تبلیغات
وبكده آریانا - مطالب فروردین 1394
وبكده آریانا
چه دعایی كنمت بهتر از این كه خدا پنجره باز اتاقت باشد
گفتم به اروپا بفرستم پسرم را ....


Image result for ‫کاریکاتور موسیقی‬‎


گفتم به اروپا بفرستم پسرم را

تا آید و تامین کند آخر نظرم را

هی بابت آموزش خود پول ز من خواست

تا کرد تلف مخزن در و گهرم را

در مدرسه هم بس که لش و سر به هوا بود

کردند برون توله سگِ کره خرم را

برگشت به ایران و کنم سعی که بخشند

یک پست حسابی پسر بی هنرم را

در خانه ز بس سر دهد آواز فرنگی

با وق وق خود منگ کند پاک سرم را

شش سال زمن پول گرفته است اروپا

تا اینکه مبدل به سگی کرده خرم را

گوئی که در آنجا بجز آواز و بجز رقص

کس یاد نداده پسر بی بصرم را

عین خود مخلص شده چون یاد گرفته است

قرتی گری و هرزگی و فیس و ورم را

اکنون شده لایق که پس از من برد از پیش

دون بازی و اجحاف و امور دگرم را

دارد پسر بنده نشان از پدر خویش

چون من که شدم نسخه ی ثانی پدرم را

او نیز به مانند من از آب در آید

آن گاه که در خاک برم بنده سرم را


       << ابوالقاسم حالت >>




نوع مطلب : عمومی، ادبی، طنز (لطیفه)، شعر، 
برچسب ها : طنز، ابوالقاسم حالت،
لینک های مرتبط :

شنبه 29 فروردین 1394 :: نویسنده : کوروش هویدا
 گر چه مستیم و خرابیم چو شبهای دگر ....



Image result for ‫گر چه مستیم و خرابیم چو شبهای دگر‬‎




پیش ما سوختگان مسجد و میخانه یکـیست
حرم و دیر یکی ، سبحه و پیمانه یکیست

 اینهمه جنگ و جدل حاصل کوته‌ نظریست
گر نظر پاک کنی کعبه و بتخانه یکیست

 هر کسی قصه‌ی شوقش به زبانی گوید
چون نکو می نگرم حاصل افسانه یکیست

 اینهمه قصه ز سودای گرفتاران است
ور نه از روز ازل دام یکی ، دانه یکیست

 رهی هرکس به فسونی زده آن شوخ ار نه
گریه‌ی نیمه شب و خنده‌ی مستانه یکیست

 گر زمن پرسی از آن لطف که من میدانم
آشنا بر در این خانه و بیگانه یکیست

 هیچ غم نیست که نسبت به جنونم دادند
بهر این یک دو نفس عاقل و دیوانه یکیست

 عشق آتش بود و خانه ‌خرابی دارد
پیش آتش دل شمع و پر پروانه یکیست

گر به سر حد جنونت ببرد عشق«عماد»
بی‌ وفـایی و وفاداری جانانه یکیست


       << عماد خراسانی >>




نوع مطلب : عمومی، ادبی، شعر، 
برچسب ها : اشعار، عماد،
لینک های مرتبط :

شنبه 22 فروردین 1394 :: نویسنده : کوروش هویدا
تابحال ، از عسل ِ چشم کسی .....



Image result for ‫دختر چشم عسلی‬‎


تابحال ، از عسل ِ چشم کسی مَست شدی ؟!

تا بحال ، عاشق ِ دیـوانـه ی سرمست شدی ؟

من همان عاشق ِ دیوانه ی سرمست ِ توأم !

تـو بـه اندازه ی من پای کسی هـرز شدی ؟

وقتی از خلسه ی آغوش ِ تـو بر می گردم !

تـو هم آشفته ی آن بوسه ی بی مرز شدی ؟

من که از دوری تـو تـار ِ دلم می لـرزد !

تو هم اندازه ی من این همه دلتنگ شدی ؟

هوس ِ خواستنت ، مثل ِعسل شیرین است

تو بگو ، عاشق ِ این قلب ِ پُر از درد شدی ؟!





نوع مطلب : عمومی، ادبی، شعر، 
برچسب ها : اشعار، چشم عسلی،
لینک های مرتبط :

پنجشنبه 6 فروردین 1394 :: نویسنده : کوروش هویدا


درباره وبلاگ


زندگی صحنه یکتای هنرمندی ماست
هر کسی نغمه خود خواند و از صحنه رود
صــحـنـه پــیــوســتـه بـه جــاســـت
خـرم آن نغـمه کـه مردم بـسـپـارند بـه یـاد

مدیر وبلاگ : کوروش هویدا
نویسندگان
نظرسنجی
نظرشمادرمورداین وبلاگ چیست؟






آمار وبلاگ



  • کل بازدید :
  • بازدید امروز :
  • بازدید دیروز :
  • بازدید این ماه :
  • بازدید ماه قبل :
  • تعداد نویسندگان :
  • تعداد کل پست ها :
  • آخرین بازدید :
  • آخرین بروز رسانی :