانتیمتر) دارند.برای مسابقه در سرزمین‌های غربی ایالات متحده، این معیار ۱۴٫۱ وجب (۱۴۵ سانتیمتر) است. فدراسیون ورزش‌های سوارکاری، بلندی اندام اسب را در سامانهٔ متری می‌سنجد و به آن‌هایی پونی می‌گوید که بدون نعل، قدی کوتاه تر از ۱۴۸ سانتیمتر در جلوگاه داشته باشند. که اگر نعل اسب را در نظر بگیریم به ۱۴٫۲ وجب یا ۱۴۹ سانتیمتر می‌رسیم.
بلندی تنها معیار سنجش پونی از اسب نیست. دفترهای ثبت نژاد اسب گاهی اسب‌هایی دارند که قدشان از معیار ۱۴٫۲ وجب بیشتر یا کمتر است آن‌ها می‌گوید نه به قد، بلکه به پدر و مادر حیوان باید نگاه کرد و از روی آن نژادش را ثبت کرد.چون پونی‌هایی دیده شده که ویژگی‌های مشترکی با اسب‌های معمولی دارند و گاهی بلندی آن‌ها بیش از ۱۴٫۲ وجب است اما همچنان پونی دانسته می‌شوند.
پونی‌ها معمولا، یال، دُم و در مجموع پوشش ضخیم تری دارند. همچنین به نسبت پاهایی کوتاه تر، قوس شکم پهن تر، استخوان‌های سنگین تر، گردن کلفت تر و کله‌ای کوتاه با پیشانی پهن دارند. این جانور از اسب آرام تر است و در عین حال از هوش خوبی برخوردار است که گاهی از آن برای همکاری با انسان بهره می‌برد.اندام کوچک تنها نشانهٔ این حیوان نیست برای نمونه پونی شتلند که به طور متوسط ۱۰ وجب یا ۱۰۲ سانتیمتر است هم یک پونی دانسته می‌شود.در مقابل گونه‌هایی از اسب مانند فالابلا و اسب‌های مینیاتوری یا کوچک‌اندام که بلندی آن‌ها به بیش از ۷۶ سانتیمتر نمی‌رسد در دفترهای ثبت نژاد به عنوان «اسب بسیار کوچک» رده بندی شده‌اند و نه پونی.

رنگ
اسب‌ها رنگ بدن‌های بسیار متنوعی دارند. اغلب اسب را نخست با رنگ بدنش معرفی می‌کنند، سپس نژاد یا جنسیت.اسب‌های هم ‌رنگ از روی تفاوت در وسم‌های سفید روی پوستشان شناسایی می‌شوندوسم‌هایی که در کنار الگوهای متنوع خال‌داشتن پوست، مستقل از رنگ پوست بدن به ارث برده می‌شوند.
بسیاری از ژن‌هایی که الگوها و رنگ‌های پوست بدن اسب‌ها را تولید می‌کنند شناسایی شده‌اند. آزمایش‌های ژنتیکی کنونی توانسته‌اند کمینه ۱۳ الل گوناگون موثر بر رنگ پوست را پیدا کنند و پژوهش بر روی یافتن ژن‌های جدید مرتبط با ویژگی‌های این جانور ادامه دارد. رنگ‌های اصلی بدن اسب‌ها یعنی شاه‌بلوطی و سیاه توسطی ژنی کنترل‌شده توسط گیرنده ملانوکورتین ۱ تعیین می‌شوند.این ژن با نام‌های «ژن گسترش» یا «فاکتور قرمز» نیز شناخته می‌شود،چرا که فرم مغلوب آن قرمز رنگ است و فرم غالبش سیاه. ژن‌های اضافی دیگری سرکوب رنگ سیاه به رنگ‌آمیزی نقطه‌ای را کنترل می‌کنند؛ عملی که باعث پدید آمدن اسب‌های کهر(Bay) می‌شود. این ژن‌ها همچنین مسوول تولید همه دیگر الگوهای رنگ‌آمیزی گوناگونی هستند که بر پوست بدن اسب‌ها پدید می‌آیند.

تولید مثل
دوران باروری اسب نزدیک به ۳۴۰ روز یا به طور متوسط ۳۲۰ تا ۳۷۰ روز است و معمولا حاصل آن یک کره اسب است؛ کمتر دیده شده که یک اسب دوقلو به دنیا آورد.اسب‌ها هنگام تولد می‌توانند روی پای خود بایستند و اندکی پس از تولد حتی می‌توانند بدوند.کره‌ها بیشتر در بهار به دنیا می‌آیند. دوران باروزی (تمایل جنسی) ماده‌ها از آغاز بهار تا پاییز و هر ۱۹ تا ۲۲ روز روی می‌دهد. کره‌ها پس از چهار تا شش ماه از شیر گرفته می‌شوند و خوراک معمولی دارند.
از نظر اندام و فیزیک، یک اسب می‌تواند در ۱۸ ماهگی جفت گیری کند اما برای اسب‌های اهلی بویژه ماده‌ها، کمتر دیده شده که تا پیش از سه سالگی اجازهٔ جفت گیری به آن‌ها داده شود.اسب چهارساله، بالغ دانسته می‌شود هرچند که استخوان‌بندی آن تا شش سالگی همچنان رشد می‌کند. بزرگسال شدن اسب‌ها به نژاد، جنس، روش نگهداری از آن‌ها و ابعادشان بستگی دارد. اسب‌های بزرگتر، به زمان بیشتری برای رشد کامل و تغییر بافت استخوان هایشان نیاز دارند و بیشتر طول می‌کشد تا برخی غضروف‌ها به استخوان تبدیل شود.
بسته به بزرگسالی، پرورش و کاری که از یک اسب انتظار می‌رود، آن‌ها را در سن دو تا چهارسالگی برای سواری و زیر زین آموزش می‌دهند.اسب‌های مسابقه مانند درساژ عموما تا پیش از سه یا چهارسالگی زیر زین نمی‌روند چون ماهیچه‌ها و استخوان‌های آن‌ها به اندازهٔ کافی محکم نیست.در این میان نژاد تروبرد یک استثنا است، این اسب مسابقه در برخی کشورها در سن دوسالگی زیر زین می‌رود. اسب‌هایی که برای مسابقه‌های استقامت پرورش می‌یابند تا پیش از ۶۰ ماهگی (پنج سالگی) بزرگسال دانسته نمی‌شوند.

استخوان بندی
بدن اسب به طور میانگین ۲۰۵ استخوان دارد. تفاوت مهم میان استخوان‌بندی بدن اسب و انسان این است که اسب ترقوه ندارد و پاهایش مستقیم به ستون مهره‌ها وصل شده است برای این منظور یک مجموعهٔ نیرومند از ماهیچه، تاندون و رباط که وظیفهٔ اتصال شانه‌ها به تنه (ناحیهٔ سینه و شکم) را دارند همکاری می‌کنند. پا و سُم‌های اسب هم ساختار بسیار ویژه‌ای دارند. استخوان‌های پای آن‌ها متفاوت از آنچه در انسان است پخش شده‌اند. برای نمونه، بخشی از بدن اسب که «زانو» خوانده می‌شود در اصل از استخوان‌های مچی تشکیل شده‌اند که مطابق با مچ دست انسان هستند. استخوان‌های پایینی پا مطابق با استخوان‌های دست یا پای انسان هستند. اسب همچنین هیچ ماهیچه‌ای در پاهای خود زیر زانوها و ران خود ندارد و تنها پوست، مو، استخوان، تاندون، رباط، غضروف، و بافت‌های مرتبط مخصوصی که سم را می‌سازند در آن ناحیه قرار گرفته‌اند.

سم
پاهای اسب و گام برداشتنش آنقدر مهم هستند که در فرهنگ غربی ضرب‌المثلی به شکل «اسبی که پا ندارد، اسب نیست» وجود دارد.سُم اسب از بندهای سرانگشتی، که معادل آن در انسان برابر با سر انگشتان می‌شود، آغاز می‌شوند و توسط غضروف و دیگر بافت‌های نرم پُرخون احاطه می‌شوند. دیواره خارجی سم از همان ماده‌ای ساخته شده است که ناخن انسان را می‌سازد. نتیجه چنین چیزی آن است که این جانور با میانگین ۵۰۰ کیلوگرم وزن می‌تواند بر همان استخوان‌هایی گام بردارد که گویی انسانی بر سر انگشتانش راه می‌رود.برای حفاظت از سم در شرایط گوناگون، نعل‌بندان به درون سم اسبان نعل فرو می‌برند. سم همواره به رشد خود ادامه می‌دهد و در بیشتر اسب‌های اهلی نیاز به کوتاه شدن در بازه‌های زمانی ۵ تا ۸ هفته‌ای دارد.

دندان
دندان‌های اسب برای چرا ساخته شده است. یک اسب بزرگسال، روی هم رفته ۱۲ دندان پیش (۶ تا در هر فک) در جلوی دهانش دارد. این دندان‌ها برای گاز گرفتن علف‌ها و دیگر گیاهان کاربرد دارد. ۲۴ دندان در دهان اسب برای جویدن ساخته شده‌اند که دندان‌های آسیاب کوچک و دندان‌های آسیاب بزرگ در انتها، پُشت دهان جای گرفته‌اند. اسب‌های اخته شده چهار دندان اضافه تر در پشت دندان‌های پیش دارند این دندان‌ها مانند دندان نیش است. برخی اسب‌ها (نر و ماده) یک تا چهار دندان بسیار کوچک وستیجیال در جلوی دندان‌های آسیاب بزرگ دارند. این دندان‌های کوچک که «دندان گرگی» نامیده می‌شوند که معمولا کشیده می‌شوند چون در هنگام بستن دهنه به اسب، مزاحمت ایجاد می‌کنند. میان دندان‌های پیشین و آسیاب بزرگ یک فضای تهی وجود دارد که در هنگامی که اسب رام شده است، دهنهٔ اسب مستقیم روی لثه‌هایش در آن ناحیه جای می‌گیرد.
برآورد سن اسب از روی نگاه کردن به دندان‌هایش به دست می‌آید. دندان‌های اسب همواره در حال رشدند که با جویدن علف‌ها، ساییده و کوتاه می‌شوند. دندان‌های پیشین گذر سن اسب را نشان می‌دهند. سطح ساییده شدهٔ دندان، دگرگونی شکل ظاهری دندان و تغییر در زاویه‌هایی که در آن ساییدگی دیده می‌شود، همگی برای یک برآورد نه چندان دقیق از سن اسب مناسب اند. البته روش‌های نگهداری از اسب و خوارکی که حیوان مصرف می کرده هم بر نرخ ساییدگی دندان اثر می‌گذارد.

خوراک
اسب جانوری گیاه‌خوار است. خوراک این حیوان علوفه، چمن و دیگر رشته‌های گیاهی است. اسب به طور پیوسته در تمام روز در حال چریدن است بنابراین در مقایسه با انسان، معدهٔ نسبتا کوچکی دارد ولی در مقابل روده‌ای بسیار بلند دارد. این روده جابجایی پیوستهٔ مواد خوراکی و تغذیهٔ بدن را آسان می‌کند. یک اسب ۴۵۰ کیلوگرمی در روز ۷ تا ۱۱ کیلوگرم غذا می‌خورد و در یک روز معمولی ۳۸ تا ۴۵ لیتر آب می‌نوشد. اسب‌ها برخلاف بسیاری از جانوران نشخوار کننده مانند انسان اند و تنها یک معده دارند اما برخلاف انسان‌ها می‌توانند سلولز را هضم کنند. هضم سلولز در سکوم و پیش از ورود به رودهٔ بزرگ روی می‌دهد. اسب‌ها نمی‌توانند خورده‌هایشان را بالا بیاورند برای همین اگر اسبی نتواند خوراکش را به خوبی هضم کند دچار درد شکمی، یکی از عامل‌های معمول مرگ، می‌شود.

حواس
حس‌های اسب معمولا از حس‌های انسان توانمندتر است. اسب مانند درندگان باید همواره از رویدادهای پیرامونش آگاه باشد.اسب‌ها در میان پستانداران خشکی، بزرگترین چشم را دارند و البته چشمانشان در دو سوی سرشان قرار دارند.با این چشم‌ها، بازهٔ دید اسب به بیش از ۳۵۰ درجه می‌رسد که نزدیک به ۶۵ درجه آن را با هر دو چشم و ۲۸۵ درجه باقی مانده را با یک چشم می‌بیند.اسب‌ها دید بسیار خوبی در شب و روز دارند اما تنها دو رنگ را می‌بینند. وضعیت دید آن‌ها از نظر رنگ مانند کوررنگی در انسان است که تنها چند رنگ، به ویژه قرمز و رنگ‌های مرتبط با آن به صورت سایهٔ سبز قابل دیدن است.
شنوایی اسب خوب است و هر گوش آن می‌تواند تا ۱۸۰ درجه به دور خود بچرخد.درنتیجه اسب توان آن را دارد تا صدای همهٔ ۳۶۰ درجهٔ پیرامونش را مستقیم دریافت کند بدون آنکه نیاز باشد سرش را بگرداند.بویایی آن‌ها از انسان بسیار قوی تر است اما حس کلیدی برای آن‌ها نیست، آن‌ها بیشتر بر بینایی خود تکیه می‌کنند.
اسب‌ها توان بالایی در نگه داشتن تعادل خود دارند. این حس ناخودآگاه اینکه در هر لحظه پاها کجا قرار دارند، در اسب بسیار بالا است.اسب حس لامسهٔ پیشرفته‌ای دارد، این حس در پیرامون چشم‌ها، گوش‌ها و بینی حساس تر هم می‌شود.توان حس لامسهٔ اسب به اندازه‌ای است که اگر یک پشه روی هر جایی از بدنش بنشیند، اسب متوجه آن می‌شود.
حس چشایی اسب‌ها هم پیشرفته است، برای همین در میان علف‌ها، می‌توانند خوراکی را که بیشتر دوست دارند برگزینند و بخورند.همچنین لب هایشان می‌تواند کوچکترین دانه‌ها را هم جدا کند. اسب‌ها عموما علف‌های سمی نمی‌خورند اما گاهی دیده شده که با وجود آنکه علف‌های سالم در دسترس است اما اسب به سراغ علف‌های سمی برود.

جابجایی
در حالت طبیعی و پایه، همهٔ اسب‌ها برای جابجایی با چهار گام حرکت می‌کنند، در حالت قدم رو یا پایه، سرعت اسب به طور میانگین ۶٫۴ کیلومتر بر ساعت است. اگر به صورت دو گام-دو گام بجهد (هر بار دوپا به صورت قطری) در آن صورت سرعتش به ۱۳ تا ۱۹ کیلومتر بر ساعت می‌رسد، اگر به صورت سه گام-سه گام بجهد سرعتش به ۱۹ تا ۲۴ کیلومتر بر ساعت می‌رسد و اگر به صورت چهارنعل بتازد به طور میانگین به ۴۰ تا ۴۸ کیلومتر بر ساعت می‌دود. بالاترین سرعت ثبت شده برای تاختن چهارنعل است در بازهٔ زمانی کوتاه، ۸۸ کیلومتر بر ساعت بوده است.علاوه بر این چهار روش راه رفتن، روش‌های دیگری هم وجود دارد که ممکن است بسته به نژاد و ساختار اندام اسب در توان حیوان نباشد.

رفتار
اسب حیوانی است که همواره شکار شکارچیان است در حالی که توان بالایی در پاسخ جنگ-یا-گریز دارد. نخستین واکنش اسب به یک خطر، رم کردن و گریز است با این حال اگر گریز را برای جوان‌ترها ناممکن ببیند در جای خود می‌ایستد و دفاع می‌کند. البته اسب جانور کنجکاوی است یعنی با اینکه دوست دارد تا از منطقه بگریزد اما پیش از آن، لحظه‌ای درنگ می‌کند تا از عامل خطر مطمئن شود و اگر برداشتش این باشد که چندان خطرناک نیست معمولا نمی‌گریزد. بیشتر نژادهای اسب سواری برای سرعت، چابکی، هوشیاری و استقامت پیشرفته شده‌اند. این ویژگی طبیعی نژاد آن‌ها است با این حال امروزه با اصلاح نژادی تلاش شده اسب‌هایی سربه‌زیر و فرمانبر تولید شود. اسب‌ها به صورت گله‌ای زندگی می‌کنند درحالی که در میانشان هر اسب از رتبهٔ ویژه‌ای برخوردار است و سلسله مراتب دارد. یک گله همیشه یک رهبر دارد و این رهبر بیشتر یک ماده اسب است. همچنین آن‌ها جانورانی اجتماعی اند که می‌توانند با جانورانی از گونهٔ خود یا از میان دیگر جانداران و حتی انسان دوستی برقرار کنند. آن‌ها راه‌های گوناگونی برای برقراری ارتباط دارند از جمله می‌توان به در آوردن صداهایی از خود، تیمار کردن، لمس یکدیگر و زبان بدن اشاره کرد. اگر یک اسب تنها بیفتد چیرگی بر آن دشوار می‌شود اما با آموزش کم کم یاد می‌گیرد تا یک انسان را به عنوان دوست و همنشین خود بپذیرد و به دور بودن از هم نوعان خود عادت کند.اگر یک اسب تنها بماند و به اندازهٔ کافی همنشین نداشته باشد یا تمرین و آموزش شبیه سازی همنشینی با انسان به جای اسب نداشته باشد دچار بی حوصلگی و ناهنجاری می‌شود و این مشکل خود را با جویدن چوب، لگد زدن به دیوار، حرکت‌های «موجی» (مرتب به عقب و جلو رفتن) و دیگر مشکلات نشان دهد.





هوش و فراگیری در ادامه مطلب


نوع مطلب : طبیعت، جانوران، 
برچسب ها : حیوان، اسب،
لینک های مرتبط : منبع : ویكی پدیا،

یکشنبه 1 اردیبهشت 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا
قاطر و الاغ

قاطر


قاطر یا اَستَر حیوانی است که از جفت‌گیری خر نر و اسب ماده ایجاد می‌شود. قاطر یک گونه به حساب نمی‌آید زیرا توانایی تولید مثل را ندارد و برای به وجود آوردن قاطر دیگری باید حتماً یک خر نر را با یک اسب ماده آمیزش داد.این حیوان معمولاً به عنوان بارکش استفاده می‌شده‌است. جثهٔ قاطرها معمولاً از خرها برزگ تر بوده و سری بزرگ و کشیده با گوش‌های نسبتاً بلند دارد. توانایی جسمی و مقاومت آن در برابر بیماری‌ها به مراتب از خرها بیشتر است.
واژه استر ریشه در زبان سانسکریت دارد که به صورت اسوتره ادا می‌شده که جزء اول آن (اسو) بمعنی اسب است.در برخی گویش‌های ایرانی از آن جمله گویش تاتی عمارلو به این جانور مول می گویند.
شبه اسب گونه‌ای دیگر از چهارپایان است که از جفتگیری اسب نر و خر ماده بوجود می‌آید.

الاغ (خر)


خر یا اُلاغ یا درازگوش (Equus africanus asinus) حیوانی است از دستهٔ چهار پایان. این حیوان اهلی است و انسان‌ها از آن به عنوان بارکش استفاده می‌کنند. خر در فرهنگ عامیانهٔ ایران نماد حماقت است.




نوع مطلب : طبیعت، جانوران، 
برچسب ها : حیوان، قاطر، الاغ،
لینک های مرتبط : منبع : ویكی پدیا،

جمعه 30 فروردین 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا
گورخرها


زبرا یا گور خر آفریقایی جانوری از خانواده ی اسب و بومی آفریقای مرکزی و جنوبی است. این جانور به خاطر خطوط سیاه و سفید روی بدنش معروف است. این خطوط معمولاً بر روی سر گردن و تنه به صورت عمودی وجود دارد. این نوارهای سیاه و سفید در پنهان شدن گورخر از دید صیادان موثرند.
گر چه در فارسی امروز اغلب به این حیوان گورخر می‌گویند اما گوری که در ایران و برخی نقاط دیگر آسیا یافت می‌شود و بهرام گور، مطابق افسانه‌های ایرانی، صید می‌کرد از این نوع گورخرهای آفریقایی نیست و پوستی ساده و به رنگ زرد اخرایی دارد و به گورخر ایرانی مشهور است.
پژوهش‌های جدید در سال ۲۰۱۲ نشان می‌دهد که نوع بازتاب نور از بدن مخطط گورخر جذابیت کمتری برای خرمگس‌ها دارد و خرمگس‌ها بدن چارپایان سیاه را برای نیش زدن به بدن راه‌راه گورخر ترجیح می‌دهند. این پژوهش نشان می‌دهد احتمال این‌که راه‌راه شدن بدن گورخرها در مسیر تکامل ژنتیکی به خاطر دفع خرمگس‌ها بوده‌باشد زیاد است.
دیگر دلیل‌هایی که برای راه‌راه بودن گورخر ذکر شده این است که این امر به تنظیم دمای بدن آن‌ها کمک می‌کند، به بازشناختن گورخرها توسط یکدیگر کمک می‌کند و درندگانی را که می‌خواهند به گله گورخرها حمله کنند گیج می‌کند.

اهلی کردن 
تلاشهایی در اهلی کردن گورخر انجام گرفته‌است. از آن میان می‌توان به ایجاد نوعی قاطر از نسل گورخر اشاره نمود.

گورخر ایرانی


گور یا گورخر ایرانی، نوعی گورخر آسیایی (Equus hemionus) و پستاندار بزرگی متعلق به اسب‌سانان و بومی بیابان‌های سوریه، ایران، هند و تبت است.
به این حیوان خر وحشی آسیایی نیز می‌گویند. مانند اکثر حیوانات بزرگ تیره چرندگان تعداد آن به علت شکار و از بین رفتن محل سکونتشان کاهش یافته‌است و از شش زیرگونه یکی کاملاً از بین رفته است و دو زیرگونه نیز در صورت بی‌توجهی تا مدتی دیگر نابود خواهند شد که یکی از این گونه‌ها گورخر ایرانی است.

از خر وحشی آسیایی، در حال حاضر پنج گونه زندگی می‌کنند که عبارتند از:
E.h.kula: خروحشی کولان که در ترکمنستان و احتمالاً افغانستان وجود دارد.
E.h.hemionus : خروحشی ژیگتای که در چین و مغولستان دیده می‌شود.
E.h.kiang : خروحشی کیانگ که در چین و هندوستان زندگی می‌کند.
E.h.khur : خروحشی خور که در شبه‌قاره هند وجود دارد.
E.h.onager : گور خر ایرانی.
کیانگ یک گونه تبتی است که عموماً به شاخه دیگری نسبت داده می‌شود هر چند به عنوان زیرگونه‌ای از گورخر آسیایی طبقه بندی شده‌است.
گورخر آسیایی از الاغ کمی بزرگ‌تر است، در حدود ۲۹۰ کیلو وزن دارد و طول بدن و سر حدوداً ۲٫۱ متر است و نسبت به الاغ شباهت بیشتری به اسب دارد. این جانور نسبت به اسب پاهای کوتاه‌تری دارند و رنگش نسبت به فصل تغییر می‌کند. در تابستان رنگش قهوه‌ای مایل به سرخ و در زمستان قهوه‌ای مایل به زرد است و بر پشتش نواری سیاه که با رنگ سفید احاطه شده قرار دارد.
از گورخر آسیایی در سومر باستان برای کشیدن ارابه استفاده می‌کردند.
در بین حیات وحش متنوع فلات ایران، گورخر ایرانی، که به دلیل منقرض‌شدن نسل‌اش در معرض انقراض قرار دارد، در زیست‌گاه حیات وحش یوت‌واتا، در اسرائیل تکثیر شده‌است.

گونه‌های مختلف
خر وحشی مغولی: آسیب پذیر
خر وحشی هندی: در معرض خطر
Gobi kulan : آسیب پذیر
Kulan : شدیداً در معرض خطر
خر وحشی ایرانی: شدیداً در معرض خطر
خر وحشی سوری: در سال ۱۹۲۷ (میلادی) منقرض شده‌است
خر وحشی اسرائیلی: ۳۰۰ راس که از ۱۱ گورخر ایرانی تکثیر شده‌اند.






نوع مطلب : طبیعت، جانوران، 
برچسب ها : حیوان، گورخر،
لینک های مرتبط : منبع : ویكی پدیا،

جمعه 30 فروردین 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا
سوسمارها


سوسمار (مارمولك)
سوسمار نام عمومی گروه بسیار بزرگی از خزندگان است که از نزدیک به ۵۶۰۰ گونه تشکیل می‌شوند. سوسمارها در سرتاسر کره زمین بجز قطب جنوب و قطب شمال پراکنده شده اند. اکثر مارمولکها چهار اندام، گوش‌های خارجی و یک دم دارند. مارمولک‌ها دید پیشرفته‌ای دارند و قادرند رنگ‌ها را ببینند. همچنین مارمولکها دارای حس بویایی قدرتمندی نیز هستند. طول بدن مارمولکها از چند سانتیمتر تا سه متر (در گونه اژدهای کومودو) متفاوت است.
پوست بدن سوسمارها مانند بسیاری خزندگان دیگر دارای فلس است.

اژدهای کومودو
اژدهای کومودو خزنده‌ای با طول ۳ متر و وزنی بیش از ۱۳۶ کیلوگرم است، این حیوان بزرگترین مارمولک روی زمین است. زیستگاه این خزنده بزرگ درجزایر کومودو، گیلاموتنگ، رینکا و فلورس کشور اندونزی است. جمعیت آنها بین ۳ تا۵ هزار تخمین زده شده‌است.

جزیره کومودو
کومودو، واقع در بین جزیره‌های سومباوا در غرب و فلورس در شرق، یکی از ۱۷٬۵۰۸ جزیره‌ای است که اندونزی را تشکیل می‌دهد. مساحت این جزیره ۳۹۰ کیلومتر مربع است و بیش از ۲۰۰۰ نفر سکنه دارد. ساکنین این جزیره از نوادگان محکومینی هستند که در گذشته به این مکان تبعیدشده و با بوگی‌های سولاوسی آمیزش کردند. جمعیت جزیرهٔ کومودو بیشتر مسلمانند اما اقلیت‌های مسیحی و هندو نیز در بینشان وجود دارد.
کومودو درعین حال بخشی از مجمع‌الجزایر سوندای کوچک است و قسمتی از پارک ملی کومودو را تشکیل می‌دهد و از نظر اجرایی، بخشی از استان نوسا تنگارای شرقی است. قابل توجه‌ترین موجود در این جزیره اژدهای کومودو است، بزرگترین مارمولک زندهٔ جهان که بومی این جزیره بوده و نامش نیز برگرفته از نام جزیرهٔ کومودو است. همچنین این جزیره مکانی جذاب برای غواصی است.

رفتار 
اژدهای کومودو تقریباً همه چیز خوار حتی گوشت فاسد و گندیده می‌باشد. قادر به شکار حیوانات بزرگی مانند آهو و گراز و حتی انسان است. در هر وعده غذایی میتواند تا ۸۰ درصد وزن خود تغذیه کند در هنگام شکار بدون حرکت به انتظاردر کمین می‌نشیند و به محض نزدیک شدن طعمه، به کمک پاهای قوی، چنگالها و دندانهای تیز خود آنرا می‌درد. حیواناتی که بتوانند پس از گاز گرفته شدن از چنگ این درنده بگریزند، تنها قادرند یکروز بر عمر خود بیافزایند. ترشح بزاق این جانور حاوی ۵۰ نوع باکتری سمّی است که وارد خون طعمه شده و در مدت ۲۴ ساعت او را از پای در می‌آورد. در همین مدت است که اژدهای کومدو به آرامی و با کمک حس بویایی خود حتی کیلومترها در تعقیب بوی جسد، به شکار گریخته دست می‌یابد.
در بخش خزندگان از مستند life به روایت دیوید آتنبرو، برای اولین بار شکار یک گاومیش توسط دسته ای از اژدهاهای کمودوی گرسنه نشان داده شده است. در ابتدا گاومیش توسط یکی از کمودوها از ناحیه مچ پا زخمی می شود. این امر سبب ورود سم به بدن گاومیش است. سپس به مدت سه هفته گاومیش توسط گروه کمودوها تعقیب می شود و هرکجا که گاومیش می رود، کمودوها هم در مجاورت همانجا حضور دارند. سرآخر، گاومیش از مسمومیت و جراحت، ضعیف و ضعیفتر شده و پس از سه هفته، یک شب کمودوها به سراغ گاومیش رفته و کار او را یکسره می کنند. در عرض چندساعت، تنها استخوانهای گاومیش بخت برگشته باقی است. در مستند ذکر شده که جثه گاومیش، 10 برابر کمودو است. سم، سماجت، همدستی و همداستانی کمودوها، گاومیش را تسلیم دندانهای آنها می کند.

تاریخچه 
گسترش شایعات اولیه مبنی بر وجود اژدهایی در این ناحیه سبب شد تا توجه مردم به‌طور قابل توجهی به این منطقه جلب شود. بااین حال کسی برای بررسی درستی این موضوع به جزیره نرفت تا آنکه در دههٔ ۱۹۱۰، داستان‌های ملوانان هلندی مستقر در فلورس دربارهٔ مشاهدهٔ جانوری مرموز، توجه رسمی به این موضوع را سبب گردید. به‌گفتهٔ آنان این موجود که در یکی از جزیره‌های کوچک مجمع‌الجزایر سوندای کوچک می‌زیست، «اژدها»یی بود به‌دارازای ۷ متر با بدنی بزرگ و دهانی که از آن آتش خارج می‌شد.
وجود چنین گزارش‌هایی سبب‌شد تا ستوان استیان فان هنسبروک، مقدمات سفر به جزیره کومودو را فراهم کند. او خود را مسلح ساخت و همراه با گروهی از سربازان وارد جزیره شد. پس از چند روز او یکی از این جانوران مرموز را کشت. او سپس جسد آن را با خود به قرارگاه آورد تا مورد آزمایش قرار گیرد. جانور کشته‌شده طولی درحدود ۱٬۲ متر داشت و از نظر ظاهری به مارمولک شبیه بود. پس از آن دو جانور ۳ متری دیگر از این گونه نیز شکار شد. تحقیقات انجام‌گرفته نشان داد که این موجود آتش‌انداز نیست، بلکه نوعی بزمجه است. نتایج پژوهش‌ها در ۱۹۱۲ به چاپ رسید و پیتر اوونس، مسئول تحقیقات، آنرا Varanus komodoensis یا اژدهای کومودو نامید.
اژدهای کومودو پس از چندی به یک افسانهٔ زنده بدل شد و سفرهای تحقیقاتی بسیاری در طول دهه‌های پس از کشف آن به جزیرهٔ کومودو برای مطالعه بر روی این جانور صورت گرفته‌است.

ساحل صورتی 
جزیره کومودو یکی از تنها ۷ مکانی در جهان است که ساحلی با ماسه‌های صورتی‌رنگ دارد. این ماسه‌ها ترکیبی از ماسه‌های سفیدرنگ و سرخ‌رنگ حاصل از تکه‌های روزن‌داران است و به‌همین دلیل صورتی به‌نظر می‌رسند.








نوع مطلب : طبیعت، جانوران، 
برچسب ها : حیوان، سوسمار،
لینک های مرتبط : منبع : ویكی پدیا،

پنجشنبه 29 فروردین 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا
تمساح ها


تمساح که در زبانهای فرنگی بدان کروکودیل می گویند، جانوری است خزنده و سخت‌پوست دارای چهار دست و پا، در آب به راحتی شنا می‌کند، اما همیشه در آب نمی‌ماند و تخم‌هایش را در خشکی می‌گذارد. این حیوان دارای فک و دندان‌های بسیار نیرومند است و به گروه چهاراندامان از تیره تمساحیان (Crocodylidae) تعلق دارد. این خزندهٔ آبی و خشکی بزرگ در سراسر مناطق استوایی آفریقا، آسیا، آمریکا و استرالیا زندگی می‌کند. تمساح مانند سایر موجودات ساکن در رودخانه‌ها و دریاچه‌ها و سرزمین‌های مرطوب در آب‌های شیرین و گاهی در آب‌های کمی شور زندگی می‌کند.

نام 
تمساح واژه ای است که برای نامیدن انواع مختلف کروکودیل از جمله کایمن و الیگاتور استفاده می‌شود. در گذشته واژه نهنگ به جای تمساح استفاده می‌شد اما در قرن بیستم نهنگ به واژه ای برای نامیدن وال‌ها تبدیل شد و تمساح جای آن را در معنی کروکودیل گرفت. امروزه بسیاری از اوقات نام تمساح و سوسمار به جای یکدیگر استفاده می‌شوند در حالی که سوسمار نام گروه دیگری از خزندگان، دربرگیرنده مارمولک، بزمجه و... است که در زبان انگلیسی بدان lizard گفته می‌شود.

تغذیه 
تمساح اغلب از مهره‌داران دیگر مانند انواع ماهی‌ها، خزنده‌ها و پستانداران و بعضی وقت‌ها از بی‌مهرگانی مانند صدف‌ها و سخت‌پوستان با توجه به گونه‌های خود تغذیه می‌کنند. تمساح شجره تاریخی دارد و از زمانهای دور وجود داشته و این اعتقاد وجود دارد که از زمان دایناسورها به این طرف تغییرات ناچیزی داشته‌است.

مشخصات ظاهری و جسمی 
به‌رغم سابقه ماقبل تاریخ، از انواع پیشرفته خزندگان هستند. برخلاف خزندگان دیگر، قلب چهار محفظه‌ای، دیافراگم و قشر مغزی هوشمند دارد. سیستم صوتی خارجی تمساح، علائم زندگی آبی و خاکی و سبک زندگی دوره‌ای دارد. تمساح دوزیست است. تمساح بدن خط دار ناصافی دارد و می‌تواند به سرعت و راحت در آب شنا کند و همچنین می‌تواند هنگام شنا پاهای خود را در کناره‌های بدن خود جمع کند و با کاستن از مقاومت آب سریعتر شنا کند. تمساح پاهایی باانگشتان چسبیده بهم دارد، گرچه این پاها برای پا زدن در آب به کار نمی‌رود، اما این خصوصیت امکان برگشت سریع و حرکتهای ناگهانی را در آب را به او می‌دهد. در مسافت‌های کوتاه، حتی بیرون از آب خیلی سریع می‌باشد. تمساح آرواره‌های فوق العاده قوی و دندان‌های تیز برای گرفتن و پاره کردن گوشت دارد.
اگر دهان تمساح بسته نگهداشته شود نمی‌تواند آن را باز کند. بهمین دلیل برای مطالعه یا حمل و نقل تمساح، معمولاً آرواره‌های او را با نوارهای فلزی یا با بندهای لاستیکی بزرگ که از تایر و تیوب اتومبیل تهیه می‌شوند، می‌بندند. تمساح همچنین حرکات جانبی محدودی در گردن خود دارد.

سن 
در حال حاضر روشهای معتبری برای سنجش عمر تمساح وجود ندارد، بعضی از حلقه‌های رشد در استخوانها و دندانهای آنها استفاده می‌کنند که این غیر اصولی و غیر قطعی است، قدیمی‌ترین تمساح C. proposus در حدود هفتاد سال زندگی می‌کرده‌است، و شواهد محدودی نیز نشان می‌دهد که بعضی از انواع این حیوان بیش از صد سال عمر می‌کنند. یکی از قدیمی‌ترین نوع تمساح‌های شناخته شده در یک باغ وحش در روسیه ظاهراً در سن ۱۱۵ سالگی مرده‌است. گزارشهای جدید این موارد را تایید نمی‌کند.

اندازه
در اندازه گونه‌های مختلف تمساح تفاوتهای زیادی وجود دارد. از انواع استثنائی کوچک، افسانه‌ای یا جادویی تا گونه‌ای بزرگ‌تر، تمساح آب شور. گونه‌های بزرگ اغلب ۵ یا ۶ متر و وزن آنها ۱۲۰۰ کیلوگرم می‌باشد. علیرغم وزن زیاد گونه‌های بالغ، زندگی خود را از اندازه‌های خیلی کوچک شروع می‌کند.
وقتی که برای اولین بار از تخم بیرون می‌آید در حدود ۲۰ سانتیمتر طول دارد. اندازه‌ها با توجه به فصل و تغذیه و ترکیبات خون مادر فرق می‌کند. گونه‌های بزرگ‌تر ، همچنین بزرگ‌ترین خزنده روی زمین، تمساح آب شور است، که در استرالیای شمالی و کل آسیای جنوب شرقی زندگی می‌کند. بر طبق نظرات بعضی دانشمندان، اطلاعات موثقی در مورد اینکه تمساح‌های ماقبل تاریخ بیش از ۸٫۶۴ متر طول دارند، در دست نیست.
در شهر نورمنتون، کوئینزلند، استرالیا قالب فیبر شیشه‌ای یک تمساح وجود دارد که «کرایس کروک» نامیده می‌شود که عکس آن در سال ۱۹۵۸ توسط کریستینا پاولوسکی که حیوان را در بستر شنی رودخانه نورمن یافت، گرفته شده‌است. گزارشی از یک آب شور بطول ۸٫۲ متر در استرالیا وجود دارد. همچنین جمجمه یک تمساح آب شور از اوریسای هند وجود دارد که تخمین زده می‌شود که ۶٫۴ تا ۷ متر طول داشته‌است.
در ۱۶ ژوئن سال ۲۰۰۶ یک تمساح عظیم ۷٫۱ متری آب‌های شور در اوریسای هند به عنوان بزرگ‌ترین تمساح زنده جهان نامگذاری شد. این تمساح در محوطه حفاظت شده حیات وحش بیتارکانیکا زندگی می‌کند و در ژوئن سال ۲۰۰۶، در کتاب سوابق جهانی گینه ثبت شد.

رفتار و زیست‌شناسی 
شکارچی کمین کننده‌است. به عنوان دوزیستان خونسرد، می‌تواند مدت طولانی بدون غذا زنده بماند و بندرت به فعال شدن برای شکار نیاز دارد.تمساح علیرغم ظاهر آرام، از فعال‌ترین دوزیستان در محیط است.
تمساح‌های وحشی در بسیاری از مناطق مورد محافظت قرار گرفته‌اند، اما آنها بطور تجاری در مزرعه نگه‌داری می‌شوند. پوست آنها دباغی می‌شود و برای درست کردن بسیاری از وسایل چرمی مانند کفش و کیف دستی مورد استفاده قرار می‌گیرد.
بسیاری از گونه‌هایی که در مزرعه نگهداری می‌شوند، تمساح‌های آب شور و تمساح‌های نیل می‌باشند و تمساح‌های عظیم الجثه آب شور و تمساح‌های کمیاب سیامی در مزارع آسیایی پرورش داده می‌شوند. پرورش تمساح‌ها جمعیت گونه‌های آب شور را در استرالیا افزایش داده، چون تخم‌ها عموماً از انواع وحشی گرفته می‌شود و مالکان آنها بر افزایش تعداد تمساح‌ها تشویق می‌شوند. در واقع پرورش تمساح پر سودترین نوع پرورش حیوانات در جهان است. در کشور ایران نیز این فعالیت شروع شده‌است و اولین مزرعه پرورش تمساح در جزیره هنگام از توابع قشم است.
تمساحها بیشتر به پرندگان و دایناسورها نزدیک هستند تا به خزندگان، این سه موجود در آرچوزوریا «خزندگان حاکم» شامل هستند، بخش کروکودیلیا را برای اطلاعات بیشتر ببینید.

خطر برای انسان‌ها
گونه‌های بزرگ‌تر تمساح از جمله تمساح‌های نیل وتمساح آمریکایی از خطرناک‌ترین انواع هستند. انواع بزرگ کایمن سیاه نیز برای انسان خیلی خطرناک هستند.

خصوصیت دارویی 
دانشمندان در ایالات متحده آمریکا عامل قوی و نیرومندی را در خون تمساح‌ها بنام کروکودیلین یافته‌اند که می‌تواند مانند آنتی بیوتیکهای استاندارد به سیستم ایمنی درمقابله با عفونت کمک کند. این کشف مدیون کنجکاوی جیل فولرتون-اسمیت از گزارشهای(BBC) مدارک مربوط به علم تهیه کننده فیلم تمساح‌های آب شور در استرالیا است.

به عنوان غذا
در بعضی کشورها مانند آمریکا، استرالیا، چین، ژاپن، تایلند و آفریقای جنوبی و همچنین کوبا از گوشت تمساح به عنوان غذا استفاده می‌شود. گوشت تمساح سفید رنگ است و مواد غذایی آن به طور مطلوبی با گوشت‌های سنتی قابل مقایسه‌است البته میزان کلسترول آن نسبت به گوشتهای دیگر بسیار کمتر است. گوشت تمساح ترد است.

اطلاعات عمومی 
1 : کروکودیل‌ها اسم خود را از یونانیان گرفته‌اند که آنها را در رودخانه نیل مشاهده کرده‌اند. یونانی‌ها آنها را کروکودیلوس نامیدند، یک کلمه ترکیبی کروک که به معنی سنگ‌های کناره رودها و دریلوس که به معنی «کرم» است. یونانیها این حیوانات را «کرمهای سنگ» نامیدند، چون کروکودیل‌ها برروی سنگهای کناره‌های رودخانه‌ها در آفتاب دراز می‌کشند.
2 : بچه تمساح‌ها کروموزومهای جنسی ندارد و برخلاف انسان جنسیت این حیوان بطور ژنتیکی تعیین نمی‌شود. جنسیت با درجه حرارت تعیین می‌شود که نرها در حدود ۳۱٫۶ درجه سانتیگراد و ماده‌ها در درجه حرارت کمی پایین تر یا بالاتری بوجود می‌آیند. دوره متوسط خوابیدن برروی تخمها در حدود ۸۰ روز است وآن                       همچنین بستگی به درجه حرارت محیط دارد.
3 : بسیاری از تمساح‌های اولیه علفخوار بودند.
4 : بیشتر گونه‌ها در گروه genus، Crocodylus قرار دارند. دو نسل زنده دیگر این خانواده هر دو یکسان هستند: Osteolaemus و Tomistoma.

تمساح گاندو



گاندو یا تمساح پوزه‌کوتاه (نام علمی: 'Crocodylus palustris') نوعی کروکودیل بومی شبه‌قاره هند و مناطق اطراف است که در کشورهای هند، بنگلادش، پاکستان، ایران، سریلانکا و برمه زندگی می کند. گاندو تنها کروکودیل بومی پاکستان و ایران و بزرگ‌ترین خزنده این دو کشور، و همچنین پرشمارترین کروکودیل در کشور هندوستان است.

تغذیه
گاندو گوشتخوار است و رژیم غذایی متنوعی شامل انواع ماهی‌ها، خزندگان و پستانداران دارد. در واقع بیشتر مهره‌دارانی که به آب‌های محل زندگی گاندو نزدیک می‌شوند ممکن است به درون آب رفته و خوراک این تمساح شوند. حتی گاهی آهوی سامبار ۲۲۵ کیلویی و گاومیش اهلی ۴۵۰ کیلویی را شکار کرده‌است. آن‌ها حتی توانایی نبرد با ببر بر سر شکار را دارند و پیروزی هر یک از دو گونه دیده شده‌است. گاه نیز گاندوها طعمهٔ ببر شده‌اند. اما عادت آدمخواری در این کروکودیل منحصر یک مورد شکار یک کودک ۶ ساله در ایران می‌شود. به‌ندرت حمله‌های خفیفی نیز در حد گاز گرفتن دست و پا مشاهده شده که با توجه به تعداد بسیار کم احتمال می‌رود نوعی اشتباه در تشخیص شکار باشد. در کل وجود گاندو در برکه‌ها و استخرها تهدیدی برای مردم محلی نمی‌باشد به طوری که حتی بچه‌ها در این برکه‌ها شنا کرده و زنان با آسودگی خاطر در کنار برکه‌ها به شستن ظرف و لباس می‌پردازند.
با توجه به تحرک پائین و خونسرد بودن مصرف غذای آن به‌طور متوسط روزانه ۵/۱ تا ۲ کیلوگرم گوشت است.

گاندو در ایران
به گاندو در ایران، تمساح ایرانی نیز گفته می‌شود. زیستگاه اصلی این تمساح ۳۸۰ هزار هکتار مساحت دارد که بخشی از آن در چابهار و بخش دیگر آن در شهرستان ایرانشهر قرار دارد. این مناطق با نام منطقهٔ حفاظت شدهٔ گاندو تحت حفاظت سازمان محیط زیست ایران قرار دارند. بیشتر این تمساح‌ها در برکه‌های میان راسک و باهوکلات و باتلاق‌های دلگان و کلانی (در جنوب استان سیستان و بلوچستان) متمرکز هستند. تعداد این گونه در ایران حدود ۳۰۰ تا ۴۰۰ رأس برآورد می‌شود.

مشخصات
این تمساح دارای پوزه‌ای پهن است که فک بالایی ۱۹ دندان و فک پایینی ۱۵ دندان دارد. در قسمت پشت سر و در ناحیه گردن دو جفت صفحه شاخی بزرگ دیده می‌شود. دارای پاهای کوتاه بوده و پنج انگشت منتهی به ناخن‌های بلند در پاهای جلوئی و چهار انگشت منتهی به ناخنهای کوتاه تر در پاهای عقبی دیده می‌شود. رنگ عمومی بدنش زیتونی تا قهوه‌ای بوده و شکمی بدون فلس و به رنگ سفید متمایل به زرد دارد.
میانگین اندازهٔ این کروکودیل در نرها ۳ متر و ماده‌ها ۲٫۴۵ متر است. البته نرهای مسن ممکن است بسیار بزرگتر شده و به ۴ تا ۵٫۵ متر طول و ۵۵۰ کیلوگرم وزن برسند. البته گاندوهای ایران به‌ندرت به ۳ متر می‌رسند و بزرگترین گاندو مشاهده شده ۳٫۶ متر طول داشته‌است. دم این حیوان که نیمی از طول بدن آن را تشکیل می‌دهد، آن‌قدر قدرتمند است که می‌تواند استخوان بدن پستاندار بزرگ جثه‌ای را با ضربه‌ای قوی خرد کند و آرواره‌های وی آن‌چنان محکم است که می‌تواند بزرگترین استخوان‌ها را به‌راحتی خرد کند. از ویژگی‌های دیگر گاندو اسید معدهٔ بسیار قوی است که این جانور را قادر به هضم اشیاء سخت و سفت می‌کند و همچنین وجود پرده‌ای بنام Veium Pahatinum  در بدن این تمساح که راه ورود آب به معده را حتی در زمانی که دهان حیوان باز است، می‌بندد.

جفت‌گیری و تخم‌گذاری
فصل جفت‌گیری گاندو در اسفندماه و تخم‌گذاری آن در ماه خرداد است. گاندو با کندن گودال عمیقی در مکانی که از رطوبت کافی برخوردار باشد، حدود ۲۰ تا ۳۵ تخم می‌گذارد. ۶۰٪ تخم‌ها پس از ۶۵ روز تبدیل به نوزاد می‌شوند. توله‌ها با طولی برابر ۲۰ تا ۲۵ سانتیمتر به دنیا می‌آیند. تغذیهٔ نوزادان از حشرات و لارو آنها، دوزیستان و لارو آنها و بچه‌ماهی‌ها است، تنها ۵ تا ۱۰٪ نوزادان به سن بلوغ در ۵ تا ۱۰ سالگی می‌رسند و بقیه خوراک پرندگان شکاری و ماهی‌خوار، روباه، شغال، سگ، و بزمجه می‌شوند.







نوع مطلب : طبیعت، جانوران، 
برچسب ها : حیوان، تمساح،
لینک های مرتبط : منبع : ویكی پدیا،

سه شنبه 27 فروردین 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا
فیل ها


فیل یا پیل نام حیوانی بزرگ‌جثه از راسته خرطوم‌داران (Proboscidea) از خانواده فیلان (Elephantidae) است که بیشتر بومی هندوستان و آفریقا می‌باشد.
فیل‌ها سنگین‌ترین جانوران خشکی هستند.دو گونه فیل وجود دارد؛ یکی فیل آفریقایی که در آفریقا زندگی می‌کند و دیگری هم فیل هندی که ساکن هند است.این جانوران از خرطوم دراز خود به عنوان دست استفاده می کنند و با آن غذا و آب را در دهان خود می گذارند. جنس عاج فیل‌ها مانند جنس دندان است. فیل‌های نر از عاج برای جنگیدن استفاده می کنند.
فیل‌ها احتیاجی به دفاع از سرزمینی که در آن زندگی می‌کنند ندارند٬ چون به نظر می‌رسد همسایگانشان را می‌شناسند و با آن‌ها روابط دوستانه دارند. آن‌ها قدرت بینایی ضعیفی دارند ولی حس شنوایی و بویایی آن‌ها بسیار خوب است.اگر یکی از فیل‌ها احساس خطر کند٬ همهٔ گله گوش به زنگ می‌شود.

درمان 
از فیل‌ها برای درمان بعضی بیماری‌های روانی در انسان‌ها بهره گرفته شده است. پزشکان در تایلند از فیل‌ها برای بهبود کودکان مبتلا به اوتیسم و نیز کودکان نابینا کمک گرفته‌اند تا این کودکان، که از ارتباطات اجتماعی گریزان هستند، وارد تعاملات اجتماعی شوند.

خرطوم 
گذشته از اندازهٔ فیل‌ها٬ دو چیز دیگر که آن‌ها را از بقیهٔ پستان داران متمایز می‌کند٬ خرطوم و عاج آنهاست.خرطوم٬ بینی فیل است. خرطوم استخوان ندارد ولی ماهیچه‌ای است و یک یا دو لب انگشت در نوک آن وجود دارد.فیل‌ها از خرطوم برای نفس کشیدن و آب خوردن استفاده می‌کنند٬ به این صورت که ابتدا آب را بالا می‌کشد و سپس آن را از گلویش پایین می‌فرستد.خرطوم فیل مثل دست نیز عمل می‌کند.هم آنقدر قوی است که می‌تواند شاخه‌های پربرگ را با آن‌ها بشکند و هم آنقدر دقیق که می‌تواند میوه‌ای به کوچکی تمشک را با آن بردارد.
خرطوم فیل بسیار حساس است: فیل‌هایی که می‌خواهند جفت‌گیری کنند خرطوم‌هایشان را در هم حلقه می‌کنند.فیل‌های مادر وقت زیادی را صرف لمس و نوازش بچه هایشان می‌کنند.آن‌ها این کار را با خرطوم‌هایشان انجام می‌دهند.این «نوازش فیل» برای بچه فیل بسیار مهم است.بچه‌ای که نوازش نشود به اندازهٔ بچه‌ای که تماس زیادی با مادرش داشته باشد رشد نمی‌کند.

عاج 
عاج‌ها٬ در واقع دومین دندان‌های پیشین بالایی فیل‌اند.وقتی این دندان‌ها شروع به رشد می‌کنند٬ مثل دندان انسان٬ لایه‌ای از مینا دارند.ولی وقتی بزرگتر می‌شوند٬ مینا دیگر روی دندان‌ها را نمی‌پوشانند.بیشتر این دندان‌ها از عاج ساخته شده است.فیل‌ها از این عاج‌ها برای دفاع کردن و غذا خوردن استفاده می‌کنند.این دندان‌ها در تمام طول عمر فیل رشد می‌کنند٬ بنابراین فیلی که عاج‌های بسیار بزرگی دارد معمولاً حیوانی پیر است.عاج ماده‌ها کوچک‌تر از عاج نرهاست و عاج فیل آسیایی هم کوچک تر از فیل آفریقایی است.

گونه ها
فیل آفریقایی
فیل آسیایی
فیل چینی
خط فرگشتی دو گونه فیل آفریقایی و فیل آسیایی در حدود ۶٫۷ میلیون سال پیش از هم جدا شد.

فیل آفریقایی


فیل آفریقایی یکی از دو گونه فیل موجود در حاضر است. فسیل این گونه تنها در آفریقا یافت شده است، جایی که در آن در دوره پلیوسن میانی تکامل یافته است.

فیل آسیایی


فیل آسیایی (نام علمی: Elephas maximus) یکی از دو گونه اصلی فیل موجود در حاضر است. فسیل این گونه تنها در شرق آسیا یافت میشود.
این فیلها به حدی در فرهنگ آسیای شرقی اهمیت دارند که در وجه قدیسی بنام گانش تقدس دارند.

پراکندگی و زیستگاه
 فیل‌های آسیایی در سرزمین‌هایی چون علفزارها، جنگل‌های استوایی همیشه سبز، جنگل‌های خزان‌پذیر، جنگل‌های برگریز مرطوب، جنگل‌های برگریز خشک، جنگل‌های خاردار خشک و همچنین بوته‌زارها و زمین‌های زیر کشت ساکن شدند. در بیشتر این زیستگاه‌ها، از ارتفاع سطح دریا تا بیش از ۳۰۰۰ متر می‌توان فیل‌ها را مشاهده کرد. در هنگام تابستان در برخی بخش‌های ارتفاع بیش از ۳۰۰۰ متری شرق هیمالیا در شمال‌شرق هند، می‌توان جابه‌جایی منظم فیل‌ها را دید. 

گونه های آسیایی 
فیل سریلانکا که در سریلانکا زندگی می‌کند. 
فیل هند که در هند، نپال، بنگلادش، بوتان، میانمار، تایلند، مالایا، ویتنام، کامبوج، لائوس و چین زندگی می‌کند. 
فیل سوماترا که در سوماترا و بورنئو زندگی می‌کند.

فیل چینی


فیل چینی یا فیل عاج صورتی (نام علمی: Elephas maximus rubridens) از زیرگونه‌های انقراض یافتهٔ فیل آسیایی است که زمانی در مرکز و جنوب چین می‌زیست. نسل این فیل به دلیل شکار بی‌رویهٔ آن برای عاج‌هایش تا سدهٔ چهاردم پیش از میلاد منقرض شد. فیل‌هایی که امروزه در استان‌های جنوب غربی چین یافت می شوند زیرگونهٔ دیگری از فیل آسیایی یعنی فیل هندی هستند.







نوع مطلب : طبیعت، جانوران، 
برچسب ها : حیوان، فیل،
لینک های مرتبط : منبع : ویكی پدیا،

سه شنبه 27 فروردین 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا
كرگدن ها


كرگدن  را به هر یک از عضوهای خانوادهٔ کرگدن‌ها با نام علمی Rhinocerotidae گویند. کرگدن‌ها جانورانی پستاندار از راستهٔ تکسُمان هستند.
کرگدن‌ها با وجود گیاهخوار بودن، حیوانات خطرناکی هستند. در هندوستان و نپال تعداد سالانه حملات و آسیب‌رسانی کرگدن‌ها به انسان بیش از ببرها و پلنگ‌ها است.
کرگدن‌ها به خاطر شاخشان به صورت غیرقانونی شکار می‌شوند و این نسل بعضی گونه‌های آن را در معرض خطر انقراض گذاشته‌است. بر پایه‌گذارش سازمان بین‌المللی حفاطت از محیط زیست، نسل کرگدن سیاه غرب آفریقا منقرض شده و سرنوشت مشابهی در انتظار کرگدن سفید بومی آفریقای مرکزی است.
کرگدن‌ها با تمام پستان داران شاخ‌دار فرق دارند٬ چون شاخ آن‌ها بالای سرشان نیست٬ بلکه نزدیک نوک بینی‌شان است.این شاخ‌ها مانند شاخ گاو یا شاخ گوزن نیست٬ بلکه از موهای کلفت و به هم فشرده تشکیل شده‌است.
کرگدن‌ها در چمن زارها و جنگل‌های مناطق گرمسیری زندگی می‌کنند و همیشه در نزدیکی آب‌اند٬ زیرا نیاز دارند که هر روز آب بخورند و از غلتیدن در گِل هم لذت می‌برند.این جانوران فقط گیاه می‌خورند.کرگدن ها حس شنوایی و بویایی خوبی دارند ولی دیدشان ضعیف است.
کرگدن‌ها با وجود پوست کلفتشان٬ گرفتار کنه‌ها و انگل‌های دیگر می‌شوند.بیشتر وقت‌ها می‌توان آن‌ها را با پرنده‌ها دید٬ که با خوردن این آفت‌ها به کرگدن‌ها کمک می‌کنند.ممکن است گربه‌سانان بزرگ مثل ببر و پلنگ٬ بچه کرگدن‌ها را شکار کنند٬ ولی تنها دشمن کرگدن بالغ٬ انسان است.

گونه ها
سرده غول شاخدار (Ceratotherium)
کرگدن سفید (C. simum)
سرده دوشاخ‌بینی (Dicerorhinus)
کرگدن سوماترایی (D. sumatrensis)
سرده دوشاخ (Diceros)
کرگدن سیاه (D. bicornis)
سرده بینی‌شاخ (Rhinoceros)
کرگدن هندی (R. unicornis)
کرگدن جاوه‌ای (R. sondaicus)
سرده تهی‌دندان (Coelodonta)
کرگدن پشمین (C. antiquitatis) (منقرض)
سرده غول صفحه (Elasmotherium)
تک‌شاخ غول‌پیکر (E. sibiricum) (منقرض)





نوع مطلب : طبیعت، جانوران، 
برچسب ها : حیوان، کرگدن،
لینک های مرتبط : منبع : ویكی پدیا،

سه شنبه 27 فروردین 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا
میمون ها


میمون‌ها از نسل پیش‌میمونیان پدید آمده‌اند. میمون‌مانندهای اولیه در آمریکای جنوبی طی نود میلیون سال به رده پَخ‌بینیان (مارموست‌ها، میمون‌های عنکبوتی و غیره) تکامل یافته‌اند که ویژه جهان نو (قاره آمریکا) هستند. در جهان کهن تکامل میمون مسیر متفاوت و پرثمرتری را پیمود که نخستین گام آن پیدایش رده راست‌بینیان (ماکاک‌ها، بابون‌ها و غیره) بود.

میمون در فضانوردی 
اولین میمونی که به فضا پرتاب شد، در سال ۱۹۴۹ توسط آمریکا و بر روی موشک موسوم به V-2 به ارتفاع ۱۳۴ کیلومتر از سطح زمین رسید. این میمون در مسیر بازگشت، به دلیل باز نشدن چتر نجات کشته شد.

گونه ها
مندریل
میمون شبگرد هندی
میمون قرمز
میمون قرمز غربی
میمون جیغ‌زن
بونوبو
شامپانزه
مارموست

مندریل (شاه بابون)


مَندریل یا شاه‌بابون (Mandrillus sphinx) نوعی بوزینهٔ درشت‌اندام آفریقایی است. مندریل که در باختر آفریقا زندگی می‌کند بستگی نزدیکی با بابون‌ها و دریل‌ها دارد. مندریل بزرگ‌ترین گونهٔ میمون است. معنی واژه، مندریل «انسان-میمون» است.
این حیوان از خانوادهٔ میمون‌های بر قدیم (سرکوپیتسیدا، Cercopithecidae) و جنس شاه‌بابون‌ها (Mandrillus) است.

میمون شبگرد هندی


میمون شبگرد هندی (نام علمی Tarsius pumilus) پستانداری از خانواده نخستی‌ها می‌باشد. وزن این حیوان ۲ اونس (حدود ۵۷ گرم) و بدنش پوشیده از خز است.
خاستگاه این میمون در مرکز سولاوسی اندونزی است.آخرین باری که این موجود به صورت زنده دیده شد در سال ۱۹۲۱ بود.

میمون سرخ

میمون سرخ گونه ای از میمون‌های بر قدیم هستند.آنها نزدیکترین نوع به میمون سیاه و سفید هستند و خیلی از گونه‌هایشان گروههایی را با میمون آبی تشکیل دادند و با آنها زندگی کردند.زیر گونه‌ای از این میمون به نام میمون سرخ غربی خیلی زیاد توسط شامپانزه‌ها شکار می‌شود.

زیرگونه‌ها
میمون سرخ غربی
میمون پنانت
میمون سرخ پرویس
میمون سرخ تالون
میمون سرخ مرکز آفریقا
میمون سرخ اوگاندایی
میمون سرخ اوزونگاوا
میمون سرخ زانزیبار
میمون سرخ رودخانه تانا

خصوصیات ظاهری 
میمون سرخ معمولاً یک پوشش سیاه یا قهوه‌ای در پشتش دارد، دستها، پاها و سر سرخ یا مایل به خاکستری هستند.جلوی بدنش سفید یا خاکستری است.بعضی از گونه‌ها مقداری موی سفید دور تا دور سرشان دارند.ماده‌ها کوچکتر از نرها هستند اما شبیه هم دیده می‌شوند و تفاوت آنچنان محسوسی ندارند.مانند تمام میمونهای سرخ زندگی می‌کنند.اندازه اشان به ۴۵ تا ۶۷ سانتیمتر می‌رسد.اندازه دم ۵۲ تا ۸۰ سانتیمتر است، و وزنشان بین ۵ تا ۱۱ کیلوگرم.

عادات 
این حیوانات در روز بر روی درخت زندگی می‌کنند و برای پیدا کردن غذا از درختی به درخت دیگر میپرند.آنها در گروهای ۲۰ تا ۸۰ عدیدی (میانگین ۵۰ عدد) زندگی می‌کنند و از چندین نر و ۲ یا ۳ ماده تشکیل می‌شوند.در گروه سلسله مراتبی وجود دارد که این سلسله مراتب در ارجحیت دسترسی به غذا، مکان خواب مناسب تر و تقدم در جفت گیری نمود پیدا می‌کند.این حیوانات کمتر در یک محل ساکن هستند با توجه به اینکه در مناطق بزرگتر(حدودا ۱۰۰ هکتار) و گروهای بزرگتر از میمونهای سیاه و سفید زندگی می‌کنند.تغذیه این حیوانات اساسا شامل برگهای تازه٬جوانه‌ها ٬دانه ها، میوه‌ها و گیاهان دیگر است.

میمون سرخ غربی

میمون سرخ غربی نوعی میمون از زیر گونه‌های میمون‌های بر قدیم است و اغلب توسط شامپانزه‌ها به خاطر گوشتشان شکار می‌شوند.در سال ۱۹۹۴ این میمونها باعث آلودگی تعداد زیادی از شامپانزه‌ها که آنان را شکار کرده بودند به ویروس «ابولا» شدند.

زیرگونه
میمون مایل به سرخ.
میمون سرخ تمینکس.
میمون سرخ خانم والدرون.
زیرگونه والدرون شدیدا در حال انقراض است و یا حتی ممکن است تا الان کاملا منقرض شده باشد.اما دو زیر گونه دیگر منقرض نشده‌اند اما خطر انقراض آنان را به شدت تهدید می‌کند.

خصوصیات ظاهری
طول سر و بدن آنها ۴۵ تا ۶۷ سانتیمتر است و دمی به طول ۸۰ سانتیمتر دارند و وزنشان بین ۵ تا ۱۱ کیلوگرم البته نرها به صورت ناچیزی از ماده‌ها سنگین تر هستند.بدنی لاغر با اعضای کشیده دارند.پوشش بدنشان خاکستری-قهوه‌ای یا سیاه است.دستها و سر و پاها قهوه‌ای مایل به سرخ و شکمشان سفید است.

عادات
این حیوانات مانند سایر میمونها از درخت به راحتی بالا می‌روند و دارای دم بلند و انگشتان درازی هستند و به ندرت بر روی زمین حرکت می‌کنند و در واقع درخت زی هستند.این حیوانات در گروهای ۱۰ تا ۸۰ عددی زندگی می‌کنند(میانگین ۵۰ عددی)در یک گروه چندین مذکر و نهایتا ۲ یا ۳ مونث زندگی می‌کنند.بعضی از نرها مخصوصا نرهای جوان از گروهی که د آن متولد شده‌اند بیرون می‌شوند.در میان هر دو جنس سلسله مراتبی رعایت می‌شود که در ارجح بودن در استفاده از غذا٬جای خوا مناسب، ارجحیت در تیمار پوستشان و در جفت گیری(اغلب بچه ها، بچه‌های نری است که در سلسله مراتب بالاتر است) نشان داده می‌شود.ارتباط برقرار کردن این موجودات شامل گستره‌ای از نداها و اشارات و حتی ژستهای ویژه می‌باشد.
این حیوانات محدودهٔ ویژه‌ای ندارند که بخواهند از آن دفاع کنند اما از همان محدوده‌ای که فعلاً در آن زندگی می‌کنند در برابر مهاجمان دیگر دفاع می‌کنند و جیغ می‌کشند که به آنها بفهمانند وارد محدودیشان شده‌اند.اندازه محدوده مورد نظر بستگی به تعداد اعضای گروه دارد و از ۸ هکتار تا ۱۳۲ هکتار متغیر است که در هر هکتار ۱ یا ۲ حیوان زندگی می‌کنند.
میمون غربی آفریقایی از برگ‏ها میوه‌ها و شکوفه‌های آنها تغذیه می‌کند.معده آنها می‌تواند سلولز را هضم کند و باعث شده که معده اشان مانند معده نشخوار کننده‌ها باشد.
طول مدت آبستنی حبوان ماده ۴٫۵ تا ۵٫۵ ماه است و بعد از آن مدت یک بچه بدنیا می‌آورد.بیشتر تولدها در فصل پاییز است.برخلاف سایر میمونها، پرستاری از بچه فقط بر عهده مادر است و سایر ماده‌ها کاری به بچه ندارند.
ماده‌ها نیز مانند نرها در هنگام رسیدن به بلوغ از گروه اخراج می‌شوند اما خیلی زودتر از آنکه ماده با گروهی دیگر ارتباط برقرار کند نر بیرون شده‌است.میمون سرخ غربی از شکارهای شامپانزه و پلنگ است، ولی بیشترین تهدید از طرف انسان‌ها است.در هر حال با اینکه زیستگاهای آنان به تدریج در حال نابودی است اما بیشتر زیستگاههای آنها در مناطق محافظت شده قرار دارد.به شکار آنها برای گوشتشان اشاره‌ای نشده اما این حیوانات در لیست حیوانات در معرض انقراض قرار دارند.بویژه که وضعیت زیر گونه‌ای از آنها به نام «میمون سرخ خانم والدرون» اعلام شده بود که در سال ۲۰۰۰ منقرض شده‌است.اما گزارشهای موثقی وجود دارد که این حیوان در جنوب شرقی کشور ساحل عاج هنوز وجود دارد که در مرز انقراض است و نیاز به حمایت دارد. میمون سرخ غربی یکی از نه زیرگونه میمون سرخ است.

میمون جیغ‌زن


میمون جیغ‌زن(به انگلیسی: Howler monkeys)‏نوعی میمون است که بیشتر در جنگل‌های آمریکا یافت می‌شود و تا ۱۲۰ سانتی‌متر قد می‌کشد و جیغ‌های آن حتی تا ۳ کیلومتر نیز شنیده می‌شود.

میمون بونوبو (شامپانزه کوتوله)

بونوبو یا شامپانزه کوتوله با نام علمی Pan paniscus گونه‌ای از سردهٔ شمپانزه‌است. نسل بونوبوها در معرض انقراض قرار دارد و زیستگاه فعلی آن‌ها تنها بخشی از جمهوری دموکراتیک کنگو در آفریقا است.
بونوبوها به همراه شامپانزه‌ها نزدیک‌ترین خویشاوند انسان هستند. از آن‌جا که بونوبوها و شامپانزه‌ها هیچ‌یک شناگران ماهری نیستند، احتمالاً جدایی این دو گونه پس از تشکیل رودخانهٔ کنگو در ۱٫۵-۲ میلیون سال پیش آغاز شده‌است.
کوکولوپوری یکی از مناطق غنی از نظر زیستگاه بونوبوها و مرکز اصلی جنگل صلح بونوبو است.

نظام اجتماعی
نظام اجتماعی بونوبوها بر مساوات، صلح‌جویی و آمیزش جنسی نهاده‌است. با اینکه گونه‌ای رتبه‌بندی اجتماعی در جامعه‌های ایشان به چشم می‌خورد، روی‌هم‌رفته رفتار افراد با هم بر پایهٔ مساوات است. درگیرهای خشن میان افراد بسیار کم است و معمولاً از آمیزش جنسی برای رفع مناقشات و کاستن تنش‌های موجود میان افراد استفاده می‌شود.
در نظام اجتماعی این کپی‌ها جانوران ماده نقش اصلی را به عهده دارند. غذا غالباً میان همه تقسیم می‌شود و سکس در میان آنها از جایگاه بخصوصی برخوردار است.بونوبوهای نر حالت تهاجمی بخصوصی ندارند و برخلاف گونه‌های دیگر که درگیر نزاع‌های روزانه‌اند (مانند شامپانزه‌های معمولی) فاقد دستگاه عضلانی قابل ملاحظه هستند. بونوبوها از آمیزش جنسی به عنوان سلام استفاده می‌کنند. آن‌ها به‌جز انسان تنها حیواناتی هستند که همهٔ انواع آمیزش‌های جنسی زیر در آن‌ها مشاهده می‌شود: آمیزش روبه‌رو (طبق‌زنی و آلت‌مالی)، بوسه زبانی، سکس دهانی، همجنسگرایی و دوجنسگرایی.
جامعهٔ ایشان مادرسالار است و منزلت نران با توجه به مادر ایشان تعیین می‌شود. شهرت این کپی‌ها به مساوات‌گری و صلح‌جویی به معنی نبود تهاجمگری در میان ایشان نیست. دیده شده‌است که چند کپی ماده به‌اتفاق بر نری تنها بتازند. تازش بر نران فرومرتبه در قیاس با نران بلندمرتبه بسیار شایع‌تر است. با این حال این تازش‌ها بر خلاف تازش‌ها در اجتماعات شمپانزه‌های معمولی هرگز مرگبار نیست یعنی تازش مرگبار تا کنون دیده نشده‌است.
بونوبوها خوراک خود را داوطلبانه با دیگر هم‌نوعان خود تقسیم می‌کنند. به بیانی دیگر بونوبوها ترجیح می‌دهند به جای تنها غذا خوردن آن را تقسیم کنند و غذای خود را با بونوبوی دیگری بخورند.

ملاحظات تکاملی در خاستگاه انسان
بونوبوها به همراه شمپانزه‌های معمولی نزدیک‌ترین خویشان انسان‌اند. انشقاق شمپانزهٔ معمولی و بونوبو بسی سپس‌ترِِ انشقاق دودمان انسان از شاخهٔ منتهی به این دو کپی، صورت پذیرفته‌است پس فاصلهٔ فیزیولوژیک بونوبو و انسان با آنِ شمپانزه و انسان یکی‌است. سابقهٔ مطالعهٔ شمپانزه‌ها بسی کهن‌تر است. وانگهی به‌سنت، نظام اجتماعی پدرسالار و جنگجوی شمپانزه‌های معمولی چون روزنه‌ای برای نگریستن در گذشتهٔ تاریک نظام اجتماعی دودمان انسان بوده‌است. در جامعهٔ شمپانزه‌ها جنگ بین‌گروهی، کشتار، گوشتخواری، نظام طبقاتی، ابزارسازی و بازی‌های سیاسی بر سر قدرت فراوان یافت می‌شود. اینها همه در جامعه‌های انسانی دیده می‌شود ولی بیشتر به جنبهٔ مردانهٔ آدمیت مربوط می‌شود. با درآمدن بونوبو به صحنه تصویر سنتی از اجتماعات پیشاانسان‌ها به چالش کشیده شد. امروزه عده‌ای از علمگران به چند دلیل بونوبو را مدل بهتری برای جامعهٔ اجداد انسان می‌دانند:
 ۱) نسبت‌های اندام‌های بدن به یکدیگر در بونوبو به نسبت‌های انسانی نزدیک‌تر است.
 ۲) چون زیستگاه بونوبو که بیشه‌های پردرخت است به زیستگاههای جد مشترک انسان و شمپانزه نزدیک‌تر است احتمال کم‌تر بودن فشار تکاملی و در نتیجه        تغییر کمتر این گونه (در قیاس با شمپانزه) می‌رود.
۳) اشتراک کد ژنتیکی مربوط به رفتار تعلقی (دوستانه) در انسان و بونوبو. این کد ژنتیکی در شمپانزهٔ معمولی نیست.

میمون شامپانزه

شامپانزه نام رایجی برای دو گونه کپی در سردهٔ پان است. رود کنگو دیوار حائلی میان زیستگاه طبیعی دو گونهٔ شامپانزه‌ها است:
شامپانزه معمولی (غرب و مرکز آفریقا)
بونوبو (جنگل‌های جمهوری دموکراتیک کنگو)
شامپانزه‌ها همانند گوریل‌ها، انسان‌ها و اورانگوتان‌ها عضوی از خانوادهٔ میمون‌های آدم‌وارهستند. شامپانزه‌ها حدود ۶ میلیون سال پیش از فرگشت انسان جدا شده‌اند، و در حال حاضر دو گونه شامپانزهٔ موجود نزدیک‌ترین خویشاوندان زندهٔ انسان‌ها هستند دو گونهٔ شامپانزهٔ معمولی و بونوبو (شامپانزهٔ کوتوله) نزدیک به ۱ میلیون سال پیش از هم جدا شده‌اند.

روابط فرگشتی
سردهٔ پان Pan بخشی از زیرخانوادهٔ انسان‌ساییان است که انسان هم به آن تعلق دارد. این‌دو نزدیک‌ترین خویشاوند فرگشتی هم هستند و حدود ۶ میلیون سال پیش از هم جدا شده‌اند. پژوهش ماری-کلر کینگ در سال ۱۹۷۳ نشان داد که ۹۹٪ دان‌آی انسان همانند شامپانزه است.البته پژوهش‌های بیشتر نشان داد که این رقم ۹۴٪ است و برخی از ۶ درصد متفاوت نیز در بخش بی‌مصرف دی‌ان‌آ قرار گرفته‌است. به دلیل این شباهت ژنتیکی، برخی پیشنهاد داده‌اند که بهتر است شامپانزه‌ها را به جای سردهٔ پان در سردهٔ هوموطبقه‌بندی کنند. دلیلی که آورده می‌شود این است که بسیاری گونه‌ها با تفاوت ژنتیکی بیشتر از انسان و شامپانزه در یک سرده فرض می‌شوند.

سنگواره‌ها 
بسیاری سنگواره‌های انسان پیدا شده، ولی سنگوارهای شامپانزه تا سال ۲۰۰۵ توصیف نشده بود. جمعیت‌های شامپانزهٔ حاضر در غرب و مرکز آفریقا با مناطقی که که سنگواره‌های انسان در آن یافت شده (عموماً شرق آفریقا) هم‌پوشانی ندارد. اگرچه، سنگواره‌هایی از شامپانزه‌ها در کنیا یافت شده‌است. این بدان معنی است که در اواسط دوران پلیستوسن، انسان‌ها و اعضای سردهٔ پان در شرق آفریقا در کنار هم می‌زیسته‌اند.

کالبدشناسی و فیزیولوژی
شامپانزهٔ معمولی در حالت ایستاد ۱.۷ متر قد و تا ۷۰ کیلوگرم وزن دارد. ماده‌ها عموماً کوچکترند. بازوان بازشدهٔ شامپانزهٔ معمولی تا یک و نیم برابر قدش می‌رسند. دست‌های آنها بزرگتر از پاهایشان است. بونوبوها از شامپانزه‌های معمولی کوتاه‌تر و لاغرترند، ولی دست و پای درازتری دارند. هر دو گونه از بازوان قوی و دراز خود برای بالارفتن از درختان استفاده می‌کنند. شامپانزه‌ها در هنگام راه رفتن روی زمین، معمولاً با چهار دست و پا با مشت‌های گره‌کرده راه می‌روند. این نوع سیستم حرکت به «مشت‌پیمایی» مشهور است.
پاهای شامپانزه از اورانگوتان برای راه رفتن مناسب‌تر است. به این خاطر که کف پای شامپانزه پهن‌تر و انگشتان پا در آنها کوتاه‌تر می‌باشد. هم شامپانزهٔ معمولی و هم بونوبو می‌توانند ایستاده روی دو پا راه بروند، و این کار را در هنگامی که از دست یا بازویشان برای حمل کردن اجسام استفاده می‌کنند انجام می‌دهند. موی آنها سیاه است و صورت، انگشتان و کف دست‌ها و کف پاها بدون مو است. شامپانزه‌ها مانند دیگر کپی‌های بزرگ دم ندارند. برآمدگی استخوانی بالای چشم‌ها به پیشانی آنها ظاهری توررفته می‌دهد. بینی آنها صاف است. آرواره جلو زده است، و لب‌ها می‌توانند بیرون بزنند. اندازهٔ مغز یک شامپانزه حدود نصف مغز یک انسان است.
بیضه‌های شامپانزه نسبت به کل بدنش به صورت غیرعادی بزرگ است. در شامپانزه وزن آن به طور متوسط ۱۱۰ گرم است. در مقایسه با آن در گوریل ۲۸ گرم و در انسان ۴۳ گرم می‌باشد. دلیل آن رقابت اسپرم‌ها در نتیجهٔ طبیعت چندشوهری شامپانزه‌ها و رفتار خاص جفت‌گیری آنها دانسته شده‌است.
در هر دو گونه رنگ پوست بی‌حفاظ صورت، دستان و کف پاها از صورتی تا خیلی تیره متغیر است. به طور کلی رنگ پوست در سنین پایین روشن‌تر است و به مرور با بالغ شدن رو به تیرگی می‌گذارد. بونوبوها به نسبت اندام فوقانی درازتری دارند و بیشتر از شامپانزه معمولی روی دو پا راه می‌روند. پژوهشی در مرکز پزشکی دانشگاه شیکاگو حاکی از تفاوت‌های ژنتیکی بسیاری در میان جمعیت‌های پراکندهٔ شامپانزه‌ها است.
شامپانزه‌ها به طور متوسط در ۸ تا ۱۰ سالگی بالغ می‌شوند و در حیات وحش به ندرت از ۴۰ سال می‌گذرند. در اسارت، عمر تا بیش از ۶۰ سال گزارش شده‌است.

رفتار 
تفاوت‌های ساختار بدنی میان شامپانزهٔ معمولی و بونوبو اندک، ولی تفاوت رفتارهای جنسی و اجتماعی بسیار است. شامپانزه معمولی یک رژیم غذایی همه‌چیزخوار دارد، و فرهنگ شکارگری گروهی در آنها با پیشتازی یک نر آلفا به همراه چند نر بتا همراه است. این روابط اجتماعی بسیار پیچیده هستند.

هوش 
شامپانزه‌ها ابزار می‌سازند و از آن برای بدست آوردن خوراکشان استفاده می‌کنند.آنها روش‌های پیچیده‌ای برای شکار دارند که مستلزم همکاری، نفوذ و رتبه و درجه‌است.آنها در وضعیت آگاهانه توانایی دستکاری و فریب دادن را دارند.آنها می‌توانند با استفاده از یادگیری نمادها و درک جنبه‌های انسانی زبان شامل مفاهیم تعداد و توالی اعداد را درک کنند، و آنها را توانا به برنامه ریزی خودکار برای رویدادها و حوادث آینده می‌کند. 

میمون مارموست


مارموسِت‌ها (مارموزت هم نوشته‌اند) میمون‌های بسیار کوچک‌جثه و دم‌بلند جهان نو هستند که بر خلاف میمون‌های پیشرفته‌تر به جای ناخن چنگال دارند و دم آنان گیرنده نیست.


گوریل در ادامه مطلب


نوع مطلب : طبیعت، جانوران، 
برچسب ها : حیوان، میمون،
لینک های مرتبط : منبع : ویكی پدیا،

دوشنبه 26 فروردین 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا
گرازها


گراز یا خوک وحشی اورآسیا نوعی خوک است که نیای بیشتر خوک‌های اهلی به‌شمار می‌رود. این حیوان بومی بیشتر مناطق شمالی و مرکزی اروپا، نواحی مدیترانه‌ای (از جمله کوه‌های اطلس در شمال آفریقا) و بیشتر مناطق آسیا است.

شکل ظاهری
بدن گراز بسیار متراکم است، سر بزرگ و پاها نسبتاً کوتاه است. خز او از موهای زبر و ضخیم و بلندی است که در پشت سر و گردن تا شانه و تا وسط بدن بلندتر است. رنگ آن از خاکستری تیره تا سیاه و قهوه‌ای متغیر است.اما در نواحی مختلف تنوع رنگی زیادی مشاهده می‌شود به طوری که گرازهای مایل به سفید در آسیای میانه دیده شده‌اند. گرازها در بچگی روشنتر همراه با خطوط قهوه‌ای هستند اما با بالا رفتن سن این خط‌ها کمرنگ تر شده و در بزرگسالی خاکستری یا قهوه‌ای تیره می‌شوند.
گرازهای نر بزرگسال از ۱۰۰ تا ۱۵۰ سانتیمتر طول دارند و ارتفاعشان از شانه تا زمین به ۹۰ سانتیمتر می‌رسد. میانگین وزنشان بین ۶۰ تا ۷۰ کیلوگرم می‌باشد. با این وجود تفاوت وزن در میان گرازها زیاد است گزارشهایی از شکار گراز به وزن ۱۵۰ کیلوگرم و حتی گزارشی از یک نمونه فرانسوی در سال ۱۹۹۹ به وزن ۲۲۷ کیلوگرم نیز شده است. گرازهای کوههای کارپات به وزن ۲۰۰ کیلوگرم ثبت شده‌اند و این در حالی است که گرازهای روسی و رومانیایی می‌توانند به وزن ۳۰۰ کیلوگرم نیز برسند.
دندانهای آنها می‌تواند برای دفاع و جنگیدن و حفر زمین به کار آید. عاج‌های یک نر بزرگسال حدوداً ۲۰ سانتیمتر می‌شود که به ندرت بیش از ۱۰ سانتیمتر آن بیرون از دهان می‌آید.اما در مواردی استثنایی طول عاج به ۳۰ سانتیمتر نیز رسیده است که در بیرون از دهان به شکل خمیده و به طرف بالا آمده است. در جنس ماده دندان‌ها کوتاهتر است و به طور استثنایی در ماده‌های مسن به صورت خم شده درآمده‌اند.

عادات 
گرازهای نر معمولاً در گروهای ۲۰ عددی زندگی می‌کنند اما گروهایی بالای ۵۰ گراز نیز دیده شده است. ماده‌ها نیز معمولاً در گروهای ۳ الی ۴ عددی همراه با فرزندانشان هستند.نرها در این گروهها نیستند و فقط ۲ یا ۳ بار در سال و مواقع جفت گیری پیدایشان می‌شود.
آنها تقریباً هر چیزی را که قابل خوردن باشد می‌خورند از قبیل غذاهای گیاهی مانند ریشه و ساقه و برگ و دانه‌های مختلف و غلات و حبوبات و میوه‌جات و غذاهای حیوانی چون حشرات و لارو آنها و بی‌مهره‌های کوچک و حتی جوندگان و لاشه حیوانات بزرگ. گرازهای نر چون بدنشان بافت چربی ندارد که گرمشان کند زمین را با عاجهایشان می‌کنند و در آن میخوابند. اما بچه‌ها چون قدرت حفر زمین را ندارند در کنار هم جمع می‌شوند. در صورتی که به آنها حمله شود یا احساس خطر کنند می‌توانند به خوبی از خود دفاع کنند. نرها با حرکت سر خود از پایین به سمت بالا و با استفاده از دندانهای تیز خود زخمهای بدی به دشمن وارد می‌کنند و ماده‌ها که دندانها بزرگ ندارند با دهان بزرگ خود گاز می‌گیرند. البته این حملات معمولاً برای انسان کشنده نیست اما انسان را بسیار بد زخمی می‌کند. گرازها لانه اشان را در کنار آب می‌سازند و در طول روز در لانه میمانند اما هنگام بارندگی و وقوع سیلاب گرازها لانه را ترک می‌کنند.

تولید مثل 
در مناطق سردسیر گرازها در اواسط زمستان جفت گیری می‌کنند اما در مناطق گرمسیری زودتر از آن این کار را می‌کنند.در طول مدت جفت گیری چند نر و چند ماده با هم می‌گردند(۳ الی ۵ عدد)در طول دوره جفت‌گیری گرازها به نسبت قبل بسیار کمتر غذا می‌خورند و بیشتر آب می‌نوشند. قبل از زایمان ماده از چوب خشک و علوفه برای خود لانه می‌سازد. دوران حاملگی این حیوان ۴ ماه می‌باشد که در پایان این دوران ۸ الی ۱۲ بچه بدنیا می‌آورد. بچه‌ها در نوع ماده در ۱۸ ماهگی و در نوع نر کمی زودتر آماده جفت گیری می‌شوند.

دشمنان طبیعی 
گراز یکی از مهمترین منابع غذایی ببر در مناطقی‌ست که هر دوی این حیوانات در آن حاضرند. ببرها معمولاً دسته‌های گراز را تعقیب کرده و یکی از اعضای مریض یا ضعیف را شکار می‌کنند. ببرها گراز را در مسافت‌های طولانی‌تری نسبت به دیگر طعمه‌های خود تعقیب می‌کنند، اما معمولاً از درگیری با گرازهای نر بالغ می‌پرهیزند. در موارد بسیاری گرازها برای دفاع از خود زخم‌های کاری به ببرها وارد کرده‌اند که منجر به مرگ آن‌ها شده‌است.
گرگ دیگر شکارچی مهم گراز در برخی مناطق است. گرگ‌ها بیشتر به سراغ بچه گرازها می‌روند، هرچند شکار گراز بالغ نیز در ایتالیا، شبه‌جزیره ایبری و روسیه گزارش شده‌است. البته در درگیری با گرازهای بزرگ‌سال نیز گرگ به‌جای حمله مستقیم با یک ضربه گردن وی را زخمی می‌کند تا گراز از خون ریزی شدید ضعیف شده و بعد حمله نهایی را هنگامی که گراز بی جان شده بود انجام دهند. در برخی مناطق شوروی سابق یک گله گرگ در هر سال به طور میانگین ۵۰ تا ۸۰ گراز را طعمه خود می‌کند. در برخی مناطق ایتالیا که گراز و گرگ هم‌بوم‌اند، درصد بالای شکار گراز توسط گرگ باعث شده تا گرازها رفتاری تهاجمی را نسبت به گرگ‌ها و سگ‌های اهلی از خود بروز دهند.
کفتار راه‌ راه نیز گهگاه از گراز تغذیه می‌کند. البته گویا فقط سه زیرگونهٔ بزرگ‌تر ساکن شمال غرب آفریقا، خاورمیانه و هند توانایی کشتن گراز را دارند.
بچه گرازهای کوچک برای چندین گونهٔ دیگر نیز شکار مهمی به شمار می‌روند. از جمله مارهای بزرگ همچون پایتون مشبک، پرندگان شکاری بزرگ و بسیاری از گربه‌سانان وحشی. بالغ‌ها با توجه به اندازه، قدرت و توانایی دفاعی‌شان عموماً هدف حمله قرار نمی‌گیرند هرچند آن‌ها نیز ممکن است شکار پلنگ‌های بالغ، خرس‌های بزرگ (عمدتاً خرس قهوه‌ای) و تمساح‌های بالغ شوند. تمامی شکارچیان گراز شکارچیان فرصت‌طلب اند و از یک فرصت مناسب برای ربودن بچه گراز استفاده می کنند. گرازهایی که به خارج از زیستگاه طبیعی خود وارد شده‌اند (مثل قاره آمریکا و استرالیا) ممکن است در رأس هرم غذایی قرار گیرند، اما در برخی نقاط دیگر شکارچیانی مشابه شکارچیان حاضر در زیستگاه بومی‌شان یعنی اوراسیا آن‌ها را شکار می کنند.

رابطه با انسان
گراز بر اثر فعالیت‌های انسانی به بسیاری از نقاط دیگر دنیا از جمله قاره آمریکا و استرالیا وارد شده و امروزه این حیوان در تمامی قاره‌های جهان (جز قطب جنوب) و بسیاری از جزایر اقیانوسی زندگی می‌کند.
اهلی‌سازی این حیوان در نقاط مختلفی از زیستگاه‌های خود از جمله جنوب شرق آسیا، خاور دور و آسیای صغیر آغاز شد. در دوران‌های اولیه گراز وحشی یکی از منابع غذایی اصلی جوامع شکارچی بود و هنوز هم یکی از هدف‌های مهم برای شکار تفریحی است. شکار بی‌رویه نسل این حیوان را در بسیاری از مناطق از جمله بریتانیا، اسکاندیناوی، بخش‌هایی از شمال آفریقا، شمال ژاپن و بخش‌های بزرگی از شوروی سابق بر انداخت. اما هنوز هم این گونه پراکندگی بالایی دارد و در بسیاری از نقاط جمعیت زیادی دارد. از آن‌جا که این حیوان ممکن است به مزارع آسیب‌های جدی وارد کند در بسیاری از کشورها یک آفت شمرده شده و حمایتی از آن در خارج از مناطق حفاظت شده صورت نمی‌گیرد یا شکار آن آزاد است.
انقراض این حیوان در بریتانیا احتمالاً در قرن سیزدهم صورت گرفت اما در سال‌های اخیر خوک‌های اهلی و گرازهای گریخته از اسارت به طبیعت این کشور بازگشته‌اند. در سوئد هم نسل این حیوان دوباره احیا شده‌است. در دانمارک آخرین گراز در اوایل قرن نوزدهم شکار شد. آخرین گراز وحشی لیبی در سال ۱۸۸۰ مشاهده شد، در سال ۱۹۰۰ نسل این حیوان در تونس، سودان و مصر هم منقرض شده بود. البته در ایران فراوانی زیادی دارد.






نوع مطلب : طبیعت، جانوران، 
برچسب ها : حیوان، گراز،
لینک های مرتبط :

دوشنبه 26 فروردین 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا
خرس ها


خرسها پستاندارانی هستند با جثه بزرگ و دم کوتاهی که در میان موهای بلندشان مخفی است. سر گرد و گردنشان کوتاه است و هر کدام از دست‌ها و پاهایشان دارای پنج انگشت می‌باشد و از لحاظ حرکتی کف رو هستند.
دندان خرس تیز نیست و مانند سایر گوشتخواران برای بریدن گوشت طراحی نشده‌است. مثلا در بیشتر گوشتخواران، دندان نیش بزرگ است و برای کشتن طعمه کاربرد دارد. درخرس‌ها این دندان‌ها نسبتاً کوچکند و خرس‌ها از آن به عنوان ابزاری برای دفاع استفاده می‌کنند. دندان آسیای خرس مسطح و پهن است تا بتواند غذاهای گیاهی را خرد کرده و بکوبد. هریک از دست وپاهای خرس، ۵ چنگال تیز و بلند دارد که جمع نمی‌شود (برعکس گربه). این دست و پاها برای بالا رفتن از درخت و شکافتن خانه موریانه و کندوی عسل، یافتن وکندن ریشه گیاهان و گرفتن طعمه بکار می‌رود. راه رفتن خرس ها با راه رفتن بسیاری از گوشتخواران تفاوت دارد و گویی روی پنجهٔ پا راه می‌روند که برای افزایش سرعت، کارآمد است. خرس‌ها مثل انسان روی پا هم راه می‌روند. موی خرس بلند و زمخت است. رنگ موی آنها بسته به این که از چه نوع خرسی باشند می‌تواند تقریبا هر رنگی داشته باشد. مثلا سفید، بور، کرم، تمام سیاه، تمام قهوه‌ای، ... امید به زندگی خرس‌ها دقیقاً معلوم نیست. به نظر می‌رسد ۲۵ تا ۴۰ سال باشد. خرس‌های وحشی که در جنگل هستند نسبت به خرس‌هایی که در باغ وحش هستند در سنین پایین تری می‌میرند. رنگشان از سفید در خرس قطبی تا قهوه‌ای و سیاه در سایر گونه‌ها متفاوت است. دندانهای آسیای بالا با سطخ زیاد اما برجستگیهای روی آنها کند و صاف می‌باشد. این حیوان وحشی انواع گوناگونی دارد که غالبا گوشت‌خوار هستند اما از برخی خوراکی‌های گیاهی نیز تغذیه می‌کنند. محل زندگی خرس‌ها بسته به انواع آنها بسیار گوناگون و از جنگل و کوه گرفته تا سرزمین‌های قطبی گسترده‌است. خرس‌های قطبی بوی غذا را از فاصله صد مایلی در هوای آزاد و همچنین از فاصله سه متری در زیر برف تشخیص می‌دهد. این حیوان بسیاری از وقت خود را در زیر آب سپری می‌کند. آن‌ها در بعضی از کشورها رسماً به عنوان پستانداران دریایی طبقه بندی می‌شوند.

گونه ها
خرس خاکستری
خرس قطبی
خرس پاندا
خرس قهوه‌ای
خرس سیاه
خرس سیاه آسیایی
خرس سیاه آمریکایی
خرس عینکی
خرس تنبل
خرس آفتاب

خرس خاکستری (خرس گریزلی)


خرس خاکستری یا خرس گریزلی (به انگلیسی: grizzly bear)‏ گونه‌ای از خرس قهوه‌ای می‌باشد که عموما در ارتفاعات مناطق غربی آمریکای شمالی زندگی می‌کند. گمان می‌رود که خرس خاکستری از نژاد خرس‌های گریزلی سیاه مشتق شده باشد که در حدود ۱۰۰۰۰۰ سال پیش، از مناطق شرقی روسیه وارد آلاسکا و ۱۳۰۰۰ سال پیش با عبور از آلاسکا وارد مناطق جنوبی شد است.
به استثنای خرس‌های ماده‌ی دارای توله‌، خرس‌های گریزلی معمولا حیواناتی منزوی بوده و به تنهایی زندگی می‌کنند. البته خرس‌های گریزلی در زمان مهاجرت ماهی‌های آزاد در کناره سواحل و رودخانه‌ها و دریاچه‌ها و تالاب‌ها تجمع می‌کنند. خرس‌های ماده هر دو سال یک بار، یک تا چهار توله به دنیا می‌آورند (معمولا دو توله) که دارای جثه کوچکی بوده و فقط در حدود ۵۰۰ گرم وزن دارند. خرس ماده نسبت به توله‌هایش حساس بوده و اگر احساس خطر کند دست به حمله می‌زند.

خرس قطبی


خرس قطبی خرس بزرگی است که معمولاً در قطب شمال زندگی می‌کند.این خرس معمولاً به عنوان خرس سفید یا خرس شمالی نیز شناخته می‌شود.با توجه به گرم شدن زمین این موجودات در حال از بین رفتن هستند.

خرس قهوه‌ای


خرس قهوه‌ای نوعی خرس بزرگ است که در بسیاری از مناطق آمریکای شمالی و شمال اورآسیا پراکنده است. وزن این گونه از ۷۰ تا ۷۸۰ کیلوگرم متغیر است و بزرگ‌ترین زیرگونهٔ آن خرس کودیاک در قامتی هم‌اندازهٔ خرس قطبی با وی بر سر عنوان بزرگ‌ترین گونهٔ خرس و بزرگ‌ترین حیوان شکارچی روی زمین رقابت می‌کند.
با آن که قلمرو زیست خرس قهوه‌ای کاهش یافته و در بسیاری از مناطق منقرض شده‌است ولی همچنان در فهرست کمترین نگرانی آی‌یوسی‌ان باقی‌مانده و با جمعیت تقریبی ۲۰۰ هزار رأس خطر انقراض وی را تهدید نمی‌کند. بیشترین شمار خرس قهوه‌ای به ترتیب در روسیه، آمریکا (بیشتر در آلاسکا)، کانادا، منطقهٔ کارپات (به‌ویژه رومانی) و فنلاند، جائی‌که حیوان ملی این کشور نامیده می‌شود، سکونت دارند.

مشخصات فیزیکی
خرس‌های قهوه‌ای جزیره کدیاک در مقایسه با خرس های قطبی اندکی بزرگ ترند. بعضی منابع، این دو خرس را هم‌اندازه معرفی کرده‌اند. این دو خرس، بزرگ ترین شکارچیان زمین اند.  خرس‌های قهوه‌ای از ۹۰ کیلوگرم (خرس‌های ماده کوچک) تا بیش از ۸۰۰ کیلوگرم (برای خرس‌های بزرگ نر) وزن دارند. جمعیت خرس قهوه‌ای بر حسب این که از چه نوع رژیم غذایی استفاده می‌کند به طور قابل ملاحظه‌ای فرق دارد. به طور کلی آنهایی که در کنار دریا هستند و ماهی می‌خورند بیشتر عمر می‌کنند و وزنشان هم بیشتر است. مثلاً خرس قهوه‌ای که در آلاسکا زندگی می‌کند بیش از ۸۰۰ کیلوگرم وزن و ۲۳۰ سانتی متر قد دارد.خرس قهوه‌ای دمی به طول ۱۰ الی ۱۳ سانتی متر دارد. خرس قهوه‌ای در طول شانه‌هایش ماهیچه‌های برآمده تری دارد که آن را از انواع دیگر خرس‌ها متمایز می سازد. کوچک‌ترین نوع خرس قهوه ای، خرس قهوه‌ای اوراسیایی است که بالغ ماده آن ۹۰ کیلوگرم وزن دارد.

رفتار
آنها ممکن است به مدت بیش از هفت ماه در لانه یا غار، بدون غذا خوابیده باشند. در این حالت کاملاً بی حس و سست می‌شوند. بعد از بیدار شدن به طور وحشتناکی غذا می‌خورند تاانرژی از دست رفته را بازیابند. روزی 40 کیلوگرم
خرس قهوه‌ای در حالت عادی در شب فعالیت می‌کند. در تابستان بیش از 180 کیلوگرم چربی ذخیره می‌کند که او را قادر می سازد در طول زمستان که خیلی سست می‌شود مقاومت کند. با این حال آنها زمستان‌خواب نیستند و به آسانی بیدار می‌شوند. هم نر و هم ماده این حیوان در زمستان در غار یا لانه به سر می‌برند. خرس قهوه‌ای بسیار گوشه‌گیر است، با این حال ممکن است آنها در تعداد زیادی به دور منبع غذایی بزرگ، در کنار هم جمع شوند و یک سلسله‌مراتب اجتماعی را بر پایه سن و اندازه‌شان تشکیل دهند.
وقتی خرس قهوه‌ای مصدوم شد با صدای بسیار بلندی می غرّد ولی در حالت عادی با ترساندن و عصبانیت و تولید صدای زیر به وسیله به هم ساییدن دندان به دیگران هشدار می‌دهد. آنها تقریباً همیشه از مواجه شدن با انسان خودداری می‌کنند.

رژیم غذایی 
آنها جانورانی همه چیز خوار هستند و از محصولات متنوع گیاهی استفاده می‌کنند شامل: توت، ریشه درختان، جوانه، قارچ و همچنین فراورده‌های گوشتی مثل ماهی، حشره، و پستانداران کوچک. آن طور که مشهور است آنها گوشتخوار نیستند. خرس قهوه‌ای بیش از ۹۰٪ از انرژی غذایی خود را از مواد گیاهی بدست می‌آورد.ساختار فک آنها متناسب با نوع غذایی آنان است. نوع غذای آنان به طور چشمگیری بستگی به منطقهزندگی آنها دارد. مثلاً خرس هایی که در یلوستون هستند در طول تابستان مقدار زیادی حشره بید می‌خورند. بعضاً ۴۰٬۰۰۰ بید در روز می‌خورند و این مقدار ممکن است نیمی از انرژی سالانه آنان را فراهم کند.

روابط شکاری خاص 
خرس‌های بالغ تقریباً از هر حمله‌ای مصون اند به جز حمله خرس‌های دیگر. بعضی از خرس هایی که از خواب زمستانی بیدار می‌شوند به دنبال ببر می‌گردند تا آنها را شکار کنند.بعضاً ببر هم خرس‌ها را شکار می‌کند. در شرق دور روسیه خرس قهوه‌ای و خرس سیاه آسیایی روی هم رفته ۵ تا ۸ درصد از رژیم غذایی ببر سیبری را تشکیل می‌دهند و خرس قهوه‌ای به تنهایی ۱ تا ۱٫۵ درصد از آن را تشکیل می‌دهد. وقتی جای پای خرس‌ها در منطقه‌ای کم شد ببرها به آنها حمله می‌کنند. معمولاً خرس‌های بالغ بزرگ از حمله ببرها در زمستان در امانند ولی گاه در زمستان وقتی در لانه خود هستند کشته می‌شوند.البته مواردی هم به ثبت رسیده است که خرس‌ها ببر را کشته‌اند یا برای دفاع از خود در برابر کشته شدن توسط آنها و یا برای مصرف.
دیده شده است که خرس‌های قهوه‌ای به سمت شمال و به سمت قلمرو خرس‌های قطبی حرکت کرده‌اند. خرس‌های قهوه‌ای تمایل دارند قلمرو آنان را اشغال کنند تا از لاشخورها در امان باشند و توله‌های مرده خرس قطبی در لانه خرس قهوه‌ای یافت شده است و توله خرس‌های پاندا نیز توسط خرس‌های قهوه‌ای خورده شده است.

خرس سیاه آسیایی


خرس سیاه آسیایی یا خرس سیاه تبتی یا خرس ماه گونه‌ای خرس در اندازه متوسط است که یک علامت V بر روی قفسهٔ سینه‌اش نقش بسته‌است. این خرس به‌خوبی برای زندگی بر روی درخت انطباق یافته و در مناطق وسیعی از جنوب آسیا، شمال شرق چین، خاور دور روسیه و ژاپن می‌زید. آی‌یوسی‌ان این حیوان را در فهرست گونه‌های در خطر انقراض و در ردهٔ آسیب‌پذیر قرار داده‌است که بیشتر به‌دلیل جنگل‌زدایی و شکار این حیوان برای استفاده از برخی اعضای بدن اوست. خرس سیاه شباهت ریخت‌شناسانه بسیار زیادی با خرس‌های ما قبل تاریخ دارد و برخی دانشمندان وی را نیای دیگر گونه‌های امروزین خرس می‌دانند. خرس سیاه هرچند بیشتر گیاه‌خوار است اما رفتاری پرخاش‌گرانه نسبت به انسان دارد و حملهٔ بدون هشدار این حیوان به آدمی بارها گزارش شده‌است.

خرس سیاه آمریکایی


خرس سیاه آمریکایی (به انگلیسی: American black bear) یک خرس متوسط الجسه و بومی آمریکای شمالی است. این گونه کوچکترین و فراوان ترین گونهٔ خرس در این قاره‌است. خرس سیاه مانند انسان همه‌چیزخوار است و رژیم غذایی اش تا حد زیادی وابسته به زمان و مکان است. این گونه به طور معمول در مناطق جنگلی وسیع زندگی می‌کند، اما معمولا برای جستجوی غذا جنگل را ترک می‌کند.

خرس عینکی


خرس عینکی (به انگلیسی: Spectacled Bear)‏ که به خرس آندی (به انگلیسی: Andean Bear)‏ هم معروف است نوعی خرس است که در آمریکای جنوبی زندگی می‌کند. این نوع خرس تنها خرسی است که در نیمکره جنوبی زمین زندگی می‌کند. دور چشم این خرس‌ها موهایی با رنگ متفاوت دارد که از دور شبیه عینک به نظر می‌رسد.

خرس تنبل


خرس تنبل (به انگلیسی: Sloth Bear)‏ که به آن خرس لب (به انگلیسی: Lip Bear)‏ هم گفته می‌شود نوعی خرس ساکن در جنگل‌های هند، نپال، پاکستان، بنگلادش و سری لانکا است. این خرس اغلب با استفاده از پنجه‌های بلند و خمیده‌اش بی حرکت از شاخه‌ای آویزان می‌شود.

خرس آفتاب


خرس آفتاب (به انگلیسی: sun bear)‏ یا خرس آفتاب مالایایی (به انگلیسی: Malayan sun bear)‏ کوچک‌ترین عضو خانواده خرس‌ها است که کمترین مطالعه در این گروه بر روی آن صورت گرفته‌است.حدود ۱۰۰ سانتی متر طول دارد و در جنگل‌های جنوب شرق آسیا زندگی می‌کند. غذای این حیوان عبارتست از: میوه‌ها، پرندگان، موشها و سایر جانوران کوچک. از موریانه هم تغذیه می‌کند.






خرس پاندا در ادامه مطلب


نوع مطلب : طبیعت، جانوران، 
برچسب ها : حیوان، خرس،
لینک های مرتبط :

یکشنبه 25 فروردین 1392 :: نویسنده : کوروش هویدا


( کل صفحات : 2 )    1   2   
درباره وبلاگ


زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صــحـنـه پــیــوســتـه بـه جــاســـت
خـرم آن نغـمه کـه مردم بـسـپـارند بـه یـاد

مدیر وبلاگ : کوروش هویدا
نویسندگان
نظرسنجی
نظرشمادرمورداین وبلاگ چیست؟






آمار وبلاگ



  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :